امروز جمعه ۱ مرداد ۱۴۰۰ شما در هستید.
به سایت خوش آمدید.
  • آخرين آهنگ ها
  • آخرين آلبوم ها
  • آخرين سريال ها
  • آخرین فیلم ها
  • آخرین موزیک ویدیو ها

ریشه اعتقاد به تعارض علم و دین چیست؟ و چرا این دیدگاه در جهان غرب طرفدارانی دارد؟ | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

 

 

ریشه اعتقاد به تعارض علم و دین چیست؟ و چرا این دیدگاه در جهان غرب طرفدارانی دارد؟

 

 

نکته:

 

بی‌شک وجود زمینه‌های کلامی مسیحی و نیز برخورد کلیسا با دستاورد‌های علمی گاهی تا آنجا پیش رفت که برخی نظریه‌پردازان رادیکال معتقد شدند که علم و دین به‌طور اساسی آشتی ناپذیرند.رفتار تاریخی نهاد‌های دینی مسیحی در مورد نظریه خورشید مرکزی کوپرنیک و مجازات گالیله توسط کلیسا در قرن ۱۷ میلادی و پس از آن ظهور داروینیسم در ۱۸۵۹میلادی در قالب نظریه خلقت و تکامل و مخالفت گسترده دینی و کلامی با آن که به خشونت و آزار و حبس و شکنجه و حتی مرگ برخی دانشمندان منجر می‌شد، تأثیر عمیقی بر پذیرش وجود این تعارض گذاشت.اما مهم‌تر از این ملاحظات تاریخی، موانع جدی فلسفی و به ویژه معرفت‌شناختی است. در اینجا مسئله اصلی این است که به نظر می‌رسد عقاید دینی، از لحاظ تجربی آزمون ناپذیرند؛ در حالی که علم همواره نظرات خود را در معرض آزمون باز قرار می‌دهد.

 

نکته:

 

ابطال‌پذیری، شاخص وضعیت علمی یک نظریه است. تمایل به این که ایده‌های علمی در معرض ابطال قرار گیرد، علم را خالص می‌کند و نشان می‌دهد که علم طریقی باز و صحیح برای آموختن درباره طبیعت اشیاء است.اما دین بر پیش‌فرض‌های پیشینی، یا ایمان مبتنی است؛ در حالی که علم چیزی را مسلم نمی‌گیرد. همچنین دین کاملاً عاطفی، احساساتی و ذهنی است، در حالی که علم می‌کوشد بی طرف، غیراحساساتی و عینی باشد. به نظر می‌رسد این تضادها به چیزی کمتر از یک دشمنی متقابل و حل ناشدنی منتهی نشود.[۱۳۰]از سویی فلسفه، اخلاق و علم نیز نیاز‌های بشر را به دین مرتفع می‌سازند بنابراین آن ناسازگاری و این جایگزینی راهی برای همراهی باقی نمی‌گذارند.

 

نکته:

 

البته این وضعیت در رویارویی کلیسا با دست آوردهای علمی پیش آمده است، اما در الاهیات اسلامی – شیعی در چنین سطحی روی نداده است، بلکه در این الاهیات «حقیقت» و تلاش عالمانه برای فهم و کشف آن، محور مرکزی در باب گفت وگوی علم و دین است. بنابراین باید در نظریه تعارض علم و دین همیشه به یاد داشت که پیش‌فرض‌های برجسته در این نظریه بر پیش‌فرض‌های دینی اسلامی – شیعی منطبق نیست. در عمل نیز بسیاری از معتقدان به دین، تعارضی میان علم و دین احساس نمی‌کنند، بلکه دانشمندان علوم تجربی که با انگیزه دینی و اسلامی و یا براساس مبانی دینی و با پیرامون گزاره های دینی به تحقیق پرداخته اند گاهی به موفقیت های دوچندان دست یافته‌اند.از سویی باید توجه کرد که بخش عقاید دینی تحقیقی و عقلانی است. به علاوه بسیاری از آموزه‌های دینی از جنس آموزه‌های تجربی نیستند بلکه متافیزیکی و از جنس عقلانیت فلسفی هستند.و در نهایت آن که، عرضه اعتقادات دینی به عنوان اصول دین به عقل و تحقیق، آموزه‌های دینی را در معرض خلوص و ابطال خرافات و عقاید غلط قرار می‌دهد.

 

 

[۱۲۹]. conflict.
[۱۳۰]. علم و دین از تعارض تا گفت وگو، ص۳۴.

 

شاید این مطالب را هم بپسندید:

منبع: سایت پاسخ سوالات شرعی برگرفته از پرسش ها و پاسخ ها «علم و دین».

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

رابطه عقل و دین چیست | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

 

با توجه به پیشرفت‌های فراوان دنیای امروز با تکیه بر عقل بشری دیگر چه نیازی به دین هست؟ و اگر هست، عقل در آن چه جایگاهی دارد؟

 

 

نکته:

 

دنیای مدرن امروزی بسیار متأثر از عقل بشری است. واقعیت این است که دنیای مدرن با پشت کردن به وحی و شهود شکل می‌گیرد و روشن گری، خود را از افق همین عقل بشری آغاز می‌کند، در حالی که فیلسوفان ما قبل مدرن، بخش قابل توجه مباحث خود را متوجه شهودهای عقلانی و وحی می‌کردند. ‌اما، در فلسفه‌های راسیونالیستی و عقل‌گرا[۲۱] که در دنیای مدرن شکل گرفت، این مبحث به حاشیه رانده شد.

 

کانت و شهود عقلی:

 

کانت با توجه به همین مسئله بود که با صراحت به انکار شهود عقلی پرداخت و در نتیجه ارتباط مفاهیم عقلی را با دنیای خارج گسسته و قطع شده دانست. او این دسته از مفاهیم را که قابل تقلیل به افق حس نبودند، به جای آن که چراغ خارج بداند، حجاب آن دانست و در نتیجه شکاکیت ساختاری را در متن معرفت و آگاهی بشر وارد ساخت. در اندیشه کانت، عقل مفهومی از روشن‌گری در مورد جهان خارج بازماند و تأملات فلسفی در چارچوب مفاهیم ذهنی محدود شد و بدین ترتیب، هستی‌شناسی[۲۲] به معرفت‌شناسی[۲۳] مبدل گشت.

 

نکته مهم:

 

راه برون‌رفت از این مشکل، انکار و نفی عقل ابزاری نیست، شناخت وضعیت موجود و آگاهی از نقایص و کاستی‌های عقلانیت ابزاری، گامی لازم، ضروری و در عین حال غیرکافی است عقلانیت ابزاری و عرفی که خالی از مرجعیت عقل و وحی است، یعنی عرف سکولار، دو لاشه برجای مانده مدرنیته است و این لاشه بی‌جان را نور عقل است که دیگر بار، حیات و زندگی می‌بخشد.[۲۴]

 

بنابراین و از منظری دیگر، تعبیر «نسبت عقل و دین» به‌طور کلی به معانی گوناگونی به کار می رود:

 

شاید این مطالب را هم بپسندید:

الف. عقل به معنای ره آوردهای علمی تجربی بشر

اگر عقل به علوم تجربی فروکاسته و تحویل(reduced) شود در واقع مطلب فوق به معنای همان رابطه علم و دین است که در جای خود به تفصیل از آن گفت وگو می‌شود.

 

ب. عقل به معنای خرد جزءنگر راسیونالیستی[۲۵] و یا خرد ابزاری[۲۶]

این معنا از خرد در برخی از موارد نه تنها با دین، بلکه با خود عقل به معنای دیگری که خواهد آمد در تعارض می افتد، و علت آن، نه وجود نقص در دین، بلکه به خاطر لنگان بودن این عقل است. عقل ابزاری و جزءنگر در محدوده خرد لازم و مفید است، اما اصالت دادن به آن و حقایق برتر را رها کردن، آفت بزرگی است که گریبان گیر راسیونالیسم (Rationalism) و عقل گرایی افراطی مدرن شد. عقل گرایی افراطی راسیونالیستی و ابزاری با ارزش ها و فضایل معنوی و امور معنوی و کمال آفرین سازگاری ندارد و متوجه برخورداری‌های مادی و جسمانی است و تنها به نیازهای دنیایی انسان می اندیشد، ازاین رو گاه با تعالیم دین در تعارض می افتد، زیرا در بسیاری از موارد رسیدن به ارزش ها و کمالات در گرو فرو نهادن بخشی از تمایلات مادی و زمینی است.

 

ج. عقل کل‌نگر توحیدی

چنین خردی نه تنها با دین اندک تعارضی ندارد، بلکه بین دین و عقل به این معنا هرگز جدایی و اصطکاک نیست:

«الدین والعقل توأمان» در اسلام عقل – البته عقل قطعی، نه ظنی – یکی از منابع کشف احکام الاهی است.

 

عقل گریزی از نگاه قرآن:

 

از دیدگاه قرآن یکی از کاستی های بزرگ بشریت که او را از دین دور ساخته است عقل گریزی است، از این  رو قرآن مجید در جای جای خود انسان ها را دعوت به تعقل و ژرف اندیشی می کند، زیرا در پرتو عقل، عظمت، حقانیت و سودمندی تعالیم انبیا کشف و درک می شود، تا آنجا که در نصوص اسلامی آمده است: «به واسطه عقل خداوند مورد پرستش قرار می گیرد و بهشت به دست می آید.»[۲۷]

 

هدف نهایی دین:

 

هدایت و راهنمای و شکوفایی انسان‌ها و قرب الاهی و سرای ابدی است و دین اسلام به لحاظ نظری این شکوفایی را هدف گرفته است. عقل در این دین از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است به‌طوری که ایمان آوردن به این دین به شرط عرضه دلایل عقلی از طرف آن است به عبارت دیگر این دین، دینی است که به پیروان خود امر می‌کند که همیشه دین‌داری خود را عمق بخشند و در جنبه‌های کلامی و نیز اخلاقی و رفتاری رشد کنند. در حوزه اعتقادی و کلامی این مهم با ارتقای دین‌داری از دین‌داری سطحی و عوامانه به دین‌داری محققانه و عالمانه ممکن می‌شود. برای همین است که بخش اصلی دین – یعنی اصول دین – با توجه به مراتب دانش و شناخت عمومی مسلمانان، تحقیقی است و ایشان مکلفند به‌طور دایم سطح این دانش و فهم را ارتقا بخشند.[۲۸]

 

تفاوت دین مسیحت با اسلام در مورد تقلید در اصول دین:

 

برخلاف دینی مانند مسیحیت (البته صورت تحریف شده و کنونی آن) که از پیروان خود اول ایمان را می‌خواهد و جمله معروف بزرگان آن این است که «ایمان بیاور تا بفهمی». در حالی که اسلام از اساس با این شیوه تفکر سر ناسازگاری دارد. اسلام ما را از پیروی و تقلید در اصول دین منع می‌کند و در مراتب بالاتر از ما می‌خواهد اصول این دین را خودمان به کمک عقل و دلایل عقلی به دست آوریم.[۲۹] البته این هدف در یک فرایند مستمر و تدریجی و با ارتقا بخشیدن به سطح و عمق معرفت دینی دین داران ممکن است.

 

چنان‌که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده‌اند:

 

«به راستی که همه خیر با عقل درک می‌شود، و کسی که عقل ندارد، دین نیز ندارد.»[۳۰]

 

کارکردهای عقل در ساحت دین

 

در حقیقت عقل نیرویی است که هم به کار فهم می‌آید و هم استدلال‌گر است. همچنین، عقل نیروی نقاد نیز هست. شهود حقایق عقلانی، مانند بدیهیات اولیه و اصول ریاضیات و منطق نیز از کارهای عقل است. در مباحث پیش‌رو همه این معانی مدنظر هستند. عقل کارکردهای مختلفی دارد.

 

درباره ارتباط عقل و دین، حداقل هفت نقش متفاوت برای عقل قابل تصور است؛ یعنی نقش عقل را حداقل در هفت مقام می‌توان در نظر گرفت:

 

۱. در مقام انتخاب دین؛

 

۲. در مقام فهم معنای گزاره‌های دینی؛

 

۳. در مقام استنباط گزاره‌های دینی از متون مقدس؛

 

۴. در مقام انتظام بخشیدن به آنها؛

 

۵. در مقام تعلیم گزاره‌های دینی؛

 

۶. در مقام اثبات گزاره‌های دینی؛

 

۷. در مقام دفاع از آنها.

 

نکته:

 

عقل، در مراتبی که پیش از این آمد، انسان را به‌سوی توحید، ایمان و زیبایی‌های اخلاقی و خیرات و کمالات دعوت می‌کند. عقل، خواستار عدل و احسان و ملاک تکلیف و ثواب و عقاب است. به وسیله عقل، حق از باطل، خیر از شر و راه از بی‌راهه تمیز داده می‌شود. عقل نوری است که در پرتو آن خداوند پرستیده می‌شود و به وسیله آن بهشت به دست می آید.[۳۱]

 

تعقل اساس تربیت اسلامی:

 

اساس تربیت صحیح اسلامی بر اصل تعقل استوار است. آدمی با تعقل در آیات الاهی، حق را در می‌یابد و می‌تواند به کمالات الاهی متصف گردد.روشن است که جامعه دینی در مقام استنباط و فهم و تعلیم گزاره‌های دینی از عقل بهره می‌جوید. موافقان و مخالفان دخالت عقل در دین، بر این سه کارکرد اتفاق نظر دارند. کارکرد چهارم عقل، یعنی انتظام بخشی به گزاره‌های دینی، نیز چندان محل اختلاف نیست. حتی ایمان گرایان و ظاهرگرایان نیز مجموعه ناهماهنگی از گزاره‌های دینی را نمی‌پذیرند. انسجام و سازگاری درونی میان مجموعه گزاره‌های دینی، کمترین شرط مقبولیت آن نظام است و بدون آن، التزام به نظام معارف دینی بی‌معناست.

 

استاد مطهری در این باره می‌گوید:

 

«اسلام یک دین طرفدار عقل است و به نحو شدیدی روی این استعداد نیز تأکید کرده است. نه فقط با او مبارزه نکرده بلکه از او کمک و تأیید خواسته است»[۳۲]

 

نکته:

 

اسلام به این مطلب اذعان دارد که آدمی باید براساس عقل و بینش، دین خود را انتخاب کند و نباید در این مورد به تقلید کورکورانه روی آورد زیرا اگر فردی از روی عقل و خرد به دین اسلام روی آورد، پایبندی‌اش به دستورات و احکام اسلام عمیق‌تر و بیش‌تر خواهد بود. دین و مذهب با روح و فکر مردم سر و کار دارد و اساس آن بر ایمان و یقین استوار است، ازاین‌رو راهی جز منطق و استدلال نمی‌تواند داشته باشد. ازاین‌رو، میان دین و عقلانیت یا شریعت و حکمت، هیچ گونه اختلافی نیست. بلکه علم، فلسفه و دین سه چهره یک حقیقت و سه نماد یک واقعیت به شمار می آیند که همدیگر را پشتیبانی و تغذیه مفهومی می‌کنند.

 

 

[۲۱]. با تکیه بر عقل جزیی – تجربی.
[۲۲]. Antoloyy.
[۲۳]. Epistemology.
[۲۴]. برای مطالعه بیش‌تر ر.ک: حمید پارسانیا، مقاله: از عقل قدسی تا عقل ابزاری، parsania.net، این بخش وامدار این مقاله و تفکیک بدیع و سامان مند مراتب مختلف عقل به وسیله آن است.
[۲۵] . Rationalistic.
[۲۶] . Instrumental Reason.
[۲۷]. «العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان …» (اصول کافى، ج۲، ص۱۶)
[۲۸] . مرتضی مطهری، علل گرایش به مادی‌گری، تهران: صدرا، بی‌تا، ص ۵۵ و ۵۶.
[۲۹] . اگر چه در زمان خود پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) هرگاه رئیس قبیله ایمان می‌آورد، به دنبال او مردم قبیله او نیز ایمان می‌آوردند؛ اما اسلام در یک فرایند تعالی بخش، به دنبال رشد آدمیان از تبعیت سنتی به یک ایمان خودآگاهانه و فاخر است. به علاوه نباید مقام تحقق را با مقام تحقیق و نیز میان علل و دلایل خلط کرد.
[۳۰] . «انما یدرک الخیر کلّه بالعقل، و لا دین لمن لا عقل له.» (بحار الانوار، ج ۷۷، ص ۱۵۸، ف.)
[۳۱]. «العقل ما عبد به الرحمن واکتسب به الجنان» (اصول کافى، ج۲، ص۱۶.)
[۳۲]. مرتضی مطهری، پانزده گفتار، تهران: صدرا، ۱۳۸۰ش، چ۱۴، ص۲۴.

 

منبع: سایت پاسخ سوالات شرعی برگرفته از پرسش ها و پاسخ ها «علم و دین».

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

اگر دین نداری آزاده باش | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

 بیان امام بیانگر این است که مردم کوفه چنان در ورطه بی دینی غوطه ور شده بودند که امام از آنها توقع رفتار دین مدار نداشت؛ بلکه از آنها می خواست به حداقل اقتضائات انسانی عمل کنند. این کلام امام(ع) زنگ خطر و مایه عبرت برای مسلمانان عصر حاضر است که از سرنوشت مردم کوفه درس گرفته و با اجتناب از اعمال و رفتاری که بوی تبعیت از هوا و هوس می دهد و یا برگرفته از جهل و نادانی و تعصب و جمود است دین خود را مستحکم نموده، خود را برای دفاع از قیام آخر الزمان و همراهی موعود جهانی آماده و مهیا سازند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی
حضرت آیت الله مکارم شیرازی

اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید!

پرسش : چرا امام حسین(علیه السلام) در روز عاشوراخطاب به دشمنان فرمود: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید»؟

پاسخ تفصیلی: یکی از مشهور ترین سخنان امام حسین(علیه السلام) که منابع مختلف ـ با تفاوت هایی در جزییات ـ آن را نقل کرده اند، این کلام است که فرمود:

 «یا شیعه آل سفیان ان لَم یَکُن لَکُم دینٌ و کُنتُم لاتَخافونَ المَعادَ فَکونوا اَحراراً فِی دُنیاکُم»(۱)؛ (ای پیروان آل سفیان! اگر شما دین ندارید و از روز قیامتنمی ترسید، پس [لااقل] در زندگی خود آزاده باشید).

این سخن هم در منابع تاریخی شیعه و هم در منابع اهل سنّت ذکر شده است که مرحوم مجلسی در جلد چهل و پنجم «بحارالانوار»(۲) به بخشی از این منابع اشاره کرده است. بر این اساس شهرت روایی آن به حدّی است که می توان اطمینان داشت این جمله، کلام امام حسین(علیه السلام) است و ساخته و پرداخته تاریخ نویسان نیست.

معنای سخن امام(علیه السلام) این است که ای مردم اگر بندگی خدارا نپذیرفته اید و جهان پس از مرگ برای شما باور پذیر نیست و زندگی را در همین چند صباح دنیا تعریف می کنید، لااقل ارزش های انسانی را زیر پا نگذارید و به حجت های باطنی که از عقل و فطرت سرچشمه می گیرد پایبند باشید.

مورخین می گویند: این کلام ایشان در روز عاشوراو پس از آنکه همه یاران و اصحاب و فرزندان ایشان به شهادت رسیدند، در شرایطی از دو لب مبارکشان صادر شد که به تنهایی مشغول نبرد بودند و تیرها و نیزه‌ها از هر سو بدن مبارک ایشان را آماج خود قرار داده بود و امام آخرین رمق های خود را برای ادامه مبارزه و جهادبکار بسته بودند که ناگهان نگاهشان به لشکر انبوهی می افتد که به فرماندهی شمربن ذی الجوشن(لعنه الله علیه)، بین امام و خیمه‌های آن‌ حضرت فاصله شده و قصد حمله به خیمه‌های امام را داشتند. ایشان با دیدن این صحنه رو به آنها کرده و فرمودند: «ای پیروان آل ابی سفیان! اگر دین ندارید و از قیامت نمی‌هراسید، در دنیایتان آزاده باشید و… شمرگفت: حسین! چه می گویی!؟

امام فرمود: من با شما می جنگم و شما با من نبرد می کنید، این زنان گناهی ندارند؛ پس تا من زنده هستم از تعرض یاغیانتان به خانواده من جلوگیری نمایید و به خیمه‌ها حمله نکنید».

شاید این مطالب را هم بپسندید:

این بیان نورانی در آن لحظات حساس بیانگر این است که مردم کوفه چنان در ورطه بی دینی غوطه ور شده بودند که گویا امام(علیه السلام) دیگر از آنان توقع رفتاری مبتنی بر اصول و ملاک های دینی نداشت بلکه به حداقل اقتضائات و شاخصه های انسانی اکتفا نموده از آنها می خواست لااقل به محدوده حیوانیت تنزل نکنند؛ چراکه بالاخره حتی اگر انسان دینی اختیار نکرده باشد، اگر به درون خود و به عقل و فطرتش بنگرد و الزامات انسان بودن خویش را درک نماید، از بسیاری اعمال زشت اجتناب می نماید.

 

به راستی دلیل این رفتارهای جنون آمیز مردم چه بود و چه می شود که یک مسلمان آن چنان دچار ضعف دین می گردد که حتی با اصل دین و اولیای دین به جنگ بر می خیزد؟ آری قومی که شهوات دنیا و رسیدن به هوا و هوس و پیروی از ائمه طاغوت و حاکمان زر و زرو و تزویر را بر تقواو پاک دامنی و دینداری ترجیح دهند، نه تنها دین و مسلمانی که حتی اولیات و ابتدایی ترین اصول و شاخصه های انسانی را نیز از دست می دهند و همین تهی شدن سبب می شود که این طور در مقابل امام به حق خود بایستند و برای کشتنش از هر راهی و به هر شکلی و هر جنایتی دست بزنند که نمونه کوچک آن حمله به خیام حرم و اذیت و آزار یک مشت زن و بچه بیگناهبود.

آری این ارتکاب محرمات و انجام گناهاست که پایه های دین را در انسان متزلزل می کند؛ به عنوان نمونه یکی از گناهانی که انسان را از دایره دین مداری خارج می سازد و امام در روز عاشورابر روی آن انگشت گذاشته و آن را یکی از دلایل این وضعیت کوفیان معرفی می کند حرامخواری و لقمه حرام است.

مورخین می گویند: امام حسین(علیه السلام) در روز عاشوراطی سخنان متعدد و طولانی خطاب به لشگر عمر سعد آنها را به پیروی از خود فرا خواند اما نه تنها پاسخ مثبتی از جانب آنان دریافت نکرد حتی با بی توجهی و جسارت آنها مواجه شد و لذا با سوز و گداز فرمود: «فَقَدْ مُلِئَتْ‏ بُطُونُکُمْ‏ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَى قُلُوبِکُمْ وَیْلَکُمْ اَ لَا تُنْصِتُونَ اَ لَا تَسْمَعُونَ فَتَلَاوَمَ اَصْحَابُ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ بَیْنَهُمْ وَ قَالُوا اَنْصِتُوا لَهُ»(۳)؛ (آری در اثر غذاهای حرامکه شکم های شما از آنها انباشته شده، خداوند این چنین بر دلهای شما مهر زده است وای بر شما! چرا ساکت نمی شوید؟! چرا به سخنانم گوش فرا نمی دهید؟!).

امام(علیه السلام) در هنگام ورود به سرزمین کربلا نیز فرمود: «اِنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیَا، وَالدِّینُ لَعْقٌ عَلَى اَلْسِنَتِهِمْ‏ یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ فَاِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ”»(۴)؛ ( این مردمان بندگان دنیایند و دین مانند امری لیسیدنی بر زبان آن‌ها افتاده است تا هنگامی به دنبال دین می‌روند که معیشت آن‌ها برقرار باشد، اما هنگامی‌که در امتحان افتند، دین‌داران اندک خواهند بود) خود دلیل روشن و شاهد صادقی بر ضعف دین و صوری بودن و ظاهری بودن مسلمانی این مردم است و همین بی دینی کار آنها را به مقابله با امام زمانشان کشانید و امام با این کلام دقیقا بر همین نقطه ضعف آنان انگشت گذاشت.
براستی! اگر مسلمانان در پی هوا و هوس های خود باشند و رسیدن به شهوات و امیال نفسانی را بر حق مداری و حقیقت جویی برگزینند و آموزه های دینی و شاخصه های الهی را از سرچشمه های اصلی آن دریافت نکنند، ممکن است به سرنوشت مسلمانان کوفه و لشگریان عمر سعد(لعنه الله علیه) گرفتار شوند.

اتفاقی که در عصر ما نیز نشانه های آن وجود دارد و مسلمانانی را می بینیم که با وجود تظاهر به دین داری، حتی از مدار انسانیت خارج شده، و از حیوان پست تر می شوند. نظیر اقداماتی که برخی جریانات افراطی همچون وهابیت، داعش و القاعده و… در اوج رذالت و پستی انجام می دهند و روح و قلب هر انسان آزاده ای را متاثر نموده و به درد می آورند.

بله ما نیز با شنیدن این کلام امام(علیهم السلام) باید به فکر فرو رفته از عاقبت خود بیمناک باشیم و با تلاش و کوشش از خود مراقبت نماییم که مبادا با دنیا پرستی و شهوت رانی به جایی برسیم که نه تنها از آموزه های دینی بلکه از عقل و فطرت و وجدان فاصله گرفته و مرزهای حیوانیت و وحشی گری را در نوردیم. کما اینکه در روایات معصومین(علیهم السلام) راجع به آخر الزمان و نصوص وارده پیرامون قیام مهدی(عجل الله فرجه الشریف) این مطلب بصورت روشن و واضح به چشم می آید که مهمترین دشمنان و مقابله کنندگان با مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه) نیز همین منحرفین از دین و آموزه های اصیل دین هستند که دنیا پرستی و شهوت رانی آنها را ازاصلدین دور نموده و تنها ظاهری از دین برایشان باقی نهاده است.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) در احوال مردم آخر الزمان فرمودند: (زمانی بر مردم بیاید که شکم هاشان خدایان آنها شود، و زنانشان قبله گاهشان و پولشان همان دینشان شود و کالاهای دنیوی را مایه شرف و اعتبار و ارزش خویش دانند. از ایمان جز نامی و از اسلامجز آثاری و از قرآن جز درس نماند. ساختمان های مسجدهایشان آباد باشد ولی دلهایشان از جهت هدایت خداخراب شود …)؛ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی اللهعلیه و اله) یَاْتِی‏ عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ‏ بُطُونُهُمْ آلِهَتُهُمْ وَ نِسَاوُهُمْ قِبْلَتُهُمْ وَ دَنَانِیرُهُمْ دِینُهُمْ وَ شَرَفُهُمْ مَتَاعُهُمْ لَا یَبْقَى مِنَ الْاِیمَانِ‏ اِلَّا اسْمُهُ وَ لَا مِنَ الْاِسْلَامِ اِلَّا رَسْمُهُ وَ لَا مِنَ الْقُرْآنِ اِلَّا دَرْسُهُ مَسَاجِدُهُمْ مَعْمُورَهٌ مِنَ الْبِنَاءِ وَ قُلُوبُهُمْ خَرَابٌ عَنِ الْهُدَى …».(۵)

این کلام زنگ خطر و مایه ترس و وحشت برای ماست که از سرنوشت مردم کوفه درس گرفته و با اجتناب از اعمال و رفتاری که بوی تبعیت از هوا و هوس می دهد و یا برگرفته از جهل و نادانی و تعصب و جمود است خود را از بی ایمانی و ضعف دینداری در امان نگه داریم. امید است که برای دفاع از قیام آخر الزمانو همراهی موعود جهانی آماده و مهیا باشیم.

پی نوشت:

(۱). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق، ج ۴۵، ص ۵۱.(۲). همان.
(۳). بحار الأنوار، همان، ج ‏۴۵، ص ۸.
(۴). موسوعه کلمات الامام الحسین(ع)، محمود شریفی و دیگران، چاپ اول: قم، معهد تحقیقات باقرالعلوم، ۱۴۱۵ ق، ص ۳۷۳.
(۵). بحار الأنوار، همان، ج ۲۲، ص ۴۵۳.

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام