امروز پنج شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۸ شما در هستید.
به سایت خوش آمدید.
  • آخرين آهنگ ها
  • آخرين آلبوم ها
  • آخرين سريال ها
  • آخرین فیلم ها
  • آخرین موزیک ویدیو ها

چرا سربازی شده سازوکار متنفرسازی جوانان از نظام!/ به مناسبت روز جوان | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

سربازی، درد دل جوانها

آن قدر نارضایتی از سربازی هست که نیاز به بیان ندارد. طوری که مذهبی و غیر مذهبی برای فرار از آن سر و دست می‌شکنند. خیلی‌ها حاضرند هزار عیب و ایراد روی خود بگذارند ولی به سربازی نروند. از آن طرف وقتی به صحبت‌های امام و رهبری مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم ارزش زیادی برای آن قائل‌اند.

آن قدر نارضایتی از سربازی هست که نیاز به بیان ندارد. طوری که مذهبی و غیر مذهبی برای فرار از آن سر و دست می‌شکنند. خیلی‌ها حاضرند هزار عیب و ایراد روی خود بگذارند ولی به سربازی نروند. از آن طرف وقتی به صحبت‌های امام و رهبری مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم ارزش زیادی برای آن قائل‌اند تا حدی که رهبر انقلاب سربازی را هم‌تراز با خواندن قرآن تصویر می‌کنند.مقام معظم رهبری می فرمایند:

«سربازی در این‌جا [ایران]، مثل قرآن خواندن است و جهاد فی‌سبیل‌اللَّه است. جهاد فی‌سبیل‌اللَّه با قرآن خواندن، عدلین هستند؛ اینها از هم جدا نیستند… دولت در این‌جا، دولت قرآن است؛ سربازی آن هم جهاد است. این، خیلی متفاوت است. بنابراین، به جای معاف کردن، بهتر است بگوییم هر کس که حفظ قرآن داشت، فرمانده میشود؛ این را حاضرم. اگر کسی حفظ قرآن بکند، من به او درجه میدهم»[ بیانات رهبر انقلاب در مراسم تودیع با قاریان قرآن؛ استاد شحات محمد انور و استاد محمد بسیونی- ۰۱/۱۲/۱۳۶۹].

طبیعتا نتیجه برعکس می‌شود. یعنی با تاکید بر ارزش سربازی که مردم از آن متنفرند، عشق به سربازی زیاد نمی‌شود بلکه حرف امام و رهبری هم خراب خواهد شد. چرا؟ چون مسئولین نمی‌خواهند به وظیفه خود عمل کنند و سرباز را صرفا یک «نیروی مفت» می‌بینند.

باید قبول کنیم که سربازی شده است سازوکار متنفرسازی جوانان از نظام! این همه هزینه و این نتیجه فاجعه! ای کاش عیدی جمهوری اسلامی به جوانان در روز جوان این باشد که سربازی را یا آن طور که رهبری تصویر می‌کنند بسازند و یا سخت‌گیری‌هایش را کم کنند که لااقل نگاه مردم به انقلاب و نظام بد نشود!.

استفاده درست از تخصص نیروهای جوان در راه انقلاب و کشور همراه با توجه به علاقه های جوانان دوران سربازی را بسیار شیرین و هدفمند تر می کند. چطور در زمان جنگ و سختی؛ جوانان این مرز و بوم به جبهه های حق علیه باطل می شتافتند، چون می دانستند برای یک هدف والا قدم به این وادی سخت می گذارند که هم دفاع از کشور است و هم دفاع از دین و ارزشها؛ اما جوان امروز واقعا نمی داند چرا باید به سربازی برود؟!، فقط می داند که اگر نرود … .

توجه به توانایی های جوانان سرباز و تبیین درست هدف سربازی همراه با احترام به ایشان باید ملاک اصلی در سربازی باشد.

 

 

 

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

تشخیص وظیفه در دوران کنونی | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

حضرت آیت الله مصباح یزدی

هدف از آفرينش و زندگي انسان بر روي زمين چيست؛ آن هم زندگي در کنار موجودي به نام ابليس که قبل از انسان وجود داشته و دائماً در پي فريب دادن انسان بوده است. هدف اصلي از خلقت ما چيست؟ مسئوليت و وظيفه ما در جهت رسيدن به اين هدف چيست؟ آيا مسئوليت ما فردي است يا اجتماعي است؟ اگر ما اين مسائل را نفهميم، با ابهام‌هايي روبرو مي‌شويم که جواب روشني براي آنها نخواهيم يافت.

تقابل همیشگی حق و باطل

به عنوان نمونه همگان اصلاح امور جامعه را كاري خوب و پسنديده مي‌دانند و تصور مي‌کنند که اگر دولت کارش را خوب انجام دهد، يا روحانيت وظيفه‌اش را بدرستي انجام دهد، همه مشکلات حل مي‌شود؛ اما بايد توجه داشت گاهي عده‌اي با علم به بطلان و انحراف خود، نمي‌خواهند به مسير اصلاح بازگردند و براي توجيه رفتار خود همیشه به ديگران دروغ می‌گویند؛ اين مسأله همواره بوده و در آينده هم خواهد بود. مثلاً فرعون مي‌دانست که اوخدا نيست، اما مي‌گفت: «انا ربکم الأعلی».

در طول تاریخ، همیشه چنین كساني بوده‌اند؛ زمانی فرعون و نمرود، روزي هم يزيد، امروز هم چنین افرادی هستند كه از بزرگترین شخصیت‌های سیاسی جهان به شمار می‌روند، اما در پي فريب دادن ديگران هستند. مي‌شود حدس زد در آينده هم فرعون‌صفتاني با اسم‌هاي مختلف پيدا شوند و موسی‌هايي در مقابلشان بایستند و اين جريان تقابل حق و باطل هميشه برقرار خواهد بود.

مردم‌سالاري ديني، استقلال، آزادي و نظایر آن از جمله مفاهیم کلی مورد قبول اكثريت جامعه است،اما اگر سوال شود آزادی يعني چه، آيا آزادی نسبی است یا مطلق، مرز آزادی کجاست، چه کسی باید مرز آن را مشخص کند و آیا خود ما حق داريم برای آزادی‌مان مرزي تعيين کنیم، پاسخ روشني نخواهيم شنيد؛ با وجود اينکه آزادی یکی از اصلي‌ترين شعارهایی است که از ابتدای انقلاب بر آن تأکید شده است.

 

مثال بالاتر براي ابهام در مسائل بنيادین در باره دين است؛ اصلاً دین یعنی چه؟ کارکرد دین در جامعه چیست؟  اگر دین در جامعه نباشد، چه اتفاقی می‌افتد؟  اگر مردم بدون دين باشند، اما حريم و حقوق يكديگر را رعايت کنند و با هم زندگی مسالمت‌آمیزي داشته باشند، مشکلي پيش خواهد آمد؟ گمان نکنید که این مسأله براي كسي مطرح نيست؛ در عمق دل اکثر سیاستمداران عالم همین تصور وجود دارد؛ هر چند آن را به زبان نياورند.

 

ما که حاضريم براي انقلاب اسلامي جان بدهيم، هنوز نقش و کارکرد دين را در جامعه نشناخته‌ايم،از اينجا مي‌توان دريافت كه بزرگترين ضعف جامعه ما فقر علمي و فرهنگي است. این در حالی است که انسانيت انسان به فرهنگ و شناخت اوست و از همين رو برخي جامعه‌شناسان انسان را «حيوان فرهنگي» معرفي می‌کنند.

 

متاسفانه نه فقط دانشگاه‌ها، بلكه حوزه‌ها نیز كمتر به این مباحث بنیادین می‌پردازند. تا این مسائل زيربنايي حل نشود نمی‌توان مشكلات فكري فرعی‌تر را حل کرد و هرگونه بحث و تحقيقي در باره آنها در نهایت به بن بست می‌رسد.
به واسطه حل نشدن مسائل کلی و بنيادين است که با وجود آنکه ولایت فقیه را قبول داریم، اما چون فهممان از اين موضوع دقيق و كامل نيست، انتقاداتي را در باره برخي امور مطرح مي‌كنيم.

شاید این مطالب را هم بپسندید:

تا زماني كه سوالات بنیادین پاسخ داده نشود، مسائل دیگر حل نمی‌شود،كساني با وجود اينکه مسائل زيربنايي برایشان حل نشده، براحتی احکام اسلام را زیر سؤال می‌برند و صراحتاً می‌گویند مگر انسان، حيوان است که بتوان او را شلاق زد! این رفتارها ناشی از حل نشدن مسائل کلی است.

 

لزوم شناخت وظیفه در وضعیت حاضر

زندگی بشر در ابتدا بسيار ساده بود؛ در حدي كه مسأله‌اي به عنوان پوشش برايش مطرح نبود و بر اساس آیات قرآن، حتی لباسی هم به تن نداشت. بعد از خوردن ميوه ممنوعه آدم و حوا متوجه برهنگی بدن خود و زشتي آن شدند و با برگ درختان، خود را پوشانیدند. اما امروز زندگی بشر، بسیار پیچیده شده و روز به روز بر اين پيچيدگي افزوده مي‌شود. به عنوان مثال، آيا ما سي سال پيش تصوري از وضعيت زندگي امروز خود داشتيم؟ آیا باورمان مي‌شد که با وسيله‌اي به اندازه کف دست، بتوان از آن سوي دنيا با خبر شد؟

ما در هر وضعيت و شرائطي كه هستيم، بايد وظيفه خود را بشناسيم و به آن عمل کنيم؛ البته هرگز تکليف شاقي از ما خواسته نشده است؛ چون خداوند در آيات متعددي از قرآن فرموده كه تکليف هر كس در حد وسع و توان اوست و بيش از آن بر عهده‌اش نيست.

ابزار، تکنولوژی و وسائل ارتباطی امروز از نعمت‌های خداوند است. امکان انتقال اطلاعات از یک گوشه دنیا به گوشه‌اي دیگر در کمترین زمان نعمت بزرگی است و ما باید از این نعمت به درستي استفاده کنیم. بخواهیم يا نخواهیم، این ابزار وجود دارد؛ اين ما هستيم كه باید وظیفه خود را در برابر اين امكان و نحوه استفاده از آن بشناسیم. البته وظیفه افراد مختلف مثل هم نیست و بسختی می‌توان دو نفر را یافت که وظیفه یکسانی داشته باشند؛ قدرت بدني، علم و شناخت، قدرت تشخیص، سلیقه‌ها و عوامل ديگري كه در تعيين وظيفه مؤثر هستند، در افراد، متفاوت است.

گاهی وظیفه، فردی است و فقط به خود شخص ارتباط دارد،اما برخی وظیفه‌ها بعد وسیع‌تری دارد و شامل خانواده، منطقه، شهر و حتی تمام دنیا می‌شود. امروز ما حتي نسبت به انسان‌هاي ديگري که در فلان گوشه دنيا حضور دارند، وظيفه داريم؛ البته وظيفه هر كسي متوقف بر قدرت و در حد توان اوست و طبيعتاً نخبگان بايد راه‌هاي کم هزينه‌تر و سودمندتري را برای انجام وظیفه بيابند.

 

هرکسی باید جایگاه خود را در عالم خلقت بیابد تا بر اساس آن وظیفه خود را بشناسد،روشن است كه عقل به تنهايي برای شناختن وظیفه کافي نيست؛ اگر عقل کافي بود، اين همه پيامبران براي چه از سوي خدا آمدند؟ پس، هم بايد عقل را به کار بگيريم و مراقب باشيم در استدلالات عقلي مرتكب اشتباه نشويم، هم از دين برای شناختن وظیفه استفاده کنيم.
البته دين هم داراي ابعاد مختلفي است. کساني ده‌ها سال ازعمرشان را برای آموختن یک بعد از دین، یعنی فقه صرف می‌کنند، اما در نهايت خودشان اعتراف می‌کنند که هنوز همه مسائل فقهی را با تمامي جزئيات آن به خوبي نشناخته‌اند. از همین رو نمی‌توان توقع داشت يك طلبه پس از مدت كوتاهي تحصيل همه ابعاد دین را بیاموزد و بلافاصله به کارهای دیگر مشغول شود.

 

تقسیم قوای حکومتی به سه بخش توسط منتسکیو، حقوقدان فرانسوی انجام شده و از منابع اسلامي اخذ نشده است، تقسیم کار، یک مسأله عقلائی است و نمی‌توان انتظار داشت یک نفر همه امور را بر عهده بگیرد؛ البته تقسیم کار در جامعه اسلامی به صورت يك هرم ترسیم می‌شود که در رأس آن ولی فقیه قرار دارد؛ اما این بدان معنا نیست که هر تخلفی صورت گرفت، ولی‌فقیه مسئول پاسخگويي آن باشد.برخي گمان مي‌کنند كه هر اتفاقي كه در جامعه رخ مي‌دهد مسئولیتش با ولي‌فقيه است؛ این در حالی است که هيچ كس حتي پيامبر و امام (ع)نيز چنين مسئولیتی را براي خودشان عنوان نکرده‌اند.

 

به هر حال نمي‌توان يک نفر را مسئول همه امور دانست؛ اما هر کسي بايد وظيفه‌ای که خدا برای او تعیین کرده را بشناسد و ابتدا به انجام آن بپردازد. چون انجام برخي از وظایف وقت انسان را به طور كامل پر می‌كند و فرد نمی‌تواند به کار دیگری بپردازد؛ اما گاهي بخشی از وقت يك فرد برای انجام وظیفه اصلي او كافي است؛ در اين صورت او مي‌تواند بقيه وقتش را به انجام وظیفه دیگري اختصاص دهد.

 

تشخيص وظيفه بر اساس ويژگي‌هاي جسمي، سني، فکري، توانمندي و دیگر ویژگی‌های افراد صورت مي گيرد،لذا هر يك از ما بايد به اين فکر باشيم که ابتدا جايگاه خود رادر عالم هستي دريابيم و بفهمیم که خداوند ما را در چه موقعيتي قرار داده و از ما چه خواسته، تا بر اين اساس  وظيفه خود را بشناسيم.

 

همه نعمت‌ها قالبي دارند كه چگونگي بهره‌برداري از آنها بستگي به روح تنيده شده در آن دارد؛ روح يك نعمت، انگيزه، نيت و جهت‌گيري موجود هنگام استفاده از آن است. فضاي مجازي يكي از اين نعمت‌ها است كه بايد در جهت ارسال مطلب محتواي فرهنگي صحيح به كار گرفته شود.

 

اگر وقت ما صرف استفاده از فضاي مجازي شود، بدون آنکه محتواي صحيحي از آن حاصل شود، مانند بدن فردي قوي هيكل است كه از عقل بي‌بهره است. ابزار و محتوا بايد هر يك، ديگري را تقويت كند و جدا كردن آنها از يكديگر موجب لطمه ديدن نتيجه كار مي‌شود.

کیهان، بیانات آيت‌الله مصباح يزدي (دام ظله)  در ديدار با جمعي از فعالان عرصه رسانه و فضای مجازی؛ قم ؛۲۶/۱۰/۹۶

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

جامعیت قرآن به چه معناست | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

فهرست این نوشتار:

حضرت آیت الله مکارم شیرازی
حضرت آیت الله مکارم شیرازی

منظور از جامعیّت قرآن

پرسش : آیا جامعیّت قرآن به این معناست که حتى جزئیّات علوم مختلف نیز در آن آمده است؟

پاسخ اجمالی:

 آری در قرآن «بیان همه چیز» هست؛ ولى از آنجا که قرآن یک کتاب تربیت و انسان سازى است که براى تکامل فرد و جامعه در همه جنبه هاى معنوى و مادى نازل شده است، روشن مى شود که منظور از «همه چیز»، تمام امورى است که براى پیمودن این راه لازم است، نه این که قرآن «دائرة المعارف» بزرگی است که تمام جزئیات علوم ریاضى و جغرافیائى و شیمى و فیزیک و گیاه شناسى و مانند آن در آن آمده است.

پاسخ تفصیلی:

خداى متعال در آیه۸۹ سوره«نحل» مى فرماید: (و ما این کتاب آسمانى [قرآن] را بر تو نازل کردیم که بیان همه چیز در آن است)؛ «وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْء».
«تِبْیان» (به کسر «تا» یا فتح آن) معنى مصدرى دارد، یعنى بیان کردن،(۱) و از این تعبیر با توجه به وسعت مفهوم «کل شىء» به خوبى مى توان استدلال کرد که:

در قرآن، بیان همه چیز هست، ولى با توجه به این نکته که قرآن یک کتاب تربیت و انسان سازى است که براى تکامل فرد و جامعه در همه جنبه هاى معنوى و مادى نازل شده است روشن مى شود که:منظور از همه چیز، تمام امورى است که براى پیمودن این راه لازم است، نه این که: قرآن یک «دائره المعارف» بزرگ است که تمام جزئیات علوم ریاضى و جغرافیائى و شیمى و فیزیک و گیاه شناسى و مانند آن در آن آمده است، هر چند قرآن یک دعوت کلى به کسب همه علوم و دانشها کرده که تمام دانش هاى یاد شده و غیر آن در این دعوت کلى جمع است.

به علاوه، گاه گاهى به تناسب بحث هاى توحیدى و تربیتى، پرده از روى قسمت هاى حساسى از علوم و دانشها برداشته است، ولى، با این حال، آنچه قرآن به خاطر آن نازل شده، و هدف اصلى و نهائى قرآن را تشکیل مى دهد، همان مساله انسان سازى است، و در این زمینه، چیزى را فروگذار نکرده است..

گاهى، انگشت روى جزئیات این مسائل گذارده و تمام ریزه کاریها را بیان مى کند (مانند احکام نوشتن قراردادهاى تجارتى و اسنادبدهکارى که در طولانى ترین آیه قرآن یعنى آیه ۲۸۲ سوره«بقره» طى ۱۸ حکم! بیان شده است).(۲)
و گاهى، مسائل حیاتى انسان را به صورت هاى کلى و کلى تر مطرح مى کند.
وسعت این مفاهیم، مانند وسعت مفهوم «وفاى به عهد» در آیه: «اِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْئُولاً».(۳)حتى فروع این دستورهاى کلى را نیز بلاتکلیف نگذارده، و مجرائى که باید از آن مجرا این برنامه ها تبیین شود، بیان کرده و مى گوید: «وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»؛ (آنچه پیامبر به شما دستور مى دهد اجرا کنید و آنچه شما را از آن نهى مى کند بازایستید).(۴)
هر قدر انسان، در اقیانوس بى کرانه قرآن، بیشتر شناور شود و به اعماق آن، براى استخراج گوهرهاى برنامه هاى سعادت بخش، فروتر رود، عظمت این کتاب آسمانى و شمول و جامعیت آن آشکارتر مى شود.
و درست به همین دلیل آنها که در زمینه این برنامه ها دست نیاز به این سو و آن سو، دراز مى کنند، مسلماً قرآن را نشناخته اند، و آنچه خود دارند، از بیگانه تمنا مى کنند.
این آیه علاوه بر این که: اصالت و استقلال تعلیمات اسلام را در همه زمینه ها مشخص مى کند بار مسئولیت مسلمانان را سنگین تر مى گرداند، و به آنها مى گوید: با بحث مستمر و پیگیر در قرآن، هر چه را لازم دارید از آن استخراج کنید.
در روایات اسلامى مخصوصاً روى جامعیت قرآن، به مناسبت همین آیه و مانند آن بسیار تاکید شده است.
از جمله در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم: «خداوند در قرآنهر چیزى را بیان کرده است، به خداسوگند چیزى که مورد نیاز مردم بوده است کم نگذارده، تا کسى نگوید: اگر فلان مطلب درست بود در قرآن نازل مى شد، آگاه باشید همه نیازمندیهاى بشر را خدادر آن نازل کرده است».(۵)
در حدیث دیگرى از امام باقر(علیه السلام) مى خوانیم:
«خداوند متعال، چیزى را که مورد نیاز این امت است، در کتابش فرو گذار نکرده، و براى رسولش تبیین نموده است، و براى هر چیزى حدّى قرار داده، و دلیل روشنى براى آن نهاده، و براى هر کسى که از این حدّ تجاوز کند، حدّ و مجازاتى قائل شده است».(۶)

حتى، در روایات اسلامى اشاره روشنى به این مساله شده که:

علاوه بر ظاهر قرآن، و آنچه توده مردم و دانشمندان از آن مى فهمند، باطن قرآننیز اقیانوسى است که بسیارى از مسائلى که فکر ما به آن نمى رسد، در آن نهفته است.
این بخش از قرآن، علم خاص و پیچیده اى دارد که در اختیار پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) و اوصیاى راستین او است، چنانکه در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم:

«ما مِنْ اَمْر یَخْتَلِفُ فِیْهِ اثْنانِ اِلاّ وَ لَهُ اَصْلٌ فِى کِتابِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لکِنْ لاتَبْلُغُهُ عُقُولُ الرِّجالِ»؛

(تمام امورى که حتى دو نفر در آن اختلاف دارند، اصلو ضابطه اى در قرآن دارد ولى عقل و دانش مردم به آن نمى رسد).(۷)
عدم دسترسى عموم به این بخش که آن را مى توان تشبیه به «وجدان ناخود آگاه آدمى» کرد، هرگز مانع از آن نخواهد بود که، بخش خود آگاه و ظاهرش مورد استفاده همگان قرار گیرد.(۸)

 

پی نوشت:
(۱). «آلوسى» در «روح المعانى» از بعضى از ادباى عرب نقل مى کند که: تمام مصدرهائى که بر وزن «تفعال» آمده همه به فتح «تا» مى باشد مگر دو لفظ «تِبیان» و «تِلقاء»، ضمناً بعضى، این کلمه را مصدر، و بعضى، اسم مصدر دانسته اند.
(۲). به تفسیر «نمونه» جلد ۲، صفحه ۲۸۳ به بعد مراجعه فرمائید.
(۳). سوره اسراء، آیه ۳۴٫
(۴). سوره حشر، آیه ۷٫
(۵). «نور الثقلین»، جلد ۳، صفحه ۷۴، حدیث ۱۷۶٫
(۶). «نور الثقلین»، جلد ۳، صفحه ۷۴، حدیث ۱۷۷٫
(۷). «نور الثقلین»، جلد ۳، صفحه ۷۵، حدیث ۱۸۰٫
(۸). گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي، دارالکتب الإسلامیه، چاپ بیست و هفتم، ج ۱۱، ص ۳۹۳٫

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

قرآن غنی ترین منبع کسب معرفت از دید احادیث اهل بیت(ع) | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی
حضرت آیت الله مکارم شیرازی

پرسش : در «احادیث اهل بیت(علیهم السلام)»، چه چیزی به عنوان «غنی ترین منبع کسب معرفت» معرفی شده است؟

پاسخ اجمالی:

احادیث اهل بیت(ع) قرآن را غنی ترین منبع کسب معرفت معرفی می کنند؛ برای مثال پیامبر اکرم(ص) امّت را به مراجعه به قرآن، هنگام مشتبه شدن امور توصیه می کند و با معرفی قرآن به عنوان بهترین راهنما می فرماید: «…كسى كه قرآن را پيشاپيش روى خود قرار دهد او را به بهشت هدايت مى كند…».

پاسخ تفصیلی:

با توجه به اینکه برخی قائل به غریزی بودن وحی شده اند بحث وحی را با اشاره به اهمیّت و غناى بزرگترین مصداق وحى یعنى قرآن مجید در کلمات پیشوایان بزرگ مطرح مى کنیم، تا هم تاکیدى باشد بر اصل مساله، و موقعیّت این منبع عظیم معرفت، و هم پاسخى باشد به کج اندیشانى که وحى را در ردیف غرایز حیوانات و پایین تر از ادراکات عقلى مى شمارند، و معتقدند با پیشرفت عقول انسان ها نیازى به وحى و معارفى که از آن سرچشمه مى گیرد، نخواهیم داشت! تا معلوم شود:

صلاح کار کجا و من خراب کجا؟ *** ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا؟

۱٫ پیغمبر اکرم(صلى اللهعلیه وآله) خطاب به مسلمانان فرمود:
«اِذا الْتَبَسَتْ عَلَیْکُمُ الاُْمُورُ کَقِطَعِ الَّیلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَیْکُمْ بِالْقُرآنِ… مَنْ جَعَلَهُ اَمامَهُ قادَهُ اِلى الْجَنَّهِ، وَ مَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ ساقَهُ اِلى الْنّارِ، وَ هُوَ اَوضَحُ دَلْیل اِلى خَیْرِ سَبیْل، مَنْ قالَ بِه صَدَقَ، وَمَنْ عَمِلَ بِهِ اُجِرَ، وَ مَنْ حَکَمَ بِهِ عَدَلَ» (۱)؛

(هنگامى که امور بر شما مشتبه شود همچون پاره هاى شب تاریک، بر شما باد که به سراغ قرآنروید… کسى که قرآنرا پیشاپیش روى خود قرار دهد او را به بهشتهدایت مى کند، و کسى که آن را پشت سر افکند او را به دوزخ مى راند، قرآنبهترین راهنما به سوى بهترین راه ها است، هرکس بر طبق آن سخن گوید راستگو است، و هرکس به آن عمل کند ماجور است، و هرکس مطابق آن حکم کند عادل است).

شاید این مطالب را هم بپسندید:

۲٫ امیرمومنان على(علیه السلام) در یکى از خطبه هاى نهج البلاغه مى فرماید:
«ثُمَّ انْزَلَ عَلَیْهِ الْکِتابَ نُوراً لا تَطْفَاُ مَصابِیْحُهُ، وَسِراجاً لا یَخْبُو تَوَقُّدُهُ، وَ بَحْراً لا یُدْرَکُ قَعْرُهُ، وَ مِنهاجاً لا یُضِلُّ نَهْجُهُ، وَ شُعَاعاً لا یُظِْلُمُ ضَوْئُهُ، وَ فُرْقاناً لا یُخْمَدُ بُرهانُهُ، وَتِبیاناً لا تُهْدَمُ ارْکانُهُ، وَشِفاءً لا تُخْشَى اَسْقَامُهُ، و عِزَّاً لاَ تُهْزَمُ اَنْصارُهُ، وَ حَقّاً لا تُخْذَلُ اَعْوانُهُ … هُوَ مَعْدِنُ الاِیمَانِ وَ بُحْبُوحَتُهُ وَیَنابِیْعُ الْعِلْمِ وَ بُحُوُرُه، وَ رِیَاضُ الْعَدْلِ وَغُدْرَانُهُ، و اثافِىُّ الاِسْلامِ وَ بُنْیانُهُ» (۲)؛

(سپس خداوند کتابى بر او نازل فرمود، همان نورى که خاموشى ندارد و چراغى که فروغ اش زوال نمى پذیرد، دریایى که اعماق اش را نتوان یافت، و راهى که گمراهى در آن وجود ندارد، شعاعى که روشنایى اش را تیرگى نگیرد، و فرقان و جدا کننده حق از باطل که درخشش دلیل اش به خاموش نگراید، بنیانى که ارکان اش منهدم نگردد، شفابخشى است که با وجود آن بیمارى ها وحشت نیاورد، قدرتى است که یاوران اش را شکست نیست، و حقى است که مددکاران اش هرگز تنها نمى مانند…قرآن معدن ایمانو مرکز آن است، چشمه هاى دانش و دریاهاى آن است، منابع عدالتو غدیرهاى آن است، و نیز پایه هاىاسلامو شالوده آن است).
۳٫ امام على بن موسى الرضا(علیه السلام) مى فرماید: مردى از امام صادق(علیه السلام)پرسید: «ما بالُ الْقُرْآنِ لا یَزْدادُ عَلَى النَّشْرِ وَالدَّرْسِ اِلاّ غَضاضَهً» ؛

(چرا قرآن با افزایش ارسال مطلب و مطالعه چیزى جز طراوت پیدا نمى کند؟!)

امام(علیه السلام) فرمود: «لاَِنَّ الله تَبارَکَ وَتَعالى لَمْ یَجْعَلْهُ لِزَمان، وَلا لِناس دُوْنَ ناس، فَهُوَ فَى کُلِّ زَمان جَدِیْدٌ، وَعِنْدَ کُلِّ قَوْم غَضٌّ اِلى یَوْمِ الْقِیامَهِ» (۳)؛

(زیرا خداوند متعال آن را براى زمان معینى قرار نداده، و نه براى قوم خاصى، و لذا در هر زمانى تازه، و نزد هر جمعیتى شاداب و با طراوت است تا روز قیامت).

روایات در این زمینه بسیار فراوان است؛ هم در منابع شیعه و هم در منابع اهل سنّت. فقط به عنوان نمونه سه حدیث فوق را که از پیغمبر اکرم(صلى اللهعلیه وآله) و امیرمومنان على(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) بود، آوردیم.(۴)

 

پی نوشت:

(۱). اين حديث را مرحوم علاّمه مجلسى در بحارالانوار از ابوسعيد خدرى ضمن يكى از خطبه هاى پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)نقل كرده است. (بحار الأنوار، مجلسى محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق/ مصحح: جمعى از محققان‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، ۱۴۰۳ هـ.ق‏، چاپ دوم، ج ۷۴، ص ۱۷۷، باب ۷ (ما جمع من مفردات كلمات الرسول ص و جوامع كلمه).(۲). نهج البلاغة، شريف الرضى، محمد بن حسين‏، محقق/ مصحح: صبحي صالح، انتشارات هجرت‏، قم‏، ‏۱۴۱۴ هـ.ق، چاپ اول، ص ۳۱۵، خطبه ۱۹۸٫
(۳). بحار الأنوار، مجلسى محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق/ مصحح: جمعى از محققان‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، ۱۴۰۳ هـ.ق، چاپ دوم، ج ۸۹، ص ۱۵، باب ۱ (فضل القرآن و إعجازه و أنه لا يتبدل بتغير الأزمان و لا يتكرر بكثرة القراءة و الفرق بين القرآن و الفرقان).
(۴). گرد آوری از: کتاب پیام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۸۶ هـ.ش، چاپ نهم، ج ۱، ص ۲۲۳٫

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

نشانه های نادان از منظر نهج البلاغه | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

نهج البلاغه با مرور قرن‌ها نه تنها تازگی و جذابیت خویش را حفظ کرده که فزون‌تر ساخته است و این اعجاز نیست مگر به سبب ویژگی هایی که در شکل و محتوا است. این امتیاز را جز در مورد قرآن نمی توان یافت که در کلام امام علی(ع) درباره قرآنآمده است: « ظاهره انیق و باطنه عمیق، لاتفنی عجائبه و لاتنقضی غرائبه » قرآن کتابی است که ظاهری زیبا و باطنی عمیق دارد، نه شگفتی های آن پایان می‎پذیرد و نه اسرار آن منقضی می‎شود. در سخن مشابهی نیز آمده است : «لاتحصی عجائبه و لاتبلی غرائبه» نه شگفتی های آن را می‎توان شمرد و نه اسرار آن دستخوش کهنگی می‎شود و از بین می‎رود.

سخنان امام علی(ع) در فاصله قرن اول تا سوم در کتب تاریخ و حدیث به صورت پراکنده وجود داشت. سید رضی در اواخر قرن سوم به گردآوری نهج البلاغه پرداخت و اکنون بیش از هزار سال از عمر این کتاب شریف می‎گذرد. هر چند پیش از وی نیز افراد دیگری در گردآوری سخنان امام علی (ع) تلاش‌هایی به عمل آوردند، اما کار سید رضی به خاطر ویژگی هایی که داشت درخشید و ماندگار شد، چون سید رضی دست به گزینش زده بود.

وقال علیه السلام:مِنَ الْخُرْقِ الْمُعَاجَلَةُ قَبْلَ الاِْمْکَانِ، وَ الاَْنَاةُ بَعْدَ الْفُرْصَةِ.

امام(علیه السلام) فرمود: عجله کردن پیش از فراهم شدن امکانات، و از دست دادن امکانات و سستى کردن پس از فرصت، از حماقت و نادانى است.

امام(علیه السلام) در این گفتار حکیمانه به دو چیز که از نشانه هاى نادانى است اشاره کرده، مى فرماید: «عجله کردن پیش از فراهم شدن امکانات، و از دست دادن امکانات و سستى نمودن پس از فرصت، از حماقت و نادانى است»; (مِنَ الْخُرْقِ الْمُعَاجَلَةُ قَبْلَ الاِْمْکَانِ، وَ الاَْنَاةُ بَعْدَ الْفُرْصَةِ). «خُرْق» (بر وزن مرغ) به گفته غالب ارباب لغت به معناى نادانى و کم عقلى است ولى «خَرق» (بروزن خلق) به معناى پاره کردن یا سوراخ کردن چیزى به عنوان افساد است که در قرآن مجید در داستان موسى و خضر(علیهما السلام) به آن اشاره شده است و بعید نیست هر دو به یک ریشه بازگردد زیرا پاره کردن و فاسد کردن، کار افراد نادان است.

 

واژه «أناة» به معناى صبر کردن و تأنى نمودن در انجام کارى است. این واژه هرگاه درمورد خداوند به کار برده مى شود و مى گویند: خداوند ذو أناة است مفهومش این است که در مجازات گنهکاران هرگز تعجیل نمى کند تا اتمام حجت بر آن ها شود، و گاه این واژه به معناى سستى کردن نیز به کار مى رود همانگونه که در گفتار حکیمانه بالا دیده مى شود. به هر حال امام(علیه السلام) دو چیز را در این جا نشانه حماقت و نادانى مى شمرد: نخست تعجیل کردن قبل از فراهم شدن امکانات است مثل این که کسى در فصل غوره کردن درختان انگور اصرار بر چیدن انگور داشته باشد که نشانه نادانى است و دیگر این که وقتى فرصت ها فراهم مى شود سستى کند و به اصطلاح این دست و آن دست نماید تا فرصت از دست برود; فرصتى که شاید هرگز بازنگردد این هم نشانه بى خبرى و نادانى است. عاقل و دانا کسى است که صبر کند و در انتظار فرصت باشد و هنگامى که فرصت فراهم شد بدون فوت وقت دست به کار شود و به مقصود خود برسد.

 

این کار نشانه مدیریت صحیح است. در روایات اسلامى در نکوهش عجله و شتاب بى مورد و همچنین نکوهش از دست دادن فرصت ها مطالب زیادى وارد شده است. ازجمله درباره عجله و شتاب بى مورد در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)مى خوانیم: «إِنَّمَا أَهْلَکَ النَّاسَ الْعَجَلَةُ وَلَوْ أَنَّ النَّاسَ تَثَبَّتُوا لَمْ یهْلِکْ أَحَدٌ; مردم را عجله (بى جا) هلاک مى کند و اگر مردم در کارها درنگ مى کردند (و با آرامش و دقت کارها را انجام مى دادند) احدى هلاک نمى شد». قابل توجه این که در دنیاى امروز یکى از مهم ترین عوامل تصادف هاى وسایل نقلیه و مرگ ومیرهاى ناشى از آن عجله و سرعت هاى غیر مجاز ذکر شده است. در حدیث دیگرى از امام امیرمؤمنان(علیه السلام) در غررالحکم آمده است: «العَجولُ مُخْطِئٌ وإن مَلَکَ، المُتَأنِّى مُصِیبٌ وإن هَلَک; عجول، خطاکار است هر چند (تصادفاً) پیروز شود و کسى که با تأنى (و حساب) کار مى کند به واقع مى رسد هر چند (در پاره اى از اوقات، ظاهراً) ناکام شود».

 

در حدیث دیگرى که مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار از امیرمؤمنان على(علیه السلام) نقل کرده است مى خوانیم: «مَنِ اسْتَطَاعَ أَنْ یمْنَعَ نَفْسَهُ مِنْ أَرْبَعَةِ أَشْیاءَ فَهُوَ خَلِیقٌ بِأَنْ لاَ ینْزِلَ بِهِ مَکْرُوهٌ أَبَداً قِیلَ وَ مَا هُنَّ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ الْعَجَلَةُ وَ اللَّجَاجَةُ وَ الْعُجْبُ وَ التَّوَانِى; کسى که بتواند خود را از چهار چیز بازدارد سزاوار است که هرگز گرفتار حادثه ناگوارى نشود. عرض کردند: اى امیرمؤمنان آن چهار چیز چیست؟ فرمود: عجله و لجاجت و خودپسندى و تنبلى». در برابر روایات مذکور، در بعضى از روایات دیگر مشاهده مى کنیم که دستور به عجله داده شده است ازجمله در حدیثى امام باقر(علیه السلام)مى فرماید: «مَنْ هَمَّ بِشَىء مِنَ الْخَیرِ فَلْیعَجِّلْهُ فَإِنَّ کُلَّ شَىء فِیهِ تَأْخِیرٌ فَإِنَّ لِلشَّیطَانِ فِیهِ نَظْرَةً; کسى که تصمیم به کار خیرى گرفت باید در آن شتاب کند زیرا به هنگام تأخیر، شیطان ممکن است در آن وسوسه کند و آن را (براى همیشه) به عقب بیندازد». بدیهى است که هیچ گونه تضادى بین این گونه از روایات نیست. عجله مذموم در جایى است که انسان بدون فراهم شدن مقدمات و امکانات شتاب کند و نیروى خود را به هدر دهد و عجله ممدوح آن است که هرگاه تمام مقدمات و امکانات فراهم شد به تأخیر نیندازد زیرا شیاطین انس و جن ممکن است در آن موانعى ایجاد کنند. درمورد نکوهش از دست دادن فرصت ها نیز روایات فراوانى از معصومین(علیهم السلام)در کتب مختلف نقل شده است ازجمله در حدیثى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «تَرْکُ الفُرَصِ غُصَصٌ; از دست دادن فرصت ها سبب انواع غصه هاست». در حدیث دیگرى از امیرمؤمنان(علیه السلام) آمده است: «مَنْ أَخَّرَ الْفُرْصَةَ عَنْ وَقْتِهَا فَلْیکُنْ عَلَى ثِقَة مِنْ فَوْتِهَا; کسى که به موقع از فرصت استفاده نکند مطمئن باشد که فرصت از دست خواهد رفت». روشن است که استفاده کردن از فرصت به معناى عجله بى جا نیست بلکه شتاب و سرعت در کارهایى است که اسباب آن فراهم شده و هر لحظه ممکن است موانعى پیش آید. در این گونه موارد باید شتاب کرد و پیش از فوت فرصت به مقصد رسید.

باشگاه خبرنگاران/.

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

نکوهش امام خمینی در کتاب چهل حدیث از وسواس | هدانا | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

بدان که علاج این مرض قلبی (شک و وسواس) که بیم آن دارد که انسان را به هلاکت ابدی و شقاوت سرمدی برساند، چون سایر امراض قلبیه با علم نافع و عمل بسی سهل و آسان است. ولی انسان باید اول خود را مریض بداند، پس از آن خودش در صدد علاج‌ بر می‌آيد، ولی عیب کار آن است که شیطان به طوری مقدمات را برای این بیچاره مرتب کرده که خود را مریض نمی‌داند، بلکه دیگران را منحرف از راه و غیر مبالی به دین می‌داند! اما طریق علم، پس تفکر نمودن.

 

انسان خوب است اعمال و افعالش از روی تفکر و تامل باشد. فکر کند آیا این عملی که می‌کند و می‌خواهد مرضی خداوند تعالی باشد از کجا و از کی اخذ می‌کند که کیفیت آن باید چنین و چنان باشد. معلوم است عوام از مردم از فقها و مراجع تقلید آنها از کتاب و سنت و طرق اجتهادیه، کیفیت عمل را به دست می‌آورند، پس ما وقتی که مراجعه کنیم به کتب فقها، از عمل وسواسی تکذیب شده و بعضی از اعمال او را باطل شمرده‌اند، و وقتی که مراجعه کنیم به احادیث شریفه و کتاب الهی، می‌بینیم که عمل او را از شیطان شمرده‌اند و سلب عقل از صاحبش فرموده‌اند.

 

پس، در این صورت انسان عاقل اگر شیطان بر عقلش مسلط نشده باشد و قدری تامل و تفکر کند، باید بر خود حتم کند که دست از این عمل فاسد بردارد و در صدد برآيد که عمل خود را تصحیح نماید که مرضی حق تعالی باشد.(۱)
__________________
۱- شرح چهل حدیث امام خمینی (ره)،‌ص۴۰۵

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام