امروز یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰ شما در هستید.
به سایت خوش آمدید.
  • آخرين آهنگ ها
  • آخرين آلبوم ها
  • آخرين سريال ها
  • آخرین فیلم ها
  • آخرین موزیک ویدیو ها

دیدگاه کارشناسان و محققان مسیحی درباره تحریف انجیل | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

اعتبار کتاب مقدس در گذشته و حال مورد انتقاد شدید اندیشمندان بسیاری قرار گرفته است؛ به طور مثال، بولتمان، بزرگ ترین متخصص عهد جدید در قرن بیستم، در تاریخ سنت، به ارزیابی کتاب مقدس می پردازد؛ از نظر او، بسیاری از سخنان مکتوب عیسی(ع) گفته های خود او نیست، بلکه محصول حیات جوامع اولیه مسیحی به شمار می آید.

فهرست این نوشتار:

تحریف کتاب مقدس از دیدگاه منتقدان

پرسش : دیدگاه کارشناسان و محققان درباره ی مصونیت کتاب مقدس از تحریف چیست؟

پاسخ اجمالی

اعتبار کتاب مقدس در گذشته و حال مورد انتقاد شدید اندیشمندان بسیاری قرار گرفته است؛ به طور مثال، بولتمان، بزرگ ترین متخصص عهد جدید در قرن بیستم، در تاریخ سنت، به ارزیابی کتاب مقدس می پردازد؛ از نظر او، بسیاری از سخنان مکتوب عیسی(ع) گفته های خود او نیست، بلکه محصول حیات جوامع اولیه مسیحی به شمار می آید. آدولف فون هارناک، مورخ توانای قرن نوزدهم و بزرگ ترین متخصص آثار آباء کلیسا در عصر خود، در تاریخ اصول ایمان، این باور را مطرح کرد که انجیل تحت تأثیر فلسفه ی یونان تغییر یافته است.

پاسخ تفصیلی

اعتبار کتاب مقدس در گذشته و حال مورد انتقاد شدید اندیشمندان بسیاری قرار گرفته است. گزارش های تاریخی نشان می دهد که در قرون ابتدایی مسیحیت نیز برخی منتقدان معتقد به تحریف و تبدیل کتاب مقدس بودند.

در قرن نوزدهم میلادی، مباحث انتقادی مربوط به کتاب مقدس وارد مرحله ی جدیدی شد. برخی منتقدان قرن نوزدهم تحت تاثیر دیدگاه های لیبرال در الهیات، به نقد متون مقدس پرداختند.

۱- بولتمان (۱۸۷۶ ـ ۱۸۸۴ . م) که بزرگ ترین متخصص عهد جدید در قرن بیستم لقب یافته است، در اثر مهم خود، تاریخ سنتهم نظر (۱۹۲۱. م) به ارزیابی کتاب مقدس می پردازد. از نظر او، بسیاری از سخنان مکتوب عیسی (ع) گفته های خود او نیست، بلکه محصول حیات جوامع اولیه مسیحی به شمار می آید.(۱)

شاید این مطالب را هم بپسندید:

۲- آدولف فون هارناک، مورخ توانای قرن نوزدهم و بزرگ ترین متخصص آثار پدران در عصر خود، در مجموعه ی سه جلدی تاریخ اصول ایمان که بین سال های ۱۸۸۶ تا ۱۸۸۹ به نگارش درآمد، این باور را مطرح کرد که انجیل تحت تاثیر فلسفه ی یونان تغییر یافته است. وی در پی آن بود که تاریخ فرآیند یونانی شدن مسیحیت را نشان دهد. از نظر او، مذهب ساده ی عیسی (ع)، به ویژه به واسطه ی تعالیم پولس به مذهبی در مورد عیسی (ع) تغییر یافته و به اصل ایمانی تجسم خدای پدر تبدیل شده است.(۲) نوسازی روز افزون روایت انجیل به نفع الوهیت عیسی (ع) مورد تاکید کانیبیِر و گوگِل نیز قرار گرفته است.(۳)

۳- هورن نیز در جلد چهارم از کتابی که در سال ۱۸۸۲ به رشته تحریر درآورد به غلط بودن تاریخ تالیف اناجیل اشاره می کند.(۴) وی معتقد است پدران اولیه روایات موهوم را در مورد زمان تالیف اناجیل تصدیق کردند و علمای متاخر نیز برای حفظ احترام آنان روایات و مکتوباتشان را قبول کردند. این روایات راست و دروغ از کتابی به کتاب دیگر منتقل و پس از گذشت زمان، تصحیح و نقد آن مشکل و ناممکن شد.(۵)

۴- جان الدر، مبشر آمریکایی کتاب مقدس که خود از مسیحیان معتقد به کتاب مقدس است، در کتاب خود می نویسد:

«در ویرانه های اکسیر هنیکوس دو برگ پاپیروس به دست آمده که حاوی عباراتی است که به مسیح (ع) نسبت داده می شود ولی بیشتر این سخنان با آنچه در عهد جدید می خوانیم، متفاوت است.»(۶)

۵- «بسیاری از رهبران مسیحی، همچون ویلبرفورس اسقف انگلیسی، معتقدند که پس از کِنسیل (مجمع نیقیه) زمینه ی تغییرات زیادی در رسالات کانن برای انطباق با کلیسا داده شد. پروفسور نستله می نویسد که در این زمان برای انجام این تصحیح صاحب نظرانی را به نام مصححین برگزیدند تا عهد جدید را بر طبق نظریات کلیسا ترسیم کنند.»(۷)

۶- برخی از محققان، همچون روبرتسون، معتقدند که انجیل مرقس پس از انتشار رساله دوازده حواری، که مخالف نظریات پولس تنظیم شده بود، برای تقویت جبهه ی پولسیان تصنیف شد. در انجیل مرقس، عیسی (ع) روح انقلابی خود را از دست می دهد … او حتی بهترین شاگرد خود، پطرس را آن قدر نادان می یابد که او را شیطان و دارای افکار ناپسند می خواند. عیسی (ع) در این انجیل شریعت یهودیان را نفی می کند و مانند پولس به شعایر آنان بی اعتنا می شود … برخلاف نظر برخی که مرقس را مترجم پطرس می دانند، نویسنده ی این انجیل را بیشتر می توان از همفکران پولس دانست که نه اهل فلسطین بود و نه به جغرافیای آن آشنایی داشت.(۸)

وجود نسخه های متعددی از اناجیل و رساله ها که هر کدام نیز طرفدارانی داشت، زمینه ی تامل بیشتر در چگونگی معتبر شمرده شدن کتاب مقدس را فراهم می سازد.

۷- آدام کلارک از محققان مسیحی می نویسد:

« این مسئله ثابت شده است که اناجیل دروغین زیادی در قرون اول مسیحیت رایج بوده است و بسیاری از این وقایع دروغین لوقا را بر آن داشت که انجیلش را تحریر کند. نام بیش از هفتاد عدد از این اناجیل دروغین یافت شده است که قسمت هایی از این اناجیل هنوز باقی است و فابریسیوس، این اناجیل را جمع آوری و در سه جلد منتشر کرد.

در برخی از این اناجیل بر وجوب اطاعت از شریعت موسوی و لزوم ختان تاکید شده است.»(۹) این نکته بر وجود اختلافات فراوان در جامعه ی مسیحی اولیه بر سر رجوع به اناجیل مختلف و عدم اتفاق نظر بر اعتبار اناجیل خاص دلالت می کند.

۸- گزارش های متعدد دانشمندان مسیحی از تحولات صدر اول مسیحیت نیز حکایت از تحریف احتمالی کتب دارد: «یوسی بیل در کتاب ۲۵، از جلد ششم تاریخ خود می نویسد: اوریجن (متولد ۱۸۵. م) در مجلد پنجم از انجیل یوحنا گفته است که پولس، به هیچ کلیسایی مطلب ننوشت و آنچه به برخی کلیساها نوشت دو یا چهار سطر بیشتر نبوده است.»(۱۰)
«در قرن دوم طرفداران مارسیون از میان اناجیل، انجیل لوقا را قبول داشتند، اما انجیلی که مورد اعتماد آنان بود با انجیل لوقایی که امروزه رایج است متفاوت بود.»(۱۱)

تا قرن سوم میلادی، انجیل یوحنا مورد تقدیس عمومی قرار نگرفته بود. گروه زیادی از رهبران کلیسا، مانند اپیفانوس، که به فرقه ی سینوپتیکر موسوم بودند، انجیل یوحنا را مردود می دانستند ایرنئوس از بزرگ ترین مدافعان این انجیل بود و بالاخره پافشاری وی مورد توجه کلیسا قرار گرفت و در قرن چهارم میلادی تایید عمومی را به دست آورد.(۱۲)
فرقه ابیّون، که از مسیحیان قرن اول میلادی بودند، تنها انجیل متّی را قبول داشتند و اناجیل دیگر را به رسمیت نمی شناختند اما انجیلی که در دست آنها بود با انجیلی که پس از ظهورکنسانتین رایج شد، متفاوت بود.(۱۳)

 

لوسیان، دانشمند و محقق بزرگ، کتاب سپتواجنت را مورد تجدید نظر قرار داد و بسیاری از تغییراتی که به هنگام ترجمه به یونانی در اناجیل پیدا شده بود از میان برد و چهار انجیلی که به نظر او اناجیل واقعی بودند به وجود آورد، این اناجیل غیر از اناجیلی است که کلیسای پولسی پذیرفته است.(۱۴) شیلسوس در کتاب خطاب حقیقی، نصاری را مورد سرزنش قرار داده، می گوید: «آنان با اناجیل بازی کردند. آنچه را امروز نوشته بودند فردای آن روز محو می کردند.» در سال ۳۸۴ میلادی، پاپ داماسیوس دستور داد ترجمه ای از عهد قدیم و جدید به خط لاتینی بنویسند تا در کلیسا صورت قانونی داشته باشد. تیودوسیوس پادشاه هم از خصومت هایی که بین روحانیون نصاری متداول شده بود خاطری سخت رنجیده داشت.

 

 

بالاخره ترجمه ی نامبرده که موسوم به ترجمه ی وولگانا بود خاتمه یافت و مولف آن چنین اظهار داشت: «ما پس از آن که آن را با عدهای از نسخ یونانی قدیم مقابله کردیم ترتیبش دادیم؛ یعنی آنچه را مغایر با معنی بود تنقیح کرده، باقی را به حال خود گذاشتیم.» این ترجمه را مجمع تریدنتینی در سال ۱۵۴۶، پس از یازده قرن از تاریخ ترجمه، به رسمیت شناخت. سپس سیستوس پنجم در سال ۱۵۹۰ آن را تخطئه کرد و دستور داد نسخ جدیدی طبع کنند. پس از او، کلیمنضوس هشتم نسخه ی دومی را تخطئه کرد و فرمان داد تا آن را پس از تنقیح مجدداً طبع کنند. انجیل های چهارگانه ای که اکنون نزد کاتولیک ها متداول است، همان است.(۱۵)

نتیجه آن که: مصونیت کتاب مقدس، نه در گذشته و نه در حال، مورد اتفاق نظر کارشناسان نبوده است و تنها تعبددر برابر آرای شوراها و رهبران کلیسایی است که به فرد مسیحی در مورد کتاب مقدس آرامش می بخشید.(۱۶)

 

پی نوشت:

(۱). تونی لین، تاریخ تفکر مسیحی، ص ۴۴۶.
(۲). همان، ص ۳۸۷.
(۳). آرچیبالد رابرتسون، عیسی اسطوره یا تاریخ، ص ۷۱.
(۴). فیلیسین شاله و ارنست رنان نیز از دانشمندانی هستند که به بیان تحریف کتاب مقدس پرداخته اند. (فیلیسین شاله، تاریخ کوچکی از مذاهب بزرگ، محمد حسین کاشف الغطا، انجیل و مسیحیت، ص ۲۰.)
(۵). سید محمد رشید رضا، تفسیر المنار، ج ۶، ص ۳۶.
(۶). جان الدر، باستان شناسی کتاب مقدس، ص ۱۰۹.
(۷). جلال الدین آشتیانی، تحقیقی در دین مسیح، ص ۸۶.
(۸). همان، ص ۵۸.
(۹). رحمة الله هندی، اظهار الحق، ص ۱۷۰.
(۱۰). محمد صادق فخر الاسلام، انیس الاعلام، ص ۱۴۶.
(۱۱). تفسیر المنار، ج ۶، ص ۳۶.
(۱۲) . جلال الدین آشتیانی، تحقیقی در دین مسیح، ص ۷۳.
(۱۳). تفسیر المنار، ج ۶، ص ۳۶.
(۱۴). احمد بهشتی، عیسی پیام آور اسلام، ص ۱۰۵.
(۱۵). سید محمد حسین طباطبائی، ترجمه ی تفسیر المیزان، ج ۳، ص ۵۲۴، به نقل از تفسیر الجواهر، جزء دوم، ص ۱۲۱.
(۱۶). گرد آوري از کتاب: مسیحیت شناسی مقایسه ای ،محمد رضا زیبائی نژاد، انتشارات صداوسیما جمهوری اسلامی ایران ،تهران، ۱۳۸۴، ص ۱۸۵.

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

ریشه اعتقاد به تعارض علم و دین چیست؟ و چرا این دیدگاه در جهان غرب طرفدارانی دارد؟ | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

 

 

ریشه اعتقاد به تعارض علم و دین چیست؟ و چرا این دیدگاه در جهان غرب طرفدارانی دارد؟

 

 

نکته:

 

بی‌شک وجود زمینه‌های کلامی مسیحی و نیز برخورد کلیسا با دستاورد‌های علمی گاهی تا آنجا پیش رفت که برخی نظریه‌پردازان رادیکال معتقد شدند که علم و دین به‌طور اساسی آشتی ناپذیرند.رفتار تاریخی نهاد‌های دینی مسیحی در مورد نظریه خورشید مرکزی کوپرنیک و مجازات گالیله توسط کلیسا در قرن ۱۷ میلادی و پس از آن ظهور داروینیسم در ۱۸۵۹میلادی در قالب نظریه خلقت و تکامل و مخالفت گسترده دینی و کلامی با آن که به خشونت و آزار و حبس و شکنجه و حتی مرگ برخی دانشمندان منجر می‌شد، تأثیر عمیقی بر پذیرش وجود این تعارض گذاشت.اما مهم‌تر از این ملاحظات تاریخی، موانع جدی فلسفی و به ویژه معرفت‌شناختی است. در اینجا مسئله اصلی این است که به نظر می‌رسد عقاید دینی، از لحاظ تجربی آزمون ناپذیرند؛ در حالی که علم همواره نظرات خود را در معرض آزمون باز قرار می‌دهد.

 

نکته:

 

ابطال‌پذیری، شاخص وضعیت علمی یک نظریه است. تمایل به این که ایده‌های علمی در معرض ابطال قرار گیرد، علم را خالص می‌کند و نشان می‌دهد که علم طریقی باز و صحیح برای آموختن درباره طبیعت اشیاء است.اما دین بر پیش‌فرض‌های پیشینی، یا ایمان مبتنی است؛ در حالی که علم چیزی را مسلم نمی‌گیرد. همچنین دین کاملاً عاطفی، احساساتی و ذهنی است، در حالی که علم می‌کوشد بی طرف، غیراحساساتی و عینی باشد. به نظر می‌رسد این تضادها به چیزی کمتر از یک دشمنی متقابل و حل ناشدنی منتهی نشود.[۱۳۰]از سویی فلسفه، اخلاق و علم نیز نیاز‌های بشر را به دین مرتفع می‌سازند بنابراین آن ناسازگاری و این جایگزینی راهی برای همراهی باقی نمی‌گذارند.

 

نکته:

 

البته این وضعیت در رویارویی کلیسا با دست آوردهای علمی پیش آمده است، اما در الاهیات اسلامی – شیعی در چنین سطحی روی نداده است، بلکه در این الاهیات «حقیقت» و تلاش عالمانه برای فهم و کشف آن، محور مرکزی در باب گفت وگوی علم و دین است. بنابراین باید در نظریه تعارض علم و دین همیشه به یاد داشت که پیش‌فرض‌های برجسته در این نظریه بر پیش‌فرض‌های دینی اسلامی – شیعی منطبق نیست. در عمل نیز بسیاری از معتقدان به دین، تعارضی میان علم و دین احساس نمی‌کنند، بلکه دانشمندان علوم تجربی که با انگیزه دینی و اسلامی و یا براساس مبانی دینی و با پیرامون گزاره های دینی به تحقیق پرداخته اند گاهی به موفقیت های دوچندان دست یافته‌اند.از سویی باید توجه کرد که بخش عقاید دینی تحقیقی و عقلانی است. به علاوه بسیاری از آموزه‌های دینی از جنس آموزه‌های تجربی نیستند بلکه متافیزیکی و از جنس عقلانیت فلسفی هستند.و در نهایت آن که، عرضه اعتقادات دینی به عنوان اصول دین به عقل و تحقیق، آموزه‌های دینی را در معرض خلوص و ابطال خرافات و عقاید غلط قرار می‌دهد.

 

 

[۱۲۹]. conflict.
[۱۳۰]. علم و دین از تعارض تا گفت وگو، ص۳۴.

 

شاید این مطالب را هم بپسندید:

منبع: سایت پاسخ سوالات شرعی برگرفته از پرسش ها و پاسخ ها «علم و دین».

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

دیدگاه قرآن کریم درباره کتاب انجیـل و تـورات | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

قرآن کریم ، انجیل اصلی را ـ که اکنون وجود خارجی ندارد ـ تأیید می کند، امّا اناجیل فعلی فقط اسماً انجیل هستند و هیچ کس آنها را همان انجیل حضرت عیسی(ع) یا حتّی تحریف شده ی آنها هم نمی داند./(عهد عتیق) به مدّت پانصد سال گم شد و بعد از این مدّت کاهنی به نام حلقیا ادّعا نمود که آن را یافته است. تنخ امروزی همان است که بعد از پانصد سال مفقودی یافته شد.

دیدگاه قرآن در مورد کتاب مقدس

 

پرسش:ديدگاه قرآن در باب کتاب مقدس؟

پاسخ(حجت الاسلام ایمانی):

کتاب مقدّس به نحو مطلق همان کتاب مسیحیان است که از دو بخش عهد عتیق و عهد جدید تشکیل شده است. عهد عتیق همان کتاب مقدّس یهودیان است که تَنَخ نامیده می شود و مشتملّ است بر کتب زیادی که از جمله ی آنهاست: تورات ، زبور ، کتاب سلیمان و … . و عهد جدید مشتملّ است بر چهار انجیل به نامهای انجیل یوحنّا ، انجیل متّی ، انجیل مرقس و انجیل لوقا. انجیل دیگری به نام انجیل برنابا نیز وجود دارد که مسیحیان آن را قبول ندارد.

ـ نظرگاه قرآن کریم نسبت به عهد عتیق و عهد جدید:

 

۱ـ قرآن کریم به تورات و زبور اشاره دارد؛ ولی باقی کتابهای تنخ را نام نبرده است.

۲ـ قرآن کریم ، اصل تورات و زبور را ، کتب آسمانی می داند، ولی کتابهای کنونی یهودیان را که تورات و زبور نیز جزء آنهاست ، نوشته ی دست خودشان می داند، نه کتاب آسمانی.

خداوند متعال در حقّ یهود می فرماید:

« فَوَيْلٌ لِلَّذينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْديهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَليلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْديهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُون‏ ـــــ پس واى بر آنها كه نوشته‏اى با دست خود مى‏ نويسند، سپس مى‏گويند: «اين، از طرف خداست.» تا آن را به بهاى كمى بفروشند. پس واى بر آنها از آنچه با دست خود نوشتند؛ و واى بر آنان از آنچه از اين راه به دست مى‏آورند» (البقرة:۷۹)

شاید این مطالب را هم بپسندید:

« أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَ قَدْ كانَ فَريقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ  ــــ آيا انتظار داريد به(آیين) شما ايمان بياورند، با اينكه عده‏اى از آنان، سخنان خدا را مى‏شنيدند و پس از فهميدن، آن را تحريف مى‏ كردند، در حالى كه علم و اطلاع داشتند؟!» (البقرة:۷۵)

« مِنَ الَّذينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ ـــ بعضى از يهود هستند که سخنان را از جاى خود، منحرف مى‏ سازند » (النساء:۴۶)

ـ افزون بر گواهی قرآن کریم ، تاریخ یهودیّت نیز گواهی می دهد که تنخ اصلی (عهد عتیق) به مدّت پانصد سال گم شد و بعد از این مدّت کاهنی به نام حلقیا ادّعا نمود که آن را یافته است. تنخ امروزی همان است که بعد از پانصد سال مفقودی یافته شد. در کتاب مقدّس مسیحیان به این امر که عهد عتیق پانصد سال گم شده بود، اشاره شده است.(رجوع فرمایید به کتاب مقدّس: دوم تواريخ ايّام ۳۴ :۱۵ و دوم پادشاهان ۲۲ :۸ )

با توجّه به این اعتراف صریح معتقدان به این کتاب، این کتاب به عنوان کتاب آسمانی هیچ اعتباری ندارد. چون نمی توان اثبات نمود که این تنخ فعلی مطابق با اصل بوده است. چرا که در مدّت پانصد سال، همه ی علما اصل تنخ را فراموش می کنند و چیزی از آن در یادها نمی ماند تا بتوان بر اساس آن، تنخ یافته شده را ارزیابی نمود. می دانیم که جناب ملاصدرا حدود ۳۰۰ سال قبل می زیسته است. اکنون وقتی به کتابهای او نگاه می کنیم می بینیم که در هر صفحه چندین کلمه نسخه بدل پیدا کرده اند. این در حالی است که کتابهای او دائماً در دسترس بوده اند و تدریس می شده اند. حال ببینید از حدود دو هزار سال قبل ، با آن وضع نگهداری کتاب و بی سوادی، تا کنون چه بر سر یک کتاب می آید. حال اگر کتابی در آن زمان، حدود پانصد سال گم شود، و سپس یکی ادّعای پیدا کردنش را داشته باشد، فاجعه باز هم عظیمتر خواهد بود.

همچنین تناقضات آشکار در این کتاب، و سبک نگارش آن به روشنی گواهی می دهد که کتابی الهی و آسمانی نیست.

اين حقيقت كه تورات، نمي تواند آن تورات حقيقي باشد امروزه مورد پذيرش برخي از انديشمندان مسيحي و يهودي نيز قرار گرفته است. به عنوان مثال توماس ميشل كه از دانشمندان سنّت‌گراي مسيحي است، مي‌نويسد :
تورات پنج قرن قبل از ميلاد و به دست نويسنده‌اي ناشناس نوشته شده است. (كلام مسيحي، توماس ميشل، ص۳۲ )

۳ـ قرآن کریم مدّعی است که عیسی مسیح (ع) دارای کتابی آسمانی به نام انجیل بوده است. امّا مسیحیان کنونی منکر وجود چنین کتابی هستند. به عقیده ی آنها ، عیسی مسیح ، خداست ؛ و پیغمبر نیست که با خود کتابی داشته باشد. اناجیل اربعه ی امروزی نیز ربطی به آن انجیل حقیقی ندارند. لذا سخن گفتن از تحریف انجیل نیز بی معنی است. چرا که به گواهی خود مسیحیان، اناجیل اربعه توسّط چهار نفر به نامهای یوحنّا ، متّی ، مرقس و لوقا نگاشته شده اند و وحی به آن معنا که مامسلمین قائلیم نیستند.

حاصل آنکه: قرآن کریم ، انجیل اصلی را ـ که اکنون وجود خارجی ندارد ـ تأیید می کند، امّا اناجیل فعلی فقط اسماً انجیل هستند و هیچ کس آنها را همان انجیل حضرت عیسی(ع) یا حتّی تحریف شده ی آنها هم نمی داند. برخی مسلمانها هم که می گویند: انجیل تحریف شده است، جاهلانه سخن می گویند ؛ و از اصل ماجرا بی خبرند.

گفتیم که خود مسیحیان اناجیل اربعه را کتاب حضرت عیسی(ع) نمی دانند، بلکه معتقدند که دو انجیل را دو تن از حواریون نوشته اند؛ و دو انجیل دیگر را نسل بعد از حواریون نگاشته اند. امّا جالب است بدانيم كه امروزه دانشمندان مسیحی پی برده اند که آن دو کتاب را هم حواریون ننوشته اند.

به عنوان مثال دكتر فهيم عزيز كه يكي از كشيشهاي مطرح مسيحي مي باشد با دلايل مختلف ثابت نموده است كه دو انجيل مورد ادعاي مسيحيان، نوشته‌ي حواريون مسيح نمي باشد. (ر.ک: المدخل الي العهد الجديد، الدكتور القس فهيم عبدالعزيز، ص۲۴۳ و ۵۴۶)
البته صرف نظر از دلايل مختلفي كه اين دانشمندان براي بي اعتباري كتاب مقدس ذكر نموده‌اند دلايل ديگري نيز وجود دارد كه بي اعتباري تورات و انجيل را ثابت مي كند؛ از جمله، وجود اشتباهات علمي فراوان، وجود تناقض‌هاي بسيار زياد و مسائلي از اين قبيل.

برای مطالعه بیشتر در این باره به منابع زیر مراجعه فرمایید.

ـ آشنایی با ادیان بزرگ ، حسین توفیقی ، چاپ هفتم ، ص۱۶۹ الی۱۷۳

ـ مفهوم طومارهاى بحرالميت ، نوشته يك روحانى آزاد انديش مسيحى به نام « اى . پاول ديويس»‌
ـ ریشه های مسیحیت در اسناد بحرالمیت ، اثر ژان دانیلو ، ترجمه علی مهدی زاده
ـ‌ مقاله ی طومارهای بحرالمیت ، نجف دریابندری، در مجموعه ی به عبارت دیگر، تهران، پیک، ۱۳۶۳، ص‏۱۲۱ـ ۱۲۸
ـ مقاله ی « کشفی که تاریخ مسیحیت را دگرگون کرد» ، نصرالله پورجوادی، در مجموعه نگاهی دیگر، تهران، روزبهان، ۱۳۶۷، ص‏۱۷۸ـ .۱۹۰ ، این مقاله پیشتر در ارسال مطلب دانش، سال پنجم، شماره چهارم، خرداد و تیر ۱۳۶۴، به چاپ رسیده بوده.

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

مقاله حجاب از دیدگاه امام خمینی | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

 

روند حجاب الزامی پس از انقلاب اسلامی، با مروری بر دیدگاه های امام خمینی(ره)

امام خميني همواره و از ابتداي شكل گيري مبارزات خويش به صورت صريح و قاطع بر لزوم رعايت صحيح آموزه ها، ارزشها و موازين اسلامي تاكيد داشتند. به عنوان نمونه در مورد حجاب بر خلاف آنچه كه برخی ادعا می کنند که ايشان در مصاحبه خود به آزادي حجاب در جمهوري اسلامي، اشاره كرده اند، مروري بر بيانات و مصاحبه هايي كه در آن مقطع زماني انجام گرديده مبين عدم صحت چنين ادعايي است. در ادامه به اين موارد مي پردازيم:

 

يكم . پاسخ محكم امام به زن خبرنگار در فرانسه ۳ بهمن ۱۳۵۷- نوفل لوشاتو – [خبرنگار زن:]

«چون مرا به عنوان يك زن پذيرفته ايد، اين نشان دهنده اين است كه نهضت ما يك نهضت مترقي است؛ اگرچه ديگران سعي كردند نشان دهند كه عقب مانده است. فكر ميكنيد به نظر شما آيا زنان ما بايد حتماً حجاب داشته باشند؟ مثلاً چيزي روي سر داشته باشند يا نه؟ »

 

[امام:] «اينكه من شما را پذيرفته ام، من شما را نپذيرفته ام! شما آمده ايد اينجا و من نمي دانستم كه شما مي خواهيد بياييد اينجا! و اين هم دليل بر اين نيست كه اسلام مترقي است به مجرد اينكه شما آمديد اينجا! اسلام مترقي است. مترقي هم به اين معني نيست كه بعضي زنها يا مردهاي ما خيال كرده اند. ترقي به كمالات انساني و نفساني است، و با اثر بودن افراد در ملت و مملكت است نه اينكه سينما بروند و دانس بروند و اينها ترقياتي است كه براي شما درست كرده اند و شما را به عقب رانده اند؛ و بايد بعداً جبران بكنيم. شما آزاديد در كارهاي صحيح. در دانشگاه برويد و هر كاري كه صحيح است بكنيد؛ و همه ملت در اين زمينه ها آزادند. اما اگر كاري خلاف عفّت بكنند و يا مضر به حال ملت -خلاف مليت- بكنند، جلوگير مي¬شود؛ و اين دليل بر ترقي اسلام است.» (صحيفه امام، جلد ۵، صفحه ۵۲۰-۵۲۱).

دوم . مصاحبه با امام – ۷ بهمن ۱۳۵۷- [خبرنگار فرانسوي]: «برخى از رسوم اسلامى مانند حجاب اجبارى رها شده است. آيا در جمهورى اسلامى از نو اجبارى خواهد شد؟»

امام خميني: «حجاب به معناى متداول ميان ما، كه اسمش حجاب اسلامى است، با آزادى مخالفتى ندارد؛ اسلام با آنچه خلاف عفت است مخالفت دارد. و ما آنان را دعوت مى‏كنيم كه به حجاب اسلامى روآورند. و زنان شجاع ما ديگر از بلاهايى كه غرب به عنوان تمدن به سرشان آورده است به ستوه آمده‏اند و به اسلام پناهنده شده‏اند.» (صحيفه امام، ج۵، ص۵۴۱) 

 

بنا براين نه تنها حضرت امام وعده به آزادي حجاب نداده اند بلكه از بي حجابي به عنوان موضوعي كه مخالف عفت جامعه اسلامي است، نامبرده و بر لزوم تلاش نظام اسلامي براي اصلاح اين معضل تصريح مي نمايد. همچنين و بالاتر از اين در خاطره يكي از همراهان امام راحل در «نوفل لوشاتو » مي‌خوانيم:

«در مورد حجاب هم وقتي از فرانسه آمدم، هنوز با مانتو و شلوار و مقنعه بودم. يك بار در مهران، پايم صدمه ديد و من با عصا و با همان مانتو و شلوار خدمت امام رفتم تا گزارش بدهم. امام فرمودند: اگر چادر نداريد، بگويم احمد برايتان بخرد. عرض كردم: نه حاج آقا! چون به كوه مي‌رفتم و اسلحه روي دوشم بود و فشنگ به كمرم و قمقمه به پهلويم و گاهي هم بايد سه‌پايه تيربار را روي دوش مي‌گرفتم، چادر سركردن برايم دشوار بود. فرمودند: چادر براي زن بهتر است. من از آن روز چادر سر كردم.»(مصاحبهء سايت ساجد با طاهره حديده چي) پس ديده مي شود كه امام خميني، هرگز وعده نداده اند كه بعد از انقلاب، حجاب آزاد خواهد بود.

شاید این مطالب را هم بپسندید:

بحث حجاب از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي مورد توجه بسياري از فعالان سياسي و اجتماعي قرار گرفت و روزهاي سرد ۱۵ تا ۲۷اسفند سال ۵۷ با تنور اين مسئله به شدت داغ شد.

 

۱۶ اسفند ۵۷، امام خمینی در مدرسۀ فیضیه قم:

«الآن وزارتخانه ‏ها- این را مى‏ گویم که به دولت برسد، آنطورى که براى من نقل مى‏کنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه ‏هاى اسلامى نباید زنهاى لخت بیایند؛ زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.» (صحیفه امام، ج‏۶، ص: ۳۲۹).

حضرت امام(ره) در اين روزها در اقدامي با صلابت از وضعيت حجاب در ادارات دولتي گلايه كردند و خواستار سامان دهي فوري به اين اوضاع شدند.
ايشان در اين باره فرمودند:

«زنان اسلامي بايد با حجاب اسلامي بيرون بيايند. نه اين‌كه خودشان را بزك كنند. زن‌ها هنوز در ادارات با وضع پيشين كار مي‌كنند. زن‌ها بايد وضع خودشان را عوض كنند… به من گزارش داده‌اند كه در وزارتخانه‌هاي ما زن‌ها لخت هستند و اين خلاف شرع است. زن‌ها مي‌توانند در كارهاي اجتماعي شركت كنند ولي با حجاب اسلامي».

اين سخنان به سرعت با تظاهرات اعتراض آميز جمعي از زنان تهراني در مناطق شمال، مركز و غرب شهر مواجه شد، به طوري كه عكس اين تظاهرات در كنار تيتر يك روزنامه‌هاي ۱۷ اسفند قرار گرفت. «خواست امام اين است كه حجاب اسلامي در مملكت بايد رعايت شود.» شعار زنان معترض اين بود كه حجاب، پاكي نمي‌آورد و حجاب هر كس در نهاد اوست. سخنران مراسم نيز معتقد بود از آن‌جا كه زنان و مردان هر دو براي پيروزي اين انقلاب تلاش كرده اند، پس هر دو بايد آزاد باشند. اين مخالفت‌ها در روزهاي بعد نيز ادامه پيدا كرد. دختران در بعضي مدارس تهران تظاهرات كردند. كاركنان زن هواپيمايي ملي ايران به اين فرمان معترض بودند. جمعي از زنان كارمند در تهران و برخي شهرهاي بزرگ نيز به اين اعتراضات پيوستند. البته اين حركت‌هاي معترضانه از سوي جمعي از موافقان فرمان امام نيز بي پاسخ نماند و درگيري‌هاي لفظي در برخي مواقع بين دو گروه شدت مي‌گرفت و گاه تندرويي هايي نيز از سوي نيروهاي انقلابي گزارش مي‌شد. شعار «يا روسري، يا توسري» در همين مقطع زماني مطرح شده بود و در روزنامه‌ها نيز بازتاب داشت.

 

حجت الاسلام اشراقي، داماد امام، همان روز (هفدهم اسفند) در مصاحبه‌اي با راديوي انقلاب اسلامي، مواضع امام را تشريح كرد:
«من فكر مي‌كنم اين كار صحيح نباشد كه عده‌اي بخواهند با تندروي و شدت عمل جلوي خانم ها را بگيرند. بايد حجاب رعايت شود و قوانين اسلامي مو به مو اجرا گردند و در همه مؤسسات و ادارات و مدارس و دانشگاه ها به اين موضوع توجه شود. اما حجاب، بايد در نظر داشت كه به معني چادر نيست. همان قدر كه موها و اندام خانم ها پوشانده شود و لباس آبرومند باشد، حالا به هر شكلي، مهم نيست. چادر چيز متعارفي است و بسيار خوب است، اما به خاطر طرز كار و نوع كار خانم ها شايد گاهي پوشاندن بدن و مو به طريق ديگر هم حجاب باشد، حرفي نيست. بايد طبق نظر مبارك امام حجاب اسلامي در سطح كشور توسط خانم ها با اشتياق اجرا شود… در مورد اقليت هاي مذهبي هميشه نظر مبارك امام اين بوده كه آن ها از هر حيث مورد احترام و حمايت باشند. اما اگر خانم هاي اقليت هاي مذهبي هم رعايت حجاب اسلامي را بكنند چه بهتر.» (كيهان ۱۷ اسفند ۱۳۵۷)

 

در اين مواضع نيز ضمن رد تندروي‌ها بر لزوم رعايت حجاب تأكيد شد، اما تلاش شد تا رنگ و بوي اجبار از اين فرمان برداشته شود.
اعتراضات ادامه يافت. روز شنبه ۱۹ اسفند تجمعي از زنان معترض در مقابل دادگستري تهران تشكيل شد، اما اين بار، موافقان فرمان امام كه طي روزهاي گذشته به طور پراكنده عليه معترضان شعار مي‌دادند، حضور پررنگ تري داشتند؛ به طوري كه نيروهاي كميته‌هاي انقلاب دستور داشتند از زنان معترض در مقابل مردم خشمگيني كه خواستار رعايت حجاب در جامعه بودند، مراقبت كنند. دفتر امام خميني(ره) اطلاعيه‌اي صادر كرد كه با مزاحمين بانوان به شدت برخورد خواهد شد.

«در مورد حجاب، اجبار در كار نيست» در بيستم اسفند مصاحبه با آيت الله طالقاني درباره حجاب زنان، تيتر يك روزنامه‌ها شد:

«…[حجاب] ساخته من و فقيه و ديگران نيست؛ اين نص صريح قرآن است. آن قدري كه قرآن مجيد بيان كرده، نه ما مي توانيم از حدود آن خارج شويم و نه زناني كه معتقد به اين كتاب بزرگ آسماني هستند.ايشان درباره حجاب زنان در ادارات گفت: اسلام، قرآن و دين مي خواهند شخصيت زن حفظ شود؛ اين حركت انقلابي است. كي در اين راهپيمايي ها، خانم ها، خواهران و دختران ما را مجبور كرد كه با حجاب يا بي حجاب بيايند؟ خودشان با احساس مسئوليت اسلامي كه اين لباس يكي از شعارهاي اسلامي و ايراني است، اصالت خودشان را نشان دادند … 

هو و جنجال راه نيندازند. همان طور كه بارها گفتيم، همه حقوق حقه زنان در اسلام و در محيط جمهوري اسلامي محفوظ خواهد ماند و از آن ها خواهش مي‌كنيم كه با لباس ساده با وقار، روسري هم روي سرشان بيندازد به جايي بر نمي‌خورد. اگر آن هايي هم كه مي خواهند موي شان خراب نشود، اگر روي مويشان روسري بيندازند، بهتر است و بيشتر محفوظ مي‌ماند… چه جنگ ها، چه قتل ها، چه فجايع كه تا يك سال قبل دائما هر روز يك قسمت از اخبار روزنامه‌ها همين فجايع بود. منشاء اين ها كي بود؟ منشأ اين ها از كجا بود؟ غير از همين تحريكات بي جا بود؟… خطري كه حس مي‌كنيم اين است كه زن‌ها دوباره به ابتذال برگردند. حجاب حكم ضروري دين است. منظور امام و علما اين نيست كه زن خانه نشين باشد. اجباري حتي براي زن هاي مسلمان هم نيست. چه اجباري؟ حضرت آيت الله خميني نصيحتي كردند مانند پدري كه به فرزندش نصيحت مي كند، راهنمايي اش مي‌كند كه شما اين جور باشيد به اين سبك باشيد…»

در واقع، آيت الله طالقاني با بياني نرم و پدرانه از زنان لائيك خواست براي مصلحت خودشان هم كه شده روسري بر سر كنند و اين همه جار و جنجال راه نيندازند. پس از سخنان آيت الله طالقاني و نيز گسترش تحركات زنان سكولار، دادستان وقت تهران اعلاميه اي در حمايت از زنان مزبور صادر كرد.

امام خميني(ره) نيز روز ۲۱ اسفند، موضع گيري آيت الله طالقاني در مورد حجاب را تأييد كردند و تظاهرات زنان معترض بعد از آن متوقف شد و اعلام كردند كه به خواسته خود يعني غير اجباري بودن حجاب رسيده اند.

در مقاطع بعدی امام (ره) در برابر بی عفتی عده ای در ملا عام واکنش نشان دادند و از مردم متدین خواستند در برابر این اقدامات بایستند:

۷تیر ۵۸، امام خمینی(س):

« اسلام جلوی‌ شهوات را می‌گیرد؛ اسلام نمی‌گذارد که لخت بروند توی این دریاها شنا کنند. پوستشان را می‌کند! با زنها لخت بروند آنجا، و بعد زنها لخت بیایند توی شهرها! مثل کارهایی که در زمان طاغوت می‌شد. همچو کاری اگر بشود، پوستشان را مردم می‌کنند. مسلمانند مردم. نمی‌گذارند زنها و مردها با هم داخل هم بشوند و توی دریا بریزند و به جان هم بیفتند. «تمدن» اینها این است! اینها از تمدن این را می‌خواهند. اینها از آزادی این را می‌خواهند! آزادی غربی می‌خواهند. و آن این است زن و مرد با هم لخت بشوند و بروند توی دریا [یا] بروند توی – نمی‌دانم – جاهای دیگر شنا کنند! این تمدنی است که آقایان می‌خواهند! این تمدنی است که در رژیم سابق تحمیل بر مملکت ما شد، که بعد از اینکه می‌رفتند زن و مرد در دریا، زنها همان طور لخت و همان طور لخت می‌آمدند توی شهر! مردم هم جرأت نمی‌کردند حرف بزنند.

امروز اگر یک همچو چیزی بشود، اینها را ما خواهیم تکلیفشان را معین کرد. و دولت هم معین کرد. البته دولت [به‌]طوری که وزیر کشور گفتند، گفتند ما جلویش را گرفتیم. اگر نگیرند، مردم می‌گیرند. مگر مازندرانیها می‌گذارند یا رشتیها می‌گذارند که باز کنار دریاشان مثل آن وقت باشد؟ مگر بندر پهلوی‌ای‌ها (بندر انزلی) مرده‌اند که زن و مرد با هم در یک دریا بروند و مشغول عیش و عشرت بشوند! مگر می‌گذارند اینها را؟ تمدنهای اینها این است. آزادی‌ای که آنها می‌خواهند همین. این جور آزادی! بروند قمار بکنند و با هم لخت بشوند و با هم [سرگرم عیش و نوش‌] بشوند» (صحیفه امام، ج ۸، ص: ۳۳۸ و ۳۳۹)

 

سرانجام اولین اطلاعیه رسمی برای الزام حجاب در محیطی عمومی صادر شد:

۳۱شهریور ۵۸، حجت الاسلام خدائی، نماینده امام خمینی در مرودشت:« اگر دختران دانش آموز از روز اول مهرماه بدون حجاب به مدارس بروند از ورود آنان جلوگیری خواهدشد »(کیهان، ۳۱ شهریور ۵۸، شماره ۱۰۸۱۲)

۱۸ خرداد ۵۹، آیت الله بهشتی:«یک خانم شهروند و مسلمان ایجاب می کند که لباسی را که در اداره می پوشد همان لباسی نباشد که در میهمانیهای شبانه می پوشد.» (کیهان، ۱۸ خرداد ۵۹، شماره ۱۱۰۱۵)

سخنان بعدی امام راحل(س)، در واکنش به نمادهای باقی مانده طاغوت، حساسیت ها را بر حجاب زنان بالا برد:

۸ تیرماه ۵۹، آیت‌الله خمینی در دیدار با خانواده شهدای انقلاب:

« باز هم تذکره‌ها، تذکره‌های شاهنشاهی است. باز هم کاغذهای اداره، کاغذهای شاهنشاهی است. اگر شاهنشاهی هستید، خوب بگویید تا ما تکلیفمان را با شما تعیین کنیم. تا من بگویم ملت باشما چه کند و اگر نیست، چرا این آرمها را برنمی دارید؟ چرا این اشخاصی که در این ادارات مشغول فساد هستند، چرا اینهایی که مشغول هستند که جوانهای ما را تباه کنند، در این ادارات تصفیه نمی‌کنید؟ من نمی‌دانم این مملکت وضعش چیست؟ بیست سال است که این ملت، ملت محروم دارد زحمت می‌کشد، کشته می‌دهد. پانزده خرداد آنقدر کشته داد، و بعد هم هی پانزده‌های خرداد برای ما پیش آمد. این همه اینها به شهادت رسیدند. ما تا کی باید مواجه با این چهره‌های افسرده باشیم؟ ملت ایران تا کی باید منتظر باشند که شماها از آن گرفتاریهایی که می‌گویید داریم در ادارات، بیرون بیایید؟ تا کی صبر کند ملت ایران و تا کی شما می‌خواهید اصلاح کنید امور را؟ یک سال و نیم بیشتر گذشته است از این انقلاب و باز آرمهای شاهنشاهی هست.

اگر شاهنشاهی هستید بگویید. اگر تا ده روز دیگر، تا ده روز دیگر، در یکی ازاین چیزهایی که از ادارات‌ صادر می‌شود، عکس همان آرمهای شاهنشاهی باشد و اسم آنها باشد، من با ملت می‌گویم که با شماها آن رفتار کند که با شاهنشاه کرد. ما هی سکوت می‌کنیم، هی می‌خواهیم مطالب را خودشان حل بکنند. مع ذلک، به فکر این حرفها کم هستند. چرا به فکر نیستید؟ چرا شورای انقلاب به فکر این مطلب نیست؟ چرا رئیس جمهور به فکر این افراد نیست؟ این امور نیست؟ به آن حرفهایی که می‌زنید، یک قدری هم عمل کنید.» (صحیفه امام، ج ۱۲، ص: ۴۷۷)

 

با اینکه امام در سخنان خود، مستقیما به مسئله پوشش زنان اشاره نکردند، اما طبیعی ست که بی حجابی هم یکی از نمادهای آشکار طاغوت شناخته شود که نمونه ای از آن ذیلاَ آورده می شود:

۱۰ تیر ۵۹، حجت الاسلام ری شهری، رئیس دادگاه انقلاب ارتش:

«بسمه تعالی

اگر شاهنشاهی هستید بگوئید تا ما تکلیفمان را با شما تعین کنیم تا من بگویم ملت با شما چه کند. (امام خمینی)

از آنجا که تا کنون چندین بار توسط مسئولین امر نسبت به پوشش اسلامی خانمهای کارمند ارتش جمهوری اسلامی ایران تذکر داده شده ولی متاسفانه برخی از پرسنل زن نسبت به مفاد بخشنامه های مزیور بی‌اعتنا بوده و در اجرای آن تعلل ورزیده اند لذا با توجه به اوامر و رهنمودهای رهبر انقلاب و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران بدین وسیله بعموم فرماندهان یگانها و روسای سازمانهای نظامی و انتظامی ابلاغ می شود که از ورود آن دسته از پرسنل زن که پوشش اسلامی ندارند به اماکن نظامی و سرویسهای رفت و آمد جلوگیری به عمل آورند.» (کیهان،۱۰ تیر ۵۹ شماره ۱۱۰۳۳)

امام خمینی(س)، در پاسخ استعلام در مورد تعرض عده ای افراد ناآگاه و احیاناَ ضد انقلاب به بانوان بی حجاب، دستوری به این شرح صادر کردند:

۱۳ تیر ۵۹: امام خمینی:

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

ممکن است تعرض به زنها در خیابان و کوچه و بازار، از ناحیه منحرفین و مخالفین انقلاب باشد. از این جهت، کسى حق تعرض ندارد و اینگونه دخالتها براى مسلمانها حرام است، و باید پلیس و کمیته‏ ها از اینگونه جریانات جلوگیرى کنند.

روح اللَّه الموسوى الخمینى»

(صحیفه امام، ج‏۱۲، ص: ۵۰۲)

۱۴ تیر ۵۹، آیت‌الله منتظری:« متاسفانه حالا زنها برای مردهای بیرون خود را آرایش می کنند اما در منزل لباسهای پاره و مثلا لباس آشپزخانه را می پوشند و شوهر او را فقط مثل یک آشپز می‌بیند و این نباید باشد. دستور اسلام است دستور ائمه است رودربایستی نداریم دستوری که ائمه دادند این است که زنها باید منتهای آرایش و زینت را برای شوهرشان در منزل بکنند ولی زینت و آرایش خود را در خیابان و کوچه برای دیگران نیاورند که این سبب چشم چرانی جوانها می‌شود و سبب می‌شود جوانها خدای نکرده به ناموس دیگران طمع کنند. زنها برای اینکه بفهمانند این معنی را که ما بازیچه و ملعبه جوانها نیستیم انتظار از آنها می‌رود که مساله حجاب را رعایت کنند و استقلال خانوادگی خود را حفظ کنند.» (کیهان، ۱۴ تیر ۵۹ شماره ۱۱۰۳۶)

 

۱۴ تیر ۵۹، آیت الله خامنه ای، امام جمعه تهران:

«ای خواهران اداری که هیچ عنادی با جمهوری اسلامی ندارید فضای جامعه اسلامی را فضای عفاف عمومی قرار دهید کاری کنید که با بی‌اعتنائی شما به آرایش، دشمن یک بار دگر احساس کند که زن مسلمان ایران تسلیم ناپذیر است. … هم در محیط ادارات هم در کوچه و خیابان و هم در جامعه سعی کنید عفاف را حفظ کنید من از سوی تمام ملت مسلمان از شما خواهران مسلمان تشکر می‌کنم که در پیروی فرمان امام حاضر شدید با لباس اسلامی در محیط کار حاضر شوید».(کیهان، ۱۴ تیر ۵۹ شماره ۱۱۰۳۶)

سیل بخش نامه ها و اخطاریه ها برای مقابله با زنان بدحجاب در ادارات و موسسات آغاز شد:

۱۶ تیر ۵۹، علی قدوسی، دادستان کل انقلاب اطلاعیه ای صادر کرد:

« بدین وسیله به تمام وزارتخانه ها و موسسات و ادارات تابعه شدیدا اخطار می شود چنانچه اثری از انچه مورد تاکید حضرت امام و خواست ملت ایران است دیده شود یا بانوی کارمندی بدون پوشش اسلامی در محل کار حضور یابد بلادرنگ حقوق و مزایای او قطع خواهد شد.» (کیهان، ۱۶ تیر ۵۹ شماره ۱۱۰۳۸)

حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس: «رعایت حجاب این است که طوری لباس بپوشند که موها و بدن پیدا نباشد و فقط صورت و دو دست از مچ ایرادی ندارد و چادر ضرورتی ندارد. … مسئولین مواظب باشند خانمها با زبان آرام بپذیرند. البته اگر توجیه نشوند و بخواهند مقاومت کنند طبعا این حق دولت و حکومت است که در محیط کارش اجازه ندهد آن چیزی که صلاح نمی‌داند جریان داشته باشد».

بمرور حمایت های تئوریک از ترویج و کنترل حجاب در سطح جامعه افزایش یافت:

۲۵ تیر ۵۹، صادق زیباکلام: «می خواهم بگویم که مثل هندوها، چینی ها و عربها از آنچه که گوشه‌ای از هویت ملی‌مان می‌باشد تبعیت کنیم و پوشش اسلامی را اگر از نظر مکتبی قبول نمی‌کنیم مثل «ساری» هندی به عنوان یک هویت ملی بپذیریم. نیائیم از دید زور و تحمیل به مساله نگاه کنیم بلکه از دید یونیفورم چینی‌ها که بعد از انقلاب با لباس صدها میلیون زن و مرد چینی یکسان بود نگاه کنیم و اگر به دموکراسی اعتقاد داریم به دعوت اکثریت ملت را که این انتظار ملی و مکتبی را از ما دارند لبیک بگوئیم.» (کیهان، ۲۵ تیر ۵۹، شماره ۱۱۰۴۶)

۲۶تیر ۵۹، رائد فریدزاده، نویسنده، در یادداشتی با عنوان «حجاب امری اجتماعی، نه مساله ای شخصی»: این وظیفه دولت اسلامی است که حتی با استفاده از نیروی قهریه احکام الهی را تحکم بخشد چه به قول امام : ما باید به زور اینان را در بهشت داخل کنیم… حجاب یک امر اجتماعی است و اساسا مساله شخصی و فردی نیست که تصمیم انتخاب یا عدم انتخابش با شخص باشد و لذا رعایتش ضروری و واجب است.» (کیهان، ۲۶ تیر ۵۹، شماره ۱۱۰۴۷)

از سخنان حضرت امام و آيت الله طالقاني و ساير موضع گيري‌هاي موافقان حجاب در آن مقطع زماني چنين برمي‌آيد كه علماء و اكثريت مردم حاضر نيستند نحوه پوششي كه پيش از پيروزي انقلاب رايج بود را بيش از اين تحمل كنند، اما كاملا اميدوارند كه توصيه به حجاب در آن شرايط ويژه انقلابي مؤثر باشد. در آن سال‌ها حجاب نه تنها با نگاه ديني كه با نگاه انقلابي حتي براي ماركسيست‌ها نيز يك ارزش و نماد مبارزه با امپرياليسم محسوب مي‌شد و همين موقعيت بود كه زنان بي حجاب را در اقليت عددي و فكري قرار مي‌داد. بنابراين اميد آن بود كه بي بندوباري‌هاي گذشته تكرار نشود و اين زنان نيز با رغبت، حجاب اسلامي را بپذيرند. و در نهايت بعد از گذشت چند سالي و فراهم شدن موقعيت در سال ۱۳۶۲ قانون الزامي بودن حجاب به تصويب رسيد.

سرانجام، مصوبه آبان ماه سال ۶۲ مجلس شورای اسلامی، به تمام این فراز و نشیب ها پایان داد و فصلی جدید را در کشور اسلامی­امان آغاز کرد:

آبان ۱۳۶۲، ماده ۱۰۲ قانون تعزیرات:«هرکس علناَ در انظار واماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل به حبس از ده روز تادوماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم میگردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نمی باشد ولی عفت عمومی را جریحه دار نماید فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد .

تبصره – زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر وانظار عمومی ظاهر شوند، به حکم بالا محکوم خواهند شد».

امام بزرگوار، همواره بر دلیل اهمیت حجاب تاکید و با سخنان خود جامعه را هدایت می کردند و در سخنان خود خطاب به بانوان می فرمایند:

۲۲اسفند ۶۳، امام خمینی:« و البته باید توجه داشته باشید که حجابى که اسلام قرار داده است، براى حفظ آن ارزشهاى شماست.  هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه براى زن و چه براى مرد- براى این است که، آن ارزشهاى واقعى که اینها دارند و ممکن است به واسطه وسوسه ‏هاى شیطانى یا دستهاى فاسد استعمار و عمال استعمار پایمال مى‏ شدند اینها، این ارزشها زنده بشود.»(صحیفه امام، ج‏۱۹، ص: ۱۸۵)

به فرموده مقام معظم رهبری ، حضرت امام (ره) تنها بانی بازگرداندن حجاب پس از کشف حجاب به ایران بودند چنانچه ایشان فرمودند: «امام (ره) آن مرد شجاع و بی نظیری بود که مسئله حجاب را به این مملکت برگرداند. هیچ کس دیگری غیر از امام نمی‌توانست این کار را بکند اینهم یکی از اختصاصات امام. اگر غیر از امام هر کس دیگر بود از همین آقایان، بزرگان، عرض می‎کنم که مقدسین علماء، چه وچه و چه، هیچکس جرأت نمی‌‎کرد که بگوید مردم باحجاب بیایند بیرون، امام همان ماه های اوّل پیروزی انقلاب گفتند باید مردم با حجاب بیایند.» (سخنرانی در جمع فرماندهان سپاه ـ ۱۴/۱۲/۷۶)

پرسمان

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام