امروز شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹ شما در هستید.
به سایت خوش آمدید.
  • آخرين آهنگ ها
  • آخرين آلبوم ها
  • آخرين سريال ها
  • آخرین فیلم ها
  • آخرین موزیک ویدیو ها

منظور از رب المشرقین ورب المغربین چیست؟ | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

منظور از «رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ»

پرسش : با توجه به آیه«رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ» مقصود از دو مشرق و دو مغرب چیست؟

پاسخ اجمالی

منظور از دو مشرق و دو مغرب؛ یا شرق و غرب دو نیمکره زمین است؛ و به همین ترتیب، منظور از مشارق و مغارب نقاط مختلف کره زمین است که هر نقطه اى نسبت به نقطه اى مشرق و نسبت به نقطه دیگر مغرب است؛ و یا منظور از مشارق و مغارب، تعدّد نقطه طلوع و غروب حقیقى آفتاب است، زیرا هیچ گاه آفتاب دو روز از یک نقطه طلوع و در یک نقطه غروب نمى کند؛ و اگر تنها آخرین نقطه میل اعظم شمالى آفتاب (اوّل تابستان) و آخرین نقطه میل اعظم جنوبى (اوّل زمستان) را در نظر بگیریم باید به مشرقین و مغربین تعبیر نماییم.

پاسخ تفصیلی

در قرآنمجید مشرق و مغرب هم به صورت «تثنیه» «دو مشرق و دو مغرب» و هم به صورت «جمع» به کار برده شده است؛ مانند:

«فَلاَ اُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ»؛ (سوگند به پروردگار مشرق ها و مغرب ها)(۲) و در جاى دیگر مى فرماید: «وَ اَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذَینَ کَانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ الاَرْضِ وَ مَغارِبَها»؛

(و مشرق ها و مغرب هاى پر برکت زمین را به آن قوم به ضعف کشانده شده (زیر زنجیر ظلم و ستم)، واگذار کردیم!)(۳)
بنابراین، مشرق و مغرب هم به صورت «جمع» که حاکى از افراد متعدّد است و هم به صورت «تثنیه» که از دو فرد حکایت مى کند استعمال شده است.

مفسّران در تفسیراین آیات دو معنا ذکر کرده اند:

نخست این که منظور از دو مشرق و دو مغرب، مشرق و مغرب دو نیمکره زمین است؛ یعنى، دو نیمکره شمالى و جنوبى یا دو نیمکره شرقى و غربى، حتّى بعضى این آیهرا اشاره اى به وجود نیمکره جدید یعنى «قارّه آمریکا» قبل از کشف آن دانسته اند که فعلا از موضوع بحث ما خارج است؛ و به همین ترتیب، منظور از مشارق و مغارب نقاط مختلف کره زمین است که هر نقطه اى نسبت به نقطه اى مشرق و نسبت به نقطه دیگر مغرب است.

به عبارت دیگر: یکى از خواصّ «کره» این است که هر نقطه اى از آن نسبت به نقطه اى که در طرف غرب آن قرار گرفته مشرق محسوب مى شود و نسبت به نقطه مقابل مغرب است و لذا بعضى این گونه آیات را اشاره به کرویّت زمین مى دانند.
دوّم این که منظور از تعدّد مشرق و مغرب تعدّد نقطه طلوع و غروب حقیقى آفتاب است; زیرا هیچ گاه آفتاب دو روز از یک نقطه طلوع و در یک نقطه غروب نمى کند و به واسطه «میل» خورشید به شمال و جنوب (که نتیجه تمایل محور زمین نسبت به سطح مدار گردش آن به دور آفتاب است) هر روز آفتاب از نقطه اى طلوع و در نقطه دیگر غروب مى کند؛ بنابراین، هرگاه مجموعه این مشرق ها و مغرب ها را در نظر بگیریم، باید تعبیر به «مشارق» و «مغارب» کنیم و هرگاه تنها آخرین نقطه میل اعظم شمالى آفتاب (اوّل تابستان) و آخرین نقطه میل اعظم جنوبى (اوّل زمستان) را در نظر بگیریم باید به «مشرقین» و «مغربین» تعبیر نماییم و این یکى از شاهکارهاى قرآناست که در عبارات کوتاهى مردم را متوجّه اسرار شگفت انگیز خلقت مى کند; زیرا مى دانیم تغییر طلوع و غروب آفتاب، تاثیر فراوانى در پرورش گیاهان و گل ها و میوه ها و بطور کلّى در وضع عمومى موجودات زنده و زیبایى هاى جهان آفرینش دارد.(۴)

پی نوشت:
(۱). سوره الرحمن، آیه ۱۷.
(۲). سوره معارج، آیه ۴۰.
(۳). سوره اعراف، آیه ۱۳۷.
(۴). گرد آوري از کتاب: پاسخ به پرسش های مذهبی، آیات عظام مکارم شیرازی و جعفر سبحانی، مدرسة الإمام علی بن أبی طالب(ع)، چاپ دوّم، ص ۴۸۹.

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

علوم خارق العاده ائمه (علیهم السلام) از کجا سرچشمه می گیرد؟ | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

 

 

علوم خارق العاده ائمه(علیهم السلام) از کجا سرچشمه می گیرد؟ آیا سخنان آنان در زمینه علوم تجربی نیز معتبر است؟

 

 

یکی از آثار وجودی امام، علم خارق العاده او است و از نظر کمالات «امامت»، با «نبوت» اتصال و ارتباط بلافصل دارد؛ امام، وارث به حق علوم و کتاب های همه پیامبران است.

 

امام صادق(علیه السلام) می فرماید:

 

«همه کتاب های آسمانی انبیای گذشته، نزد ما است، اینها را از آنان به ارث برده ایم. همان‌گونه که آنان می خواندند، می خوانیم و همانند آنان از این کتاب ها سخن می گوییم. هیچ حجت الاهی، در روی زمین نخواهد بود که از او چیزی بپرسند و او بگوید: نمی دانم»[۲۱۰]

البته پیامبران و حجت های الهی برای هدایت مردم و پاسخ به پرسش های دینی مردم به میزان مشترک احاطه علمی دارند، اما به تناسب درجه وجودی و مقام ولایت از علم و معرفت بی کران الهی بهره مند می شوند و دارای درجات و مراتب متفاوت می باشند.

 

امام علی(علیه السلام) به این حقیقت، چنین اشاره کرده است:

 

«ما اهل بیت، شجره نبوت، جایگاه شایسته رسالت، محل آمد و رفت فرشتگان، خانه رحمت و کمال دانش و معرفت هستیم».[۲۱۱]

دانش ائمه(علیهم السلام) پایدار و همیشگی است. این دانش پیوسته با سرچشمه غیبی خود در ارتباط بوده، مدام قوت پذیرفته و افزایش می یابد.

 

شاید این مطالب را هم بپسندید:

امام باقر(علیه السلام) می فرماید:

 

«اگر بر دانش ما افزوده نمی شد، بی دانش می ماندیم».[۲۱۲]

 

امام موسی بن جعفر(علیه السلام) می فرماید:

 

«علم امام دارای سه جنبه و جهت است: علوم مربوط به گذشته، علوم مربوط به زمان آینده، علوم حادث و نوظهور».[۲۱۳]

 

نکته:

 

امام از آن جا که در مرتبه ویژه ای از عالم هستی قرار گرفته و وجودش در نقطه اعلای هستی است؛ به تمامی علوم و معارف، معرفت شهودی دارد؛ معرفتی که جایی برای تردید و شک و عدم اطمینان باقی نمی گذارد. ازاین‌رو علم امام تنها دانش به دور از خطا و خلاف است.

 

 

از امام صادق(علیه السلام) پرسیدند: علم بدون اختلاف مخصوص امامان است و شما چگونه از آن آگاهی می یابید؟ فرمودند:

 

«آگاهی ما هم از این معرفت بی اختلاف، مانند آگاهی پیامبر خدا است؛ با این تفاوت که آنچه را پیامبر می دید ما نمی بینیم».[۲۱۴]

 

 

به حسب این رتبه وجودی امام است که حضرت علی(علیه السلام) می فرماید:

 

«پیش از آن که مرا از دست بدهید از من بپرسید.»[۲۱۵]

 

نکته:

 

شگفت آن که در این جمله، آن حضرت پرسش از علم خاص یا باب خاصی را مطرح نکرده و این خود دلیل روشنی است بر این که امام علی(علیه السلام)، بزرگ ترین دانشمندی است که به همه علوم و ظرایف و اسرار آنها احاطه داشته، شارح و مفسر آنها بوده است. آن حضرت در همه علوم – از الاهیات گرفته تا تفسیر، قرائت، فقه، حدیث، اخلاق، قضا، فصاحت و بلاغت و دیگر علوم ادبی تا ریاضیات، طب، شیمی و… – به بالاترین مراتب رسیده بود.[۲۱۶]

 

اما در باب اعتبار سخنان ائمه(علیهم السلام) در حوزه علوم تجربی، چند نمونه قابل توجه است:

 

نکته:

 

در زمانی که برخی معتقد بودند: زمین بر شاخ گاو استوار است. برخی دیگر می گفتند: زمین بر روی آب شناور و مانند کشتی توخالی است. عده ای دیگر می گفتند: زمین ستون ها دارد که بر کوه قاف استوار است. اما امام علی(علیه السلام) حقیقت روشنی را که امروزه آن را از بدیهیات می دانیم، بیان فرمود. آن حضرت در عصری که بشر نه از دانشی برخوردار بود و نه از نظریه جاذبه اطلاعی داشت، می فرماید:«خداوند زمین را آفرید و آن را بدون این که او را مشغول سازد نگه داشت و آن را در عین بی قراری، قرار بخشید و بدون پایه برپا نمود و بدون ستون برافراشت.»[۲۱۷]

 

در برخی از خطبه های دیگر فضای محیط زمین را توصیف کرده، می فرماید:

 

«و اطراف آن را باز کرد و فضاهای خالی ایجاد نمود و در آن آبی که امواج متلاطم آن روی هم می غلتید، جاری ساخت و آن را بر پشت بادی شدید و طوفانی کوبنده حمل نمود؛ پس از آن، باد را به بازگرداندن آن فرمان داد و بر نگه داری اش مسلط ساخت.»[۲۱۸]

 

نکته:

 

این سخن، همان نظریه ای است که پس از قرن ها از زبان امام علی(علیه السلام) مطرح و اکنون اثبات شده که: «کره زمین را پوششی از هوا احاطه نموده است، به نام پوشش هوایی جوی، این محیط هوایی به طبقه های بزرگی تقسیم می شود که بعضی فوق بعضی دیگر است و در طبقه اول همه تغییرات جوی صورت می گیرد و باد و باران و ابر و طوفان در آن جا به وجود می آید».[۲۱۹]اگر آن حضرت وضعیت کره زمین را آن گونه بیان می کند و قرن های بعد مسئله جاذبه زمین و وضعیت قرارگرفتن آن، مطرح و اثبات می شود؛ آیا دلیل آشکاری بر احاطه آن حضرت در واقعیات و حقایق جهان هستی نیست؟!

 

نکته:

 

بالاتر از کلام ائمه، کلام خداوند در قرآن درباره بعضی از آموزه های علمی است. آیا در هنگامی که هنوز علم بشر آن مسایل بلند علمی را کشف نکرده بود، بشر می توانست بگوید که این مطالب نادرست است؟![۲۲۰]در هر حال به اعتقاد ما از آن جا که ائمه(علیهم السلام)، از مرتبه خاص وجودی برخوردارند – که این مرتبه، برترین مرتبه عالم و عوالم هستی است – از علم «ما یکون و ما کان و ما هو کائن» در پرتو علم خداوند و به اذن او، برخوردارند.ازاین‌رو علوم معصومین(علیهم السلام) اعم از علوم معرفتی و دانش‌های تجربی است. دلایل و نصوصی که علم امام(علیه السلام) و معصومین(علیهم السلام) را تبیین می‌نمایند مطلق و فراگیر هستند؛ به عنوان مثال در کتاب شریف اصول کافی تحت عنوان ائمه(علیهم السلام) همه چیز را می‌دانند.

 

امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:

 

«من آنچه در آسمان و زمین است را می‌دانم و آنچه در بهشت و دوزخ است را می‌دانم و گذشته و آینده را می‌دانم.»

 

 بعد امام(علیه السلام) فرمودند:

 

«البته من این مطالب را از کتاب خدای عزوجل می‌دانم، خدا می‌فرماید: بیان هر چیز در قران است.»[۲۲۱]

 

نکته:

 

بنابراین از آن جا که منبع اصلی علم امامان از علم خداوند است و خداوند آفریننده و احاطه کامل بر جهان هستی دارد. امامان نیز به هر مقدار که خداوند مصلحت بداند و یا خودشان از خداوند درخواست کنند به حقایق و واقعیت های جهان هستی علم دارند.

 

 

[۲۱۰]. اصول کافی، ح ۶۰۰.
[۲۱۱]. همان، ح ۵۸۳.
[۲۱۲]. همان، ح ۶۵۱.
[۲۱۳]. همان، ح ۶۸۱.
[۲۱۴]. همان، ح ۶۷۳.
[۲۱۵]. «سلونی قبل ان تفقدونی» (نهج البلاغه، خطبه ۱۸۹)
[۲۱۶]. براى مطالعه ى بیش‌تر ر.ک: آیا امام على یک فیلسوف بود؟، محمدجواد مغنیه، ترجمه مرتضى الیاسی، مجله معرفت شماره ۳۷، صص ۶۳ – ۵۶ و نیز براى آشنایى بیش‌تر با تحلیل فلسفى شخصیت و اوصاف امامان، ر.ک: سید یحیى یثربى، فلسفه امامت، قم: وثوق، ۱۳۷۸ش، چ اول.
[۲۱۷]. «وانشأ الارض فامسکها من غیر اشتغال و ارساها علی غیر قرار و اقامها بغیر قوائم و رفع ها بغیر دعائم» (نهج البلاغه، خطبه ۱۸۶)
[۲۱۸]. «ثم انشاء سبحانه فتق الاجواء و شق الارجاء و شکائک الهواء فاجری فیها ماءً متلاطماً تیاره متراکما زخاره علی متن الریح العاصفة و الزعزع القاصفة فامرها برده و سلطها علی شده» (نهج البلاغه، خطبه اول)
[۲۱۹]. ر.ک: العلم فی حیاتنا الیومیه، ج ۱، ص ۳۸.
[۲۲۰]. در این باب ر.ک: تورات، انجیل، قرآن و علم.
[۲۲۱]. اصول کافی، ج۱، ص۳۸۸.

 

 

منبع: سایت پاسخ سوالات شرعی برگرفته از پرسش ها و پاسخ ها «علم و دین».

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

چه كنيم خود را از وسوسه هاى شيطان نجات دهيم؟ | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

حضرت آیت الله جوادی آملی
حضرت آیت الله جوادی آملی

 

نجات از وسوسه هاى شيطان

 

چه كنيم خود را از وسوسه هاى شيطان نجات دهيم؟

 

ابليس كه دشمن بيرونى انسان است و از بيرون حمله مى كند، تا پايگاه درونى نداشته باشد و عده اى از درون او را حمايت نكنند، هرگز در انسان اثر نمى گذارد.

شيطان كارش صادر كردن سم و وارد كردن آن به درون انسان است. مثل اين كه كسى بخواهد با سم ديگرى را از پاى در آورد. اگر سم را در جيب او بگذاد، بديهى است اثر نمى كند. اگر سم را به او بخوراند و او بالا بياورد و تحويل نگيرد، باز هم اثر نمى كند. بايد دستگاه گوارش سم را بپذيرد و آن را جذب كند و پس از ورود به خون اثر زيان آور خود را بگذارد. وسوسه ها هم چنين است.

هوا و هوس و شهوترانى هاى گوناگون كه رقيق ترين و سبك ترينش در جوان ها است و سنگين ترينش در سالمندان به صورت «حب جاه و مقام» ديده مى شود، نشانه تأثير آن سم است. فرمود: «آخَرُمَا يَخُرُجُ مِنْ قُلُوب الصِّدِّيقينِ حُبُّ الْجَاهِ؛ واپسين عقبه اى كه بزرگان سير و سلوك مى توانند از آن نجات پيدا كنند «مقام خواهى» است؛يعنى همين بازى هايى كه بسيارى به آن گرفتارند.

اگر كسى از تعريف كردن ها و القابى كه به او مى دهند لذت ببرد، معلوم مى شود سم در درون بدنش اثر كرده است. اگر از اين حرف ها لذت نبرد، بايد شاكر باشد كه دستگاهش اين سم را قبول نمى كند.

وجود مبارك اميرالمؤمنين (علیه السلام)  در عهدنامه اى كه به مالك اشتر نوشت، فرمود: شيطان هميشه در صدد حمله كردن است، اما آن وقتى كه از تو تعريف مى كنند خط مقدم آتش شيطان است و بايد مواظب بود.

اگر كسى آبروى كسى را برد، شب خوابش نمى برد؛ چرا؟ زيرا او از درون آتش گرفته است نه از بيرون. او هر چه قرص خواب مى خورد خوابش نمى برد، هر چه بستر نرم فراهم مى كند خوابش نمى برد. يك وقت انسان روى تشك نرم خوابيده است، يك وقت اين تشك پر از تيغ است؛ او به هر پهلو بغلتد تيغ مى خورد. تيغى كه از درون انسان بر مى خيزد با قرص خواب برطرف نمى شود.

شاید این مطالب را هم بپسندید:

چه آسايد به هر پهلو بغلتد

كسى كز خار سازد او نهالى

نهال يعنى تشك. اگر كسى تشكى تهيه كرد و به جاى پنبه آن را از تيغ پر كرد، به هر پهلو بغلتد تيغ مى خورد. اگر خداى نكرده كسى حسود بود، لجوج بود، بد خواه بود، كينه توز بود، به هر پهلو بغلتد تيغ مى خورد.

پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  فرمود:هيچ كس به اندازه نفس تان دشمن شما نيست: «اَعْدَى عَدُوِكَ نَفْسُكَ الَّتى بَيْنَ جَنْبَيْكَ».[۱۲۳] مگر دشمن بيرون چه مى كند؟ هيتلر و صدام چه مى كنند؟ غير از اين كه خانه را بسوزانند و آدم را بكشند كارى نمى توانند بكنند. بالاخره همه اين ها در محدوده جسم است. بعد آدم شهيد و راحت است. شهيد كه اصلاً آسيب نمى بيند. مرحوم استاد علامه طباطبايى(ره) مى فرمود: شهيدى كه در ميان جنگ تير مى خورد و در خون خودش دست و پا مى زند، ديگران خيال مى كنند دارد جان مى كَند در حالى كه او مثل آدم گرمازده اى است كه وارد استخر زلال شده است. اگر او مى توانست حرف بزند مى گفت: روح و ريحان است. اين جان كندن نيست. جان كندن يعنى انسان از دنيا وارد برزخ شود. مرگ انتقال از دنيا به برزخ است.

اگر انسان بخواهد از دنيا به برزخ منتقل شود با سختى همراه است؛ چرا؟ براى اين كه اولاً، به همه مسائل دنيا دل بسته است. ثانيا، مرگ عبارت از آن است كه امور مورد علاقه را از او مى گيرند. ثالثا، تعلق و وابستگى مى ماند؛ و رابعا، درد فراغ شروع مى شود. چرا وقتى آدم معتاد به زندان مى آيد دردش شروع مى شود؛ زيرا اولاً، به مواد مخدر دل بسته است. ثانيا، وقتى كه دستگير شد اين مواد از او گرفته مى شود. ثالثا، اعتياد و وابستگى او به مواد همچنان باقى است؛ و رابعا، اگر تعلق باشد و متعلَّق نباشد، درد شروع مى شود. كسى كه مى ميرد چنين است؛ يعنى اولاً، به امور دنيا وابسته است؛ ثانيا، هنگام مرگ اين امور را از او مى گيرند؛ ثالثا، تعلق و وابستگى مى ماند؛ و رابعا، حفظ تعلق با فقدان متعلق دردآور است.

بهتر است انسان به چيزى دل ببندد كه او را رها نكند. به چيزى علاقه مند باشد كه با او بماند و از او جدا نشود. بدين سبب، وجود مبارك پيغمبر اكرم (صلی الله علیه وآله)  از طرف خداوند پيام آورد كه مهم ترين مزد رسالت من ولايت اهل بيت است؛ يعنى شما دوست اوليا باشيد و وابستگى تان به اين سمت باشد كه اين ها از شما گرفته نمى شود؛ هم تعلق محفوظ است هم متعلق.

البته وقتى انسان زنده است از اين تعلق چندان استفاده نمى كند؛ چون مشاغل او را سرگرم مى سازد. وقتى مى ميرد، آن مشاغل رخت بر مى بندد، و اين تعلق لذتبار انسان را شيرين كام مى كند و فشار مرگ و انتقال از دنيا به بزرخ را از ميان بر مى دارد.

 

[۱۲۳]. بحارالأنوار، ج ۶۷، ص ۶۴.

 

منبع: پاسخ سوالات شرعی برگرفته از  «توصیه ها،پرسش ها و پاسخ ها حضرت آیت الله جوادی آملی»

 

 

 

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

روزه؛ فرصت آزادی از وسوسه های شیطان است | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

مؤمن وقتی چشم، زبان و اعضایش روزه باشد، شیطان هیچ بهانه ای برای تسلط بر او ندارد. چنین است که  شیاطین در ماه مبارک رمضان در غل و زنجیرند.
«وَ الشَّیاطِینُ مَغلٌولة». یعنی شیاطین  نمی توانند کاری کنند. شیطان برای اینکه یک نفر را به سمت گناه تحریک کند، احتیاج به دست آویز و دستگیره دارد. وقتی دستگیره در وجود شخص نیست، دست شیطان بسته می ماند. یعنی می خواهد از چشم استفاده کند، می بیند چشم روزه است و خودش را آلوده نمی کند و گرایش به پاکی دارد. از گوش می خواهد استفاده کند، می بیند گوش روزه است. از زبان می خواهد استفاده کند، روزه است. از بینی می خواهد استفاد کند، روزه است. شیطان در فکر او می خواهد بیاید، می بیند شخص نمی خواهد که اصلا فکرش را به طرف گناه و زشتی ببرد. چون فکرش را هم در ماه مبارک متوجه خداوند کرده است. متوجه ذکر، تسبیح، عبادت، قرآن و معنویت، مسائل علمی، مسائل دینی، مباحث دینی، صرف اینها کرده، وقف این کارها کرده است. پس شیطان نمی تواند کنترلی روی این جور آدمها داشته باشد. چه تسلطی شیطان می تواند داشته باشد؟ بنابراین در غل است.

روزه ای که روی شیطان را سیاه می کند

انسان روزه دار با حاکمیت بخش انسانی اش، میل ها و شهواتش را کنترل کرده و مانع نفوذ شیطان در او می شود. در این صورت است که شیطان از او ناامید شده و به کام خود نمی رسد و با روی سیاهی از او روبر می گرداند.

نبی اکرم (صلی الله علیه و آله ) در باب روسیاهی شیطان می فرماید:«ألا اُخبِرُكُم بِشَیءٍ إن أنتُم فَعَلتُموهُ تَباعَدَ الشَّیطانُ مِنكُم كَما تَباعَدَ المَشرِقُ مِنَ المَغرِبِ؟ قالوا: بَلى. قالَ: الصَّومُ یُسَوِّدُ وَجهَهُ، وَالصَّدَقَةُ تَكسِرُ ظَهرَهُ، وَالحُبُّ فِی اللّه ِوَالمُوازَرَةُ عَلَى العَمَلِ الصّالِحِ یَقطَعُ دابِرَهُ، وَالاِستِغفارُ یَقطَعُ وَتینَهُ= آیا شما را از چیزى آگاه گردانم كه اگر انجامش دهید، شیطان از شما دور مى شود، آن سان كه مشرق از مغرب، دور است؟». گفتند: بفرمایید! فرمود: «روزه گرفتن،شیطان را روسیاه مى كند؛ صدقه دادن، كمرش را مى‌شكند؛ دوست داشتن به خاطر خدا و همیارى در كار نیك، ادامه سلطه اش را قطع مى نماید؛ و استغفار، شریان قلب او را پاره مى‌كند.»(الكافی : ج ۴ ص ۶۲ ح ۲ ، تهذیب الأحكام : ج ۴ ص ۱۹۱ ح ۵۴۲ ) دوری مشرق از مغرب یعنی بینهایت دوری.

حضرت می فرماید:«روزه صورت شیطان را سیاه می کند». شیطان روسیاه می شود. مثل این که می گویند فلانی در این قضیه روسیاه شد. یعنی به کام خودش نرسید. یعنی نتوانست به هدف خودش برسد. حدیث می گوید شیطان در این نیت خبیثی که نسبت به تسلط بر شخص روزه دار و کشاندن او به سمت حیوانیت و جهنم دارد، ناکام می ماند.

وقتی شخص روزه می گیرد، یعنی به همه کشش ها می گوید نه! یاد گرفته که بگوید نه. می گوید من آدمم، من حیوان نیستم، من گیاه نیستم. می گوید نه! من عبد نفس نیستم.

حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: بنده شهوت، بنده میل، پست تر از برده ای است که در خانه یک نفر کار می کند. یعنی این اشیاء خارجی هستند که به وجود شخص کمک می کنند. یعنی حرکات، رفتار، فکر و حرف زدن شخص را دیگران باید به او دیکته کنند. چیزها، امور و اشیاء بر او حاکم هستند. میل‌ها، حیوانیت و گیاه بودن بر او حاکم هستند. خودش صاحب خودش نیست. حر و آزاده نیست و واقعاً هم عجب ذلتی است، وقتی میل انسان بر او حاکم می‌شود و انسان از درون احساس ذلت می کند.

انسان وقتی روزه می گیرد به همه چیز نه می گوید. من آدم هستم و فقط بنده یک نفر هستم. به یک نفر می گویم چشم. آن یک نفر هم فقط خداست و به همه کس می گویم نه. چقدر کیف دارد که انسان فقط بنده یک نفر باشد و آزاد و حر باشد. این طوری انسان عزیز می شود.

اما خیلی ها از عبادت این یک نفر یعنی خداوند تبارک تعالی، طفره می روند. در نتیجه ذلیل، عبد و بنده صدها امر حیوانی و گیاهی می شوند. بعد هم که به خودش مراجعه می کند، ممکن است بدن خیلی قوی داشته باشد و بتواند مثلا سنگ های بزرگی را خرد کند، با یک مشتش مثلا چنین و چنان بکند، اما ذلیل است. وقتی به خودش نگاه می کند، می بیند اسیر است. خودش از خودش خجالت می کشد که اینقدر ذلیل است.

شاید این مطالب را هم بپسندید:

کسی که انسانیت بر او حاکم است یا گرایش به مسائل انسانی دارد، خوشحال است از این که نفسش را در فشار می گذارد و دست و پای شیطان را می بندد.

منتظران منجی

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

حکم نماز و روزه در صورت سفر و اقامت دو روز در هفته از شهر به روستا یا ویلا | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

 

 

حضرت آیت الله مکارم شیرازی
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

«استفتاء اختصاصی سایت پاسخ سوالات شرعی از دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی »

سوال: پدر و مادر من و همسرم سالیان پیش در روستایی زندگی میکردند که به شهر آمده و ما در شهر متولد شده ایم . اکنون در همان روستا خانه ای ساخته ایم و هفته ای دو روز را در آنجا سپری می کنیم حکم نماز و روزه خودمان و فرزندمان چیست؟
پاسخ:  در فرض سوال نماز شما در آنجا شکسته و برای روزه نیز مطابق احکام مسافر عمل نمایید. توجه داشته باشید وطن والدین، وطن فرزند نيست؛ البته اگر فرزند در يکي از اين چند حالت در آن جا بماند، در حکم وطن و نماز و روزه کامل است و نيازي به قصد ده روز ندارد:

۱- قصد سکونت طولاني مدت مانند يکسال يا بيشتر.

۲- ماندن هفته اي حداقل سه روز در مدت زمان حداقل دو سال.

۳- ماندن حداقل چهار ماه در سال (هرچند بصورت پراکنده)، در مدت زمان سه سال و بيشتر.

منبع: استفتاء سایت پاسخ سوالات شرعی از دفتر استفتائات آیت الله العظمی مکارم شیرازی.

 

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

آیا سوره ولایت به اعتقاد شیعه از قرآن حذف شده است؟! | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

فهرست این نوشتار:

حضرت آیت الله مکارم شیرازی
حضرت آیت الله مکارم شیرازی

ماجرای سوره های نورین و ولایت!

پرسش : ماجرای سوره های نورین و ولایت چیست، که عدّه ای می گویند شیعیان قائل به حذف آن دو سوره از قرآن هستند؟!

پاسخ اجمالی

برخی بر اساس منابع جعلی مدعی شده اند که شیعه معتقد به وجود سوره ه ای «نورین» و «ولایت» در قرآن می باشد که در زمان عثمان حذف شده! درحالی که تا پیش از کتاب «دبستان مذاهب» در قرن «یازدهم قمری» که ربطی به «شیعه» ندارد و توسط «انگلیس» رواج یافته، هیچ مدرکی برای آن وجود ندارد. همچنین علمای شیعه بارها بر عدم تحریف قرآن تصریح کرده اند و قرآن موجود در مساجد و خانه های شیعیان نیز يك كلمه با ساير قرآن‏ ها در بلاد دیگر مسلمين تفاوت ندارد. لذا طرح این اتّهام علیه شیعه دور از انصاف و تقواست.

پاسخ تفصیلی

وهابیت(۱) به تبع برخی مستشرقین و بر اساس منابع جعلی و نامعتبر مدعی شده اند که شیعه معتقد به سوره های «نورین» و «ولایت» در قرآن می باشد(۲) که به خاطر وجود فضایل امام علی(علیه السلام) در آن دو سوره، در زمان عثمان حذف شده، و بدین وسیله اعتقاد به تحریف قرآن را به شیعه نسبت می دهند.
ساختار این دو سوره ادعایی و آهنگ کلی آنها درباره وصایت و امامت اهل بیت به ویژه امام علی و نیز کجروی و ارتداد مخالفان آنان با تهدید عذاب خداوند نسبت به آنهاست.

برای قرآن پژوهان و نیز اندک آشنایان با محتوا و فصاحت و بلاغت قرآن، ساختار مغلوط (نادرست) از جهات مختلف صرفی و نحوی و بلاغتی و محتوای بی مایه این دو سوره، دلیلی روشن برای حکم به ساختگی و بی پایگی آنهاست و هر کس با دید انصاف به آنها نگریسته بی گمان بر جعلی بودن آنها حکم کرده است.(۳)

شاید این مطالب را هم بپسندید:

تا پیش از کتاب «دبستان مذاهب»، در قرن «یازدهم قمری»، هیچ منبع و مدرکی برای «سوره نورین» وجود ندارد؛ کتابهای «تاریخ المصاحف» نولدکه، «مذاهب التفسیر الاسلامی» گلدزیهر، «فصل الخطاب» محدث نوری و «تذکره الائمه» محمد باقر لاهیجی نیز به این کتاب استناد کرده اند.

«سوره ولایه» نیز که «کلیر تسدال» ادعا می کند در نسخه مجهول قرآن در قرن «هفدهم میلادی» وجود دارد،(۴) به احتمال زیاد با توجه به تاریخ کتابت آن نسخه، از «کتاب دبستان مذاهب» گرفته شده باشد و اثری از این دو سوره در هیچ کدام از منابع و مصادر شیعه، از کتب متقدمه و متاخره و به ویژه کتاب هایی که مظان طرح این بحث است، نیست.
محدث نوری هم تنها «سوره نورین» را با نام سوره ولایت از همین «کتاب دبستان» مذاهب نقل کرده و سپس چنین نوشته است: «ظاهر کلام دبستان مذاهب این است که وی این سوره را از کتاب های شیعه بر گرفته است ولی من هیچ اثری از این سوره در کتاب های شیعه نیافتم…».(۵)

کتاب «دبستان مذاهب» از نویسنده ای ناشناس است. طبق تفحص رضازاده ملک پژوهشگر توانای کتاب و از آن چه از متن دبستان مذاهب به دست آورده، وی(نویسنده) در سال ۱۰۲۵ به دنیا آمده و تا سال ۱۰۶۹ زنده بوده است. رضا زاده ملک پس از آن که نسبت کتاب دبستان مذاهب را به محمد محسن فانی کشمیری، سست و با توجه به دلایل متعدد غیر واقعی می داند،(۶) به ذکر ادلّه و بررسی قراین و شواهد گوناگون می پردازد و از آن ها چنین نتیجه می گیرد: «همه این قراین و شواهد کافی است تا از بن دندان معتقد شویم مولف دبستان مذاهب یکی از پیروان پرو پا قرص آذر کیوان و آیین دساتیری است، آن هم معتقدی مورد احترام سایر آذر کیوانیان، و وی کسی جز موبد «کیخسرو اسفندیار» فرزند آذر کیوان نیست».(۷)

وی در ادامه بحث از انگیزه تالیف کتاب دبستان مذاهب پرده برداشته و نوشته است: «مولف دبستان خود داعیه دار آیینی ساختگی و قلابی بوده و غرض اساسی اش – بدون آن که اظهار کند – سست کردن پایه های اعتقادی متدینین ادیان دیگر و کشاندن آن ها را در جرگه معتقدان خود بوده است».

 

استعمارگران «انگلیسی» نیز برای اجرای غرض مولف دبستان مذاهب با وی هم داستان شدند؛ چون کتاب دبستان مذاهب نخستین بار توسط انگلیسیان معرفی و به انگلیسی ترجمه شده است؛ چه اینکه نخستین چاپ فارسی این کتاب به وسیله «ویلیام بیلی» سفیر انگلستان در هندوستان همزمان با تسلط کمپانی هند شرقی بر این منطقه صورت گرفته است.(۸)

 

در نخستین شماره از مجله هایی که درباره منطقه آسیایی و جهان اسلامبه چاپ رسیده متن این سوره را به عنوان سورهای که شیعی است و از تحریف قرآن در باور شیعه حکایت دارد، منتشر کردند. همه این ها حکایت از غرض ورزی و اندیشه «تفرقه بینداز و حکومت کن» در اذهان این استعمارگران دارد؛ همان طور که همین استعمارگران در آن عصر، در ایران و هند به دین سازان بی مایه و شیادان دروغ پیشه کمک کردند تا افکارشان تحت عنوان بابیه و بهاییه رونق بگیرد و با ایجاد تفرقه و سست کردن پایه های اعتقادی مردم به چپاول و غارت اموالشان ادامه دهند.

عبارت دبستان مذاهب درباره سوره نورین نیز بر انگیزه تالیف کتاب دبستان مذاهب مهر صحت می زند. مولف کتاب تحت عنوان «در ذکر مذهب اثنا عشریه» نوشته است: «از ملا محمد معصوم و محمد مومن تونی و ملا ابراهیم که در هزار و پنجاه و سه در لاهور بوده اند و از جمعی دیگر، آنچه نامه نگار [مراد خود مولف دبستان است] شنیده و دیده می آورد».(۹) سپس به ذکر برخی از باورهای امامیه می پردازد و آن گاه درباره سوره نورین می گوید: «بعضی از ایشان گویند که عثمان مصاحف را سوزانده بعضی از سوره ها که در شان علی و فضل آلش بود برانداخت و یکی از آنسوره ها این است».(۱۰) سپس متن اسطوره مزعومه را در ۴۲ بند (آیه!) می آورد.

مولف دبستان مذاهب درباره این که این «بعض از شیعه» چه کسانی اند؟ از کدام منبع چنین خبرداده اند؟ سند آنان چیست و… هیچ خبربه دست نمی دهد. بنابراین، می توان به آن احتمال، یعنی بیان مبلغی(تعدادی) از اسنادهای مغرضانه و بی پایه از سوی مولف دبستان مذاهب برای سست کردن پایه های اعتقادی متدینان اهتمام بیشتری داشت؛ چه اینکه از این عبارت کتاب دبستان مذاهب، لغزش محدث نوری آشکار می شود. نوری می گفت: «ظاهر کلام دبستان مذاهب این است که وی از کتابهای شیعه این سوره را نقل می کند»(۱۱) و حال آن که خود نویسنده دبستان می گوید: «بعض از ایشان گویند . . .»، نه آن که از کتابی نقل کرده باشند.

با این اوصاف، کاملا غیر منصفانه و به دور از شان تقوای پژوهش است، که گروهی از خاورشناسان و سلفیان، با استناد به این دو افسانه بی سند با عبارات بی سر و ته، آنها را سوره های قرآنی بنامند و ادعا کنند دست اندرکاران تدوین مصحفعثمانی [قرآن موجود] این سورهها را به خاطر وجود فضایل امام علی(علیه السلام) در آنها، از قرآن ساقط کرده اند و سپس شیعه را با این پندارها متهم به گرایش به تحریف قرآن کنند.(۱۲)

این اتهامات و داستان سرایی ها در حالی است که شیعه در کتب معتبر حدیثی و [تفاسیر و علوم] قرآنی و سایر منابع خود بر «عدم تحریف قرآن» تصریح کرده است، و حتّی حاجی نوری که اعتقاد به تحریف قرآن را به او نسبت می دهند، بعد از این تهمت های بی پایه ناچار شد رساله‏ اى در دفاع از خود بنویسد که منظور من عدم تحریف کتاب الله بوده است و از تعبیرات من برداشت سوء شده است.(۱۳)

آخرین سخن اینکه یکى از گناهان کبیره در پیشگاه خداوند، متّهم ساختن دیگران به امورى است که هرگز نگفته اند و انجام نداده اند. ما در همه جا گفته ایم و مى‏ گوییم که هیچ کس از محقّقان و علماى بزرگ شیعه- به شهادت کتابهایشان – قائل به تحریف قرآن نبوده و نیستند، ولى گروهى متعصّب و لجوج، باز این تهمت را تکرار مى‏ کنند.

 

معلوم نیست چه جوابى براى یوم المعاد فراهم ساخته ‏اند که هم تهمت مى ‏زنند و هم قرآن مجید را بى اعتبار مى ‏کنند، خصوصا وقتی می بینیم قرآن موجود در مساجد و خانه های شیعیان نیز یک کلمه با سایر قرآن ها در بلاد مسلمین تفاوت ندارد و قاریان شیعه نیز در بسیارى از مسابقات بین المللى قرائت قرآن، رتبه هاى اوّل را کسب کرده اند، و حافظان ما، به خصوص حافظان خردسال، اعجاب و تحسین بسیارى از کشورهاى اسلامى را برانگیخته اند. هر سال هزاران نفر بر حافظان و قاریان ما افزوده مى‏ شود و کلاس‏هاى حفظ، قرائت، تفسیرقرآن و دانشکده هاى علوم قرآنى، کشور پهناور ما را فرا گرفته، و اثبات تمام این برنامه‏ ها با مشاهده از نزدیک، براى همه آسان است. در تمام این موارد قرآنى جز همان قرآنمعروف و معمول بین مسلمین جهان وجود ندارد و هیچ کس قرآنى جز آن نمى‏ شناسد و در هیچ مجلس و محفلى سخنى از تحریف قرآنمطرح نیست.(۱۴)

 

پی نوشت:

(۱). ر.ک: رسالة فی الرد علی الرافضة، محمد بن عبد الوهاب، تحقیق الدکتور ناصر بن سعد الرشید، مکه، مرکز البحث العلمی و احیاء التراث، ۱۴۰۰ ق، ص ۱۴ – ۱۵.

(۲). طبق ادعای آنها سوره نورین در ۴۲ بند (آیه) و سوره ولایت در ۷ بند (آیه) در نسخه ای مجهول از قرآن آمده است و ادعا می کنند در اندیشه شیعه دست اندرکاران تدوین مصحف عثمانی این سوره ها را برای آن که مشتمل بر فضایل علی(علیه السلام) است از قرآن برانداخته اند.
(۳). غرر الفواید فی شرح الفراید،محمد حسن آشتیانی، مکتبة آیة الله نجفی مرعشی، قم، ۱۴۰۴ ق، ص ۱۰۱؛ حفظ الکتاب الشریف من شبهة التحریف، سید محمد حسین شهرستانی، بی جا، ۱۳۹۵ ق، ص ۴۶؛ الآء الرحمن فی تفسیر القرآن، محمدجواد بلاغی، مکتبة الوجدانی، قم، بی تا، ج ۱، ص ۲۴؛ الجواب المنیف فی الرد علی مدعی التحریف فی القرآن الشریف، یوسف الدجوی، مطبعة النهضة الاردنیة، مصر، ۱۳۳۱ ق و… .
(۴). در ژولای ۱۹۱۳م، کلیر تسدال در مجله The moslem World در مقاله ای تحت عنوان «اضافات شیعه بر قرآن» افزون بر سوره نورین در ۴۲ بند (آیه) سوره ولایت را در ۷ بند (آیه) گزارش کرده و متن آن ها را به زبان انگلیسی ترجمه کرده است. (تسدال، ويليام سنت كلر(۱۸۵۹ – ۱۹۲۸م) كشيش انگليسي، به عنوان دبير انجمن تبليغات مسيحي كليساي انگلستان ، مأمور خدمت در اصفهان و لاهور بود. تسدال به چند زبان شرقي از جمله فارسي، عربي و گجراتي آشنايي داشته و در مدت اقامت خود در ايران و شبه قاره، به پژوهش هايي در زمينه اسلام و قرآن و برخي زبان هاي شرقي پرداخته است).
(۵). فصل الخطاب، میرزا حسین نوری، چاپ سنگی، ص ۱۸۰.
(۶). دبستان مذاهب، کیخسرو اسفندیار، به اهتمام رحیم رضازاده ملک، کتابخانه طهوری، تهران، ۱۳۶۲ ش، ج ۲، ص ۲۲.
(۷). همان، ج ۲، ص ۵۸ – ۴۶.
(۸). همان، مقدمه.
(۹). همان، ج ۱، ص ۲۴۴.
(۱۰). همان، ج ۱ ص ۲۴۶.
(۱۱). فصل الخطاب، همان، ص ۱۸۰.
(۱۲). بررسی و ارزیابی مدارک و اسناد افسانه سوره نورین و ولایت، نجارزادگان، فتح الله، مجله طلوع – تابستان ۱۳۸۱، شماره ۲، ص ۷۵ (با تلخیص).
(۱۳). شيعه پاسخ مى گويد، مكارم شيرازى، ناصر، ‏مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع)، قم‏، ۱۴۲۸ ه. ق‏، چاپ هشتم‏، ص ۲۱؛ به نقل از: الذّريعة، جلد ۱۶، صفحه ۲۳۱.
(۱۴). شيعه پاسخ مى گويد، همان‏، ص ۲۹.

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام