امروز چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۹ شما در هستید.
به سایت خوش آمدید.
  • آخرين آهنگ ها
  • آخرين آلبوم ها
  • آخرين سريال ها
  • آخرین فیلم ها
  • آخرین موزیک ویدیو ها

حکم ازدواج مرد مسلمان با زن اهل کتاب | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

*-مدرس حوزه و بنیانگذار سایت پاسخ سوالات شرعی.

**- تحصیل در محضر جمعی از مراجع عظام تقلید.

***- پاسخ سوالات شرعی برآیند فعالیتی گروهی با نظارت دقیق، برای معرفی مطالب خوب دینی به شماست، امیدواریم این توفیق را داشته باشیم به عنوان یک منبع به روز و قابل اعتماد دسترسی به معارف اهل البیت(علیهم السلام) را برای شما مخاطبان عزیز و گرامی در حوزه های مختلف معرفتی ساده و کاربردی تر کنیم.

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

احكام روزه حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

 

معناى روزه و معناى مغرب در مسائل روزه

روزه آن است كه انسان از اذان صبح تا مغرب ، از چيزهايى كه بعد بيان مى شود به قصد قربت ـ چنانكه در وضو گذشت ـ و با اخلاص خوددارى نمايد.
و مغرب در اين مسأله و مسائل بعد ـ بنابر احتياط واجب ـ وقتى است كه سرخى طرف مشرق كه بعد از غروب آفتاب پيدا مى شود ، از بالاى سر انسان بگذرد.

نیّت روزه و مقدمهء علمیهء امساک

مسأله ۱۵۵۸ ـ لازم نيست انسان نيّت روزه را از قلب خود بگذراند ، يا مثلا بگويد فردا روزه مى گيرم ، بلكه همين قدر كه بنا داشته باشد به قصد قربت و با اخلاص از اذان صبح تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى كند انجام ندهد كافيست ، و براى آن كه يقين كند تمام اين مدّت را روزه بوده ، بايد مقدارى پيش از اذان صبح و مقدارى هم بعد از مغرب از انجام كارى كه روزه را باطل مى كند خوددارى نمايد.

موقع نیّت روزه ماه رمضان

مسأله ۱۵۵۹ ـ انسان مى تواند در هر شب از ماه رمضان براى روزه فرداى آن نيّت كند ، و همچنين مى تواند شب اوّل ماه نيّت روزه همه ماه را بنمايد و تجديد نيّت هر شب لازم نيست و بقاى همان نيّت كفايت مى كند.

وقت نیّت روزه ماه رمضان در شب اول و در غير شب اول

مسأله ۱۵۶۰ ـ وقت نيّت روزه ماه رمضان در شب اوّل ، از اوّل شب است تا اذان صبح ، و در غير شب اوّل مى شود قبل از اوّل شب هم نيّت كرد ، مثلا عصر روز قبل نيّت داشته باشد كه فردا را روزه بگيرد قربةً الى الله ، و بر اين نيّت باقى باشد اگر چه تا بعد از اذان صبح خوابش ببرد.

وقت نیّت روزه مستحبى

شاید این مطالب را هم بپسندید:

مسأله ۱۵۶۱ ـ وقت نيّت روزه مستحبّى ، از اوّل شب است تا موقعى كه به اندازه نيّت كردن به استتار قرص وقت مانده باشد ، كه اگر تا اين وقت كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده باشد و نيّت روزه مستحبّى كند ، روزه او صحيح است ، و اگر از استتار قرص بگذرد صحّت روزه محلّ اشكال است.

وقت نیّت به روزه واجب معين و غير معين

مسأله ۱۵۶۲ ـ كسى كه پيش از اذان صبح بدون نيّت روزه خوابيده است ، اگر پيش از ظهر بيدار شود و نيّت روزه كند چنانچه روزه واجبى باشد كه وقت آن معيّن است ـ چه روزه ماه رمضان و چه غير آن مثل اين كه نذر كرده باشد روز معيّنى را روزه بگيرد ـ صحّت روزه اش محلّ اشكال است ، و اگر روزه واجبى باشد كه وقت معيّن ندارد ، صحيح است ، و در صورتى كه بعد از ظهر بيدار شود ، نمى تواند نيّت روزه واجب كند ، هر چند غير معيّن باشد ، ولى در قضاى روزه ماه رمضان عدم جواز بعد از ظهر تا عصر بنابر احتياط است.

معیّن کردن روزه در نیّت در غير از روزه ماه رمضان

مسأله ۱۵۶۳ ـ اگر بخواهد غير از روزه ماه رمضان روزه ديگرى بگيرد ، بايد آن را معيّن بنمايد ، مثلا نيّت كند كه روزه قضا يا روزه نذر يا كفّاره مى گيرم ، ولى در ماه رمضان لازم نيست نيّت كند كه روزه ماه رمضان مى گيرم ، بلكه اگر نداند ماه رمضان است يا فراموش نمايد و روزه ديگرى را نيّت كند ، روزه ماه رمضان حساب مى شود.

نیّت روزه غیر ماه رمضان در ماه رمضان

مسأله ۱۵۶۴ ـ اگر بداند ماه رمضان است و عمداً نيّت روزه غير ماه رمضان كند ، روزه ماه رمضان حساب نمى شود ، و همچنين ـ بنابر احتياط واجب ـ روزه اى كه قصد كرده نيز حساب نمى شود.

روزه گرفتن مثلاً به نیّت روز اول ماه روزه و بعد بفهمد دوم يا سوم بوده

مسأله ۱۵۶۵ ـ اگر مثلا به نيّت روز اوّل ماه روزه بگيرد ، بعد بفهمد دوم يا سوم بوده روزه او صحيح است.

پيش از اذان صبح نيت كند و بى هوش شود و در بين روز به هوش آيد

مسأله ۱۵۶۶ ـ اگر پيش از اذان صبح نيّت كند و بى هوش شود و در بين روز به هوش آيد ، بنابر احتياط واجب بايد روزه آن روز را تمام نمايد و قضاى آن را نيز به جا آورد.

پيش از اذان صبح نیّت كند و مست شود و در بين روز به هوش آيد

مسأله ۱۵۶۷ ـ اگر پيش از اذان صبح نيّت كند و مست شود و در بين روز به هوش آيد ، احتياط واجب آن است كه روزه آن روز را تمام كند و قضاى آن را هم به جا آورد.

پيش از اذان صبح نیّت كند و بخوابد و بعد از مغرب بيدار شود

مسأله ۱۵۶۸ ـ اگر پيش از اذان صبح نيّت كند و بخوابد و بعد از مغرب بيدار شود ، روزه اش صحيح است.

کسی که نداند يا فراموش كند كه ماه رمضان است

مسأله ۱۵۶۹ ـ اگر نداند يا فراموش كند كه ماه رمضان است و پيش از ظهر ملتفت شود ، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى كند انجام داده باشد يا بعد از ظهر ملتفت شود كه ماه رمضان است ، روزه او باطل مى باشد ، ولى بايد تا مغرب كارى كه روزه را باطل مى كند انجام ندهد ، و بعد از ماه رمضان هم آن روزه را قضا نمايد ، و همچنين است ـ بنابر احتياط واجب ـ اگر پيش از ظهر ملتفت شود و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده باشد.

بالغ شدن بچه پيش از اذان صبح ماه رمضان يا بعد از آن

مسأله ۱۵۷۰ ـ اگر بچّه پيش از اذان صبح ماه رمضان بالغ شود ، بايد روزه بگيرد ، و اگر بعد از اذان بالغ شود ، روزه آن روز بر او واجب نيست ، هر چند احتياط مستحبّ اين است كه اگر پيش از ظهر بالغ شود و نيّت روزه كرده باشد ، روزه آن روز را تمام كند ، و اگر نيّت هم نكرده باشد و چيزى از مبطلات روزه را انجام نداده باشد ، نيّت كند و روزه بگيرد.

روزه مستحبى براى اجير يا کسی که قضاى رمضان يا واجب ديگرى دارد

مسأله ۱۵۷۱ ـ كسى كه براى به جا آوردن روزه ميّتى اجير شده ، اگر روزه مستحبّى بگيرد اشكال ندارد ، ولى كسى كه روزه قضاى ماه رمضان دارد نمى تواند روزه مستحبّى بگيرد ، و همچنين ـ بنابر احتياط واجب ـ اگر روزه واجب ديگرى داشته باشد ، و چنانچه فراموش كند و روزه مستحبّ بگيرد ، در صورتى كه پيش از ظهر يادش بيايد روزه مستحبّى او باطل است و مى تواند نيّت خود را به روزه واجب غير معيّن برگرداند ، ولى به روزه واجب معيّن محلّ اشكال است ، و اگر بعد از ظهر ملتفت شود نمى تواند نيّت خود را به روزه واجب برگرداند هر چند غير معيّن باشد ، و اين حكم در قضاى روزه ماه رمضان بعد از زوال تا عصر بنابر احتياط است ، و اگر بعد از مغرب يادش بيايد ، روزه اش صحيح است.

ترک روزه واجب معین غير از روزه رمضان تا اذان صبح نیّت

مسأله ۱۵۷۲ ـ اگر غير از روزه ماه رمضان روزه معيّن ديگرى بر انسان واجب باشد ـ مثلا نذر كرده باشد كه روز معيّنى را روزه بگيرد ـ چنانچه عمداً تا اذان صبح نيّت نكند ، روزه اش باطل است ، و همچنين است بنابر احتياط اگر نداند كه روزه آن روز بر او واجب است يا فراموش كند هر چند پيش از ظهر يادش بيايد ، و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده باشد.

ترک نیّت روزه واجب غير معيّن تانزدیک ظهر

مسأله ۱۵۷۳ ـ اگر براى روزه واجب غير معيّنى ـ مثل روزه كفّارهـ عمداً تا نزديك ظهر نيّت نكند ، اشكال ندارد ، بلكه اگر پيش از نيّت تصميم داشته باشد كه روزه نگيرد يا ترديد داشته باشد كه بگيرد يا نه ، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده باشد و پيش از ظهر نيّت كند ، روزه او صحيح است.

مسلمان شدن کافر در ماه رمضان پيش از ظهر

مسأله ۱۵۷۴ ـ اگر در ماه رمضان پيش از ظهر كافر مسلمان شود هر چند از اذان صبح تا آن وقت كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده باشد ، روزه او صحيح نيست.

خوب شدن مریض در وسط روز ماه رمضان

مسأله ۱۵۷۵ ـ اگر در وسط روز ماه رمضان پيش از ظهر يا بعد از آن مريض خوب شود ، روزه آن روز بر او واجب نيست هر چند تا آن وقت كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده باشد.

شك درآخر شعبان يا اول ماه رمضان

مسأله ۱۵۷۶ ـ روزى را كه انسان شكّ دارد آخر شعبان است يا اوّل ماه رمضان ، واجب نيست روزه بگيرد ، و اگر بخواهد روزه بگيرد نمى تواند نيّت روزه ماه رمضان كند ، و يا نيّت كند كه اگر ماه رمضان است روزه ماه رمضان ، و اگر ماه رمضان نيست روزه قضا يا مانند آن باشد ، بلكه بايد نيّت روزه واجب ديگرى مانند قضا و يا روزه مستحبّى بنمايد ، و چنانچه بعد معلوم شود ماه رمضان بوده از ماه رمضان حساب مى شود ، و اگر قصد كند آن چه را كه به آن مأمور است انجام دهد و بعد معلوم شود ماه رمضان بوده كفايت مى كند.

آخر شعبان نیّت قضا و مانند آن کند و بين روز بفهمد رمضان است

مسأله ۱۵۷۷ ـ اگر روزى را كه شكّ دارد آخر شعبان است يا اوّل ماه رمضان ، به نيّت روزه قضا و مانند آن يا روزه مستحبّى روزه بگيرد و در بين روز بفهمد كه ماه رمضان است ، بايد نيّت روزه ماه رمضان كند.

ترک نیّت امساک یا تردید در آن در روزه واجب معيّنى مثل ماه رمضان

مسأله ۱۵۷۸ ـ اگر در روزه واجب معيّنى مثل روزه ماه رمضان ، از نيّت امساك براى خدا برگردد ، يا مردّد شود كه برگردد ، و يا اين كه قصد كند مفطرى از مفطرات را انجام دهد ، يا مردّد شود در انجام مفطر ، روزه اش باطل مى شود ، اگر چه از قصدى كه كرده توبه نمايد و به نيّت روزه برگردد و كارى هم كه روزه را باطل مى كند انجام ندهد.

ترک نیّت امساک یا تردید در آن در روزه واجبى كه وقت آن معيّن نيست

مسأله ۱۵۷۹ ـ آنچه در مسأله قبل گذشت كه روزه واجب معيّن را باطل مى كند ، در روزه واجبى كه وقت آن معيّن نباشد ـ مانند روزه كفّاره يا نذر غير معيّن ـ مبطل نيست ، و چنانچه پيش از ظهر دوباره به نيّت خود برگردد ، روزه او صحيح است.

 

مبطلات روزه

مسأله ۱۵۸۰ ـ نُه چيز روزه را باطل مى كند ، هر چند بطلان در بعض آنها بنابر احتياط است:
(اوّل) خوردن و آشاميدن.
(دوم) جماع.
(سوم) استمناء ، و مقصود از آن اين است كه انسان با خود يا ديگرى ، غير از جماع كارى كند كه منى از او بيرون آيد.
(چهارم) دروغ بستن به خدا و پيغمبر و ائمّه معصومين(عليهم السلام).
(پنجم) رساندن غبار به حلق بنابر احتياط واجب.
(ششم) فرو بردن تمام سر در آب.
(هفتم) باقى ماندن بر جنابت و حيض و نفاس تا اذان صبح.
(هشتم) اماله كردن با چيزهاى روان.
(نهم) قى كردن.
و احكام اينها در مسائل آينده مى آيد.

 

 

خوردن عمدی و رطوبتى كه از دهان بيرون آورد و دوباره برگرداند

مسأله ۱۵۸۱ ـ اگر روزه دار با التفات به اين كه روزه دارد عمداً چيزى بخورد يا بياشامد ، روزه او باطل مى شود ، چه خوردن و آشاميدن آن چيز معمول باشد مثل نان و آب ، چه معمول نباشد مثل خاك و شيره درخت ، و چه كم باشد يا زياد ، حتّى اگر رطوبتى از دهان بيرون آورد و دوباره به دهان ببرد و فرو دهد ، روزه باطل مى شود ، مگر آن كه آن رطوبت در آب دهان به طورى از بين برود كه رطوبت خارج به آن گفته نشود.

موقعى كه مشغول غذا خوردن است بفهمد صبح شده

مسأله ۱۵۸۲ ـ اگر موقعى كه مشغول غذا خوردن است بفهمد صبح شده ، بايد لقمه را از دهان بيرون آورد ، و چنانچه عمداً فرو ببرد روزه اش باطل است ، و به دستورى كه خواهد آمد ، كفّاره هم بر او واجب مى شود.

روزه‏دار سهواً چيزی بخورد يا بياشامد

مسأله ۱۵۸۳ ـ اگر روزه دار سهواً چيزى بخورد يا بياشامد ، روزه اش باطل نمى شود.

تزريق آمپول دوائى يا بى حسى يا آنكه به جاى آب و غذا به كار مى‏برند

مسأله ۱۵۸۴ ـ تزريق آمپولى كه به جاى دوا به كار مى رود يا عضو را بى حس مى كند ، اشكال ندارد ، و احتياط مستحبّ آن است كه روزه دار از استعمال آمپولى كه به جاى آب و غذا به كار مى رود خوددارى كند.

فرو بردن روزه‏دار چيزى را كه لاى دندان مانده

مسأله ۱۵۸۵ ـ اگر روزه دار چيزى را كه لاى دندان مانده است با التفات به اين كه روزه دارد عمداً فرو ببرد ، روزه اش باطل مى شود.

خلال كردن دندانها پيش از اذان براى كسى كه مى‏خواهد روزه بگيرد

مسأله ۱۵۸۶ ـ كسى كه مى خواهد روزه بگيرد ، لازم نيست پيش از اذان دندانهايش را خلال كند ، ولى اگر بداند يا اطمينان داشته باشد غذايى كه لاى دندان مانده در روز فرو مى رود ، چنانچه خلال نكند و چيزى از آن فرو رود ، روزه اش باطل مى شود.

آب دهان که به واسطه خيال كردن ترشى در دهان جمع شده

مسأله ۱۵۸۷ ـ فرو بردن آب دهان ، اگر چه به واسطه خيال كردن ترشى و مانند آن در دهان جمع شده باشد ، روزه را باطل نمى كند.

فرو بردن اخلاط سر و سينه

مسأله ۱۵۸۸ ـ فرو بردن اخلاط سر و سينه ، تا به فضاى دهان نرسيده اشكال ندارد ، ولى اگر داخل فضاى دهان شود ، احتياط واجب آن است كه آن را فرو نبرند.

آشامیدن آب برای ترس مرگ یا رفع ضرر و حرج

مسأله ۱۵۸۹ ـ اگر روزه دار به قدرى تشنه شود كه بترسد از تشنگى بميرد ، واجب است به اندازه اى كه از مردن نجات پيدا كند آب بياشامد ، ولى روزه او باطل مى شود ، و اگر ماه رمضان باشد بايد در بقيّه روز از به جا آوردن كارى كه روزه را باطل مى كند خوددارى نمايد ، و همچنين اگر بترسد كه از نخوردن آب به او ضرر معتنا بهى برسد ، يا آب نخوردن براى او موجب حرجى باشد كه عرفاً قابل تحمّل نباشد ، كه در اين دو صورت مى تواند به اندازه رفع ضرر و حرج آب بياشامد.

جويدن غذا براى بچه يا پرنده و چشيدن غذا

مسأله ۱۵۹۰ ـ جويدن غذا براى بچّه يا پرنده ، و چشيدن غذا و مانند اينها كه معمولا به حلق نمى رسد ، اگر چه اتّفاقاً به حلق برسد روزه را باطل نمى كند ، ولى اگر انسان از اوّل بداند يا اطمينان داشته باشد كه به حلق مى رسد ، روزه اش باطل مى شود و بايد قضاى آن را بگيرد ، و در صورت رسيدن به حلق كفّاره بر او واجب است.

خوردن روزه براى ضعف

مسأله ۱۵۹۱ ـ انسان نمى تواند براى ضعف روزه را بخورد ، ولى اگر ضعف به قدرى باشد كه براى روزه دار عرفاً قابل تحمّل نباشد ، خوردن روزه اشكال ندارد.

جماع با زن و با غير زن

مسأله ۱۵۹۲ ـ جماع روزه را باطل مى كند ، اگر چه فقط به مقدار ختنه گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد ، و اين حكم در جماع با غير زن در صورت عدم انزال مبنى بر احتياط است.

جماع در كمتر از مقدار ختنه‏ گاه

مسأله ۱۵۹۳ ـ اگر كمتر از مقدار ختنه گاه داخل شود و منى هم بيرون نيايد ، روزه باطل نمى شود.

جماع عمداً و شك در دخول به اندازه ختنه‏ گاه

مسأله ۱۵۹۴ ـ اگر عمداً جماع كند و قصد ادخال به مقدار ختنه گاه داشته باشد و شكّ كند كه به آن اندازه داخل شده يا نه ، روزه او باطل و بايد قضا نمايد ، و بنابر احتياط واجب بقيّه روز را امساك كند ، ولى كفّاره واجب نيست.

جماع در حال فراموشی یا بدون اختیار

مسأله ۱۵۹۵ ـ اگر فراموش كند كه روزه است و جماع نمايد ، يا در جماع بى اختيار باشد روزه او باطل نمى شود ، ولى چنانچه در بين جماع يادش بيايد يا اختيار برايش پيدا شود ، بايد فوراً از حال جماع خارج شود ، و اگر خارج نشود روزه او باطل است.

استمناء روزه‏ دار

مسأله ۱۵۹۶ ـ اگر روزه دار استمناء كند ـ يعنى به غير از جماع كارى كند كه منى از او بيرون آيد ـ روزه اش باطل مى شود.

بى اختيار منى از انسان بيرون آيد

مسأله ۱۵۹۷ ـ اگر بى اختيار منى از انسان بيرون آيد ، روزه اش باطل نيست.

هرگاه روزه‏ دار بداند كه در روز بخوابد محتلم مى‏شود

مسأله ۱۵۹۸ ـ هرگاه روزه دار بداند كه اگر در روز بخوابد محتلم مى شود ـ يعنى در خواب منى از او بيرون مى آيد ـ جايز است بخوابد ، و اگر محتلم شود روزه اش باطل نمى شود ، و احتياط مستحبّ آن است كه از خوابيدن خوددارى كند ، مخصوصاً در صورتى كه به سبب نخوابيدن به زحمت نمى افتد.

روزه‏ دار در حال بيرون آمدن منى از خواب بيدار شود

مسأله ۱۵۹۹ ـ اگر روزه دار در حال بيرون آمدن منى از خواب بيدار شود ، واجب نيست از بيرون آمدن آن جلوگيرى كند.

خروج منی با بول و استبراء روزه‏ دارى كه محتلم شده

مسأله ۱۶۰۰ ـ روزه دارى كه محتلم شده مى تواند بول كند و استبراء نمايد ، اگر چه بداند به واسطه بول يا استبراء كردن باقى مانده منى از مجرى بيرون مى آيد.

روزه ‏دارى كه محتلم شده و بداند منى در مجرى مانده

مسأله ۱۶۰۱ ـ روزه دارى كه محتلم شده ، اگر بداند منى در مجرى مانده و در صورتى كه پيش از غسل بول نكند بعد از غسل منى از او بيرون مى آيد ، بنابر احتياط واجب بايد پيش از غسل بول كند.

به قصد بيرون آمدن منى كارى كند اگرچه منى از او بيرون نيايد

مسأله ۱۶۰۲ ـ كسى كه مى داند اگر عمداً منى از خود بيرون آورد روزه اش باطل مى شود ، در صورتى كه به قصد بيرون آمدن منى مثلا با همسر خود بازى و شوخى كند ، اگر چه منى از او بيرون نيايد روزه اش باطل و بايد قضا نمايد و بنابر احتياط واجب بايد بقيّه روز را امساك كند.

بدون قصد بيرون آمدن منى كاری كند اگرچه اتفاقاً منى بيرون آيد

مسأله ۱۶۰۳ ـ اگر روزه دار بدون قصد بيرون آمدن منى ، مثلا با همسر خود بازى و شوخى كند ، چنانچه اطمينان دارد كه منى از او خارج نمى شود ، اگر چه اتّفاقاً منى بيرون آيد روزه او صحيح است ، ولى اگر اطمينان ندارد ، در صورتى كه منى از او بيرون آيد روزه اش باطل است.

نسبت دروغ به گفتن يا نوشتن يا به اشاره و مانند آن

مسأله ۱۶۰۴ ـ اگر روزه دار به گفتن يا به نوشتن يا به اشاره و مانند اينها به خدا و پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمّه معصومين (عليهم السلام) عمداً خبرى را به دروغ نسبت بدهد ، اگر چه فوراً بگويد دروغ گفتم يا توبه كند روزه او باطل است ، و نسبت دادن به دروغ به ساير پيغمبران و اوصياى آنان على نبينا و آله و عليهم السلام بنابر احتياط واجب روزه را باطل مى كند ، مگر اين كه آن نسبت برگردد به خداوند متعال كه در اين صورت روزه اش باطل است ، و همچنين است نسبت دادن به دروغ به حضرت زهراء (عليها السلام) ، مگر اين كه آن نسبت برگردد به خداوند متعال و حضرت رسول (صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمّه (عليهم السلام) ، كه در اين صورت روزه اش باطل است.

نقل خبرى كه نمى‏ داند راست يا دروغ

مسأله ۱۶۰۵ ـ اگر بخواهد خبرى را كه نمى داند راست يا دروغ است و دليلى بر اعتبار آن ندارد نقل نمايد ، بنابر احتياط واجب بايد از كسى كه آن خبر را گفته ، يا مثلا از كتابى كه آن خبر در آن نوشته شده نقل نمايد.

نقل خبرى به اعتقاد اينكه راست است و بعد بفهمد دروغ بوده

مسأله ۱۶۰۶ ـ اگر خبرى را به اعتقاد اين كه راست است به خدا يا پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) يا ائمّه (عليهم السلام)نسبت بدهد ، و بعد بفهمد دروغ بوده ، روزه اش باطل نمى شود.

نقل خبرى كه مى‏ داند دروغ است و بعد بفهمد راست بوده

مسأله ۱۶۰۷ ـ اگر بداند دروغ بستن به خدا و پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمّه (عليهم السلام) روزه را باطل مى كند و چيزى را كه مى داند دروغ است به آنان نسبت دهد و بعد بفهمد آنچه را كه گفته راست بوده ، روزه اش باطل است ، و بنابر احتياط واجب بقيّه روز را امساك كند.

نقل دروغى كه ديگرى ساخته و نقل قول از او

مسأله ۱۶۰۸ ـ اگر دروغى را كه ديگرى ساخته عمداً به خدا و پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمّه (عليهم السلام)نسبت دهد ، روزه اش باطل مى شود ، ولى اگر از قول كسى كه آن دروغ را ساخته نقل كند ، روزه اش باطل نمى شود.

به دورغ جواب دادن روزه‏ دار

مسأله ۱۶۰۹ ـ اگر از روزه دار بپرسند كه آيا پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و يا يكى از ائمّه (عليهم السلام) چنين مطلبى فرموده اند ، و او جايى كه در جواب بايد بگويد: نه ، عمداً بگويد: بلى ، يا جايى كه بايد بگويد: بلى ، عمداً بگويد: نه ، روزه اش باطل مى شود.

روزه‏ دار حرف راستى را بگويد و بعد بگويد دروغ گفتم

مسأله ۱۶۱۰ ـ اگر از قول خدا يا پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) يا يكى از ائمّه (عليهم السلام) حرف راستى را بگويد ، بعد بگويد: دروغ گفتم ، يا در شب دروغى را به آنان نسبت دهد و فرداى آن روز كه روزه مى باشد بگويد: آنچه ديشب گفتم راست است ، روزه اش باطل مى شود.

رساندن غبار به حلق

مسأله ۱۶۱۱ ـ بنابر احتياط رساندن غبار به حلق روزه را باطل مى كند ، چه غبار چيزى باشد كه خوردن آن حلال است مثل آرد ، يا غبار چيزى كه خوردن آن حرام است مثل خاك.

مواظبت نکردن از غبار

مسأله ۱۶۱۲ ـ اگر به واسطه باد ، غبارى پيدا شود و انسان با اين كه متوجّه است مواظبت نكند و به حلق برسد ، بنابر احتياط روزه اش باطل مى شود.

رساندن بخار غليظ و دود سيگار و تنباكو و مانند اينها به حلق

مسأله ۱۶۱۳ ـ احتياط واجب آن است كه روزه دار بخار غليظ و دود سيگار و تنباكو و مانند اينها را هم به حلق نرساند.

رسیدن غبار یا دود به حلق با اطمینان که نمی رسد

مسأله ۱۶۱۴ ـ اگر مواظبت نكند و غبار يا دود يا بخار غليظ و مانند اينها داخل حلق شود ، چنانچه يقين يا اطمينان داشته كه به حلق نمى رسد ، روزه اش اشكال ندارد ، و اگر گمان مى كرده كه به حلق نمى رسد ، بنابر احتياط مستحبّ آن روزه را قضا كند.

رسیدن غبار به حلق از روی فراموشی يا بى اختيار

مسأله ۱۶۱۵ ـ اگر فراموش كند كه روزه است و مواظبت نكند ، يا بى اختيار غبار و مانند آن به حلق او برسد ، روزه اش باطل نمى شود.

تمام سر را در آب فرو بردن

مسأله ۱۶۱۶ ـ اگر روزه دار عمداً تمام سر را در آب فرو برد ، اگر چه باقى بدن او از آب بيرون باشد ، روزه اش باطل مى شود ، ولى اگر تمام بدن را آب بگيرد و مقدارى از سر بيرون باشد ، روزه اش باطل نمى شود.

فرو بردن نصف سر را يك دفعه و نصف ديگر آن را دفعه ديگر

مسأله ۱۶۱۷ ـ اگر نصف سر را يك دفعه و نصف ديگر آن را دفعه ديگر در آب فرو برد ، روزه اش باطل نمى شود.

شك در اینكه تمام سر زیر آب رفته يا نه

مسأله ۱۶۱۸ ـ اگر شكّ كند كه تمام سر زير آب رفته يا نه ، روزه اش صحيح است ، ولى اگر به قصد اين كه تمام سر را زير آب ببرد در آب فرو رود و شكّ كند تمام سر زير آب رفته يا نه ، روزه اش باطل است ، ولى كفّاره ندارد.

رفتن تمام سر زير آب ولى ماندن مقدارى از موها بيرون آب

مسأله ۱۶۱۹ ـ اگر تمام سر زير آب برود ولى مقدارى از موها بيرون بماند ، روزه اش باطل مى شود.

سر فرو بردن در غير آب از مايعات

مسأله ۱۶۲۰ ـ سر فرو بردن در غير آب از مايعات ـ مانند شير و آب مضاف ـ روزه را باطل نمى كند ، و بنابر احتياط واجب از فرو بردن سر در گلاب اجتناب كند.

افتادن بى اختيار در آب يا از روی فراموشی

مسأله ۱۶۲۱ ـ اگر روزه دار بى اختيار در آب بيفتد و تمام سر او را آب بگيرد ، يا فراموش كند كه روزه است و سر در آب فرو برد ، روزه او باطل نمى شود.

انداختن خود در آب به خيال اينكه آب سر او را نمى ‏گيرد

مسأله ۱۶۲۲ ـ اگر به خيال اين كه آب سر او را نمى گيرد ، خود را در آب بيندازد و آب تمام سر او را بگيرد ، روزه اش اشكال ندارد.

کسی که به واسطه فراموشى يا زور ديگرى سر در آب فرو برد

مسأله ۱۶۲۳ ـ اگر فراموش كند كه روزه است و سر را در آب فرو برد ، يا ديگرى به زور سر او را در آب فرو برد ، چنانچه در زير آب يادش بيايد كه روزه است يا آن كس دست بردارد ، بايد فوراً سر را بيرون آورد ، و چنانچه بيرون نياورد روزه اش باطل مى شود.

کسی که از فراموشی و به نیّت غسل ، سر در آب فرو برد

مسأله ۱۶۲۴ ـ اگر فراموش كند كه روزه است و به نيّت غسل سر را در آب فرو برد ، روزه و غسل او هر دو صحيح است.

کسی که بداند كه روزه است و عمداً براى غسل، سر را در آب فرو برد

مسأله ۱۶۲۵ ـ اگر بداند كه روزه است و عمداً براى غسل سر را در آب فرو برد ، چنانچه روزه او روزه ماه رمضان باشد ، روزه و غسل او هر دو باطل است ، و همچنين است حكم روزه قضاى ماه رمضانى كه براى خودش به جا مى آورد بعد از زوال بنابر احتياط ، ولى اگر روزه مستحبّ باشد يا روزه واجب ديگرى باشد ـ چه واجب معيّن باشد ، مانند روزه اى كه نذر كرده باشد در روز معيّن بگيرد ، و يا غير معيّن باشد مانند روزه كفّاره ـ غسل او صحيح است و روزه اش باطل مى شود.

سر در آب فرو بردن براى نجات كسى را از غرق شدن

مسأله ۱۶۲۶ ـ اگر براى آن كه كسى را از غرق شدن نجات دهد ، سر در آب فرو برد ، اگر چه نجات دادن او واجب باشد ، روزه اش باطل مى شود.

باقی ماندن جنب در ماه رمضان تا اذان صبح

مسأله ۱۶۲۷ ـ اگر جنب عمداً در ماه رمضان تا اذان صبح غسل نكند ، يا اگر وظيفه او تيمّم است عمداً تيمّم ننمايد ، روزه اش باطل است ، و حكم قضاى ماه رمضان خواهد آمد.

باقی ماندن جنب در روزه غير ماه رمضان و قضاى آن تا اذان صبح

مسأله ۱۶۲۸ ـ اگر در روزه غير ماه رمضان و قضاى آن از روزه هاى مستحبّى و روزه هاى واجبى كه وقت آن معيّن است ، جنب عمداً تا اذان صبح غسل نكند ، روزه اش صحيح است ، و احتياط مستحبّ در روزه واجب آن است كه عمداً بر جنابت باقى نماند.

كسى كه در شب ماه رمضان عمداً غسل نكند تا وقت تنگ شود

مسأله ۱۶۲۹ ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است ، چنانچه عمداً غسل نكند تا وقت تنگ شود ، بنابر احتياط واجب تيمّم كند و روزه بگيرد و قضاى آن را هم به جا آورد.

جنب در ماه رمضان غسل را فراموش كند

مسأله ۱۶۳۰ ـ اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش كند و بعد از يك روز يادش بيايد ، بايد روزه آن روز را قضا نمايد ، و اگر بعد از چند روز يادش بيايد ، بايد روزه هر چند روزى را كه يقين دارد جنب بوده قضا نمايد ، مثلا اگر نمى داند سه روز جنب بوده يا چهار روز ، بايد روزه سه روز را قضا كند.

در شب ماه رمضان براى غسل و تيمم وقت ندارد و خودش را جنب كند

مسأله ۱۶۳۱ ـ كسى كه در شب ماه رمضان براى هيچ كدام از غسل و تيمّم وقت ندارد ، اگر خود را جنب كند روزه اش باطل است ، و قضا و كفّاره بر او واجب مى شود ، ولى كسى كه وظيفه اش غسل است ، اگر براى تيمّم وقت دارد ، چنانچه خود را جنب كند بنابر احتياط واجب تيمّم كند و روزه بگيرد و قضاى آن را هم به جا آورد.

خود را جنب كند و بعد بفهمد وقت تنگ بوده

مسأله ۱۶۳۲ ـ اگر براى آن كه بفهمد وقت دارد يا نه ، جستجو نمايد و گمان كند كه به اندازه غسل وقت دارد ، و خود را جنب كند و بعد بفهمد وقت تنگ بوده و تيمّم كند ، روزه اش صحيح است ، و اگر بدون جستجو گمان كند كه وقت دارد و خود را جنب نمايد و بعد بفهمد وقت تنگ بوده و با تيمّم روزه بگيرد ، بنابر احتياط واجب روزه آن روز را قضا نمايد.

جنب مى‏ داند اگر بخوابد تا صبح براى غسل بيدار نمى‏ شود

مسأله ۱۶۳۳ ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى داند كه اگر بخوابد تا صبح بيدار نمى شود ، نبايد غسل نكرده بخوابد ، و چنانچه پيش از غسل بخوابد و تا صبح بيدار نشود ، روزه اش باطل است ، و قضا و كفّاره بر او واجب مى شود.

جنب بيدار شود و اطمينان به بيدارى براى غسل قبل از اذان ندارد

مسأله ۱۶۳۴ ـ هرگاه جنب در شب ماه رمضان بيدار شود ، در صورتى كه اطمينان به بيدارى براى غسل قبل از اذان صبح نداشته باشد ، احتياط مستحبّ آن است كه پيش از غسل نخوابد.

جنب با يقين يا اطمينان به بيدار شدن براى غسل بخوابد

مسأله ۱۶۳۵ ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و يقين يا اطمينان دارد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه تصميم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند و با اين تصميم بخوابد و تا اذان خواب بماند ، روزه اش صحيح است.

جنب مى‏داند يا احتمال مى‏دهد كه بيدار مى‏شود ولى از غسل غافل باشد

مسأله ۱۶۳۶ ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و مى داند يا احتمال مى دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه غفلت داشته باشد كه بعد از بيدار شدن بايد غسل كند ، در صورتى كه بخوابد و تا اذان صبح خواب بماند ، بنابر احتياط بايد قضاى آن روز را به جا آورد.

جنب مى‏داند يا احتمال مى‏دهد كه بيدار مى‏شود ولى نخواهد غسل كند

مسأله ۱۶۳۷ ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است و يقين دارد يا احتمال مى دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه نخواهد بعد از بيدار شدن غسل كند يا ترديد داشته باشد كه غسل كند يا نه ، در صورتى كه بخوابد و بيدار نشود ، روزه اش باطل و قضا و كفّاره بر او واجب است.

جنب بيدار شود و دوباره يا براى مرتبه سوم بخوابد

مسأله ۱۶۳۸ ـ اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد و بيدار شود و بداند يا احتمال دهد كه اگر دوباره بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود و تصميم هم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند ، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان بيدار نشود ، بايد روزه آن روز را قضا كند ، و اگر از خواب دوم بيدار شود و براى مرتبه سوم بخوابد و تا اذان صبح بيدار نشود ، بايد روزه آن روز را قضا كند ، و احتياط مستحبّ آن است كه كفّاره هم بدهد.

مراد از خواب اول براى جنب

مسأله ۱۶۳۹ ـ مراد از خواب اوّل ـ در صورتى كه انسان در خواب محتلم شود ـ خوابى است كه بعد از بيدار شدن بخوابد ، و امّا خوابى كه در آن محتلم شده خواب اوّل حساب نمى شود.

روزه داری که در روز محتلم شود

مسأله ۱۶۴۰ ـ اگر روزه دار در روز محتلم شود ، واجب نيست فوراً غسل كند.

هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده

مسأله ۱۶۴۱ ـ هرگاه در ماه رمضان بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده ، اگر چه بداند پيش از اذان محتلم شده ، روزه او صحيح است.

كسى كه قصد قضاى روزه ماه رمضان دارد و تا اذان صبح جنب بماند

مسأله ۱۶۴۲ ـ كسى كه مى خواهد قضاى روزه ماه رمضان را بگيرد ، هرگاه تا اذان صبح جنب بماند ، اگر چه از روى عمد نباشد ، روزه او باطل است.

كسى كه قصد قضاى روزه ماه رمضان دارد و بعد از اذان ببيند محتلم شده

مسأله ۱۶۴۳ ـ كسى كه مى خواهد قضاى روزه ماه رمضان را بگيرد ، اگر بعد از اذان صبح بيدار شود و ببيند محتلم شده و بداند پيش از اذان محتلم شده است ، روزه او بنابر احتياط باطل است ، ولى چنانچه وقت قضاى روزه تا آمدن ماه رمضان ديگر تنگ است ، مثلا پنج روز روزه قضاى ماه رمضان دارد ، و پنج روز هم به ماه رمضان مانده است ، بنابر احتياط واجب آن روز را روزه بگيرد و بعد از ماه رمضان هم روز ديگرى را روزه بگيرد.

بقاء بر جنابت در روزه واجبى غير قضاى ماه رمضان ، تا اذان صبح

مسأله ۱۶۴۴ ـ اگر در روزه واجبى غير قضاى روزه ماه رمضان ، از روزه هايى كه مثل روزه كفّاره وقت معيّنى ندارد ، عمداً تا اذان صبح جنب بماند ، روزه اش صحيح است ، و احتياط مستحبّ آن است كه غير از آن روز ، روز ديگرى را روزه بگيرد.

زن پيش از اذان صبح از حيض يا نفاس پاك شود و غسل یا تيمم نكند

مسأله ۱۶۴۵ ـ اگر زن پيش از اذان صبح در ماه رمضان از حيض يا نفاس پاك شود و عمداً غسل نكند ، يا اگر وظيفه او تيمّم است عمداً تيمّم نكند ، روزه اش باطل است ، و در غير روزه ماه رمضان باطل نيست ، اگر چه احتياط مستحبّ غسل كردن است.

زن پيش از اذان صبح پاك شود و وقت غسل نداشته باشد

مسأله ۱۶۴۶ ـ اگر زن پيش از اذان صبح در ماه رمضان از حيض يا نفاس پاك شود و براى غسل وقت نداشته باشد ، بايد تيمّم نمايد ، و بنابر احتياط واجب تا اذان صبح بيدار بماند ، و همچنين است حكم جنب در صورتى كه وظيفه اش تيمّم باشد.

زن پيش از اذان صبح پاك شود و وقت غسل و تيمم نداشته باشد

مسأله ۱۶۴۷ ـ اگر زن نزديك اذان صبح در ماه رمضان از حيض يا نفاس پاك شود و براى هيچكدام از غسل و تيمّم وقت نداشته باشد ، روزه اش صحيح است.

زن بعد از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاك شود

مسأله ۱۶۴۸ ـ اگر زن بعد از اذان صبح از خون حيض يا نفاس پاك شود ، يا در بين روز خون حيض يا نفاس ببيند اگر چه نزديك مغرب باشد ، روزه او باطل است.

زن غسل حيض يا نفاس را فراموش كند و بعد از يك يا چند روز يادش بيايد

مسأله ۱۶۴۹ ـ اگر زن غسل حيض يا نفاس را فراموش كند و بعد از يك روز يا چند روز يادش بيايد ، روزه هايى كه گرفته صحيح است ، و احتياط مستحبّ آن است كه قضاى آنها را بگيرد.

زن پيش از اذان صبح پاك شود و برای غسل کوتاهی نکند

مسأله ۱۶۵۰ ـ اگر زن پيش از اذان صبح در ماه رمضان از حيض يا نفاس پاك شود و در غسل كردن كوتاهى كند و تا اذان غسل نكند ، روزه اش باطل است ، ولى چنانچه كوتاهى نكند ـ مثلا منتظر باشد كه حمام زنانه شود ـ اگر چه سه مرتبه بخوابد و تا اذان غسل نكند ، در صورتى كه تيمّم كند روزه او صحيح است ، و اگر از تيمّم هم متمكّن نباشد ، روزه او بدون تيمّم هم صحيح است.

زنى كه در حال استحاضه كثيره را متوسط است

مسأله ۱۶۵۱ ـ اگر زنى كه در حال استحاضه كثيره است غسلهاى خود را به تفصيلى كه در احكام استحاضه گذشت به جا آورد ، روزه او صحيح است ، و در استحاضه متوسّطه اگر چه غسل نكند ، روزه اش صحيح است.

روزه كسى كه غسل مس ميت نكرده يا ميت را مس كند

مسأله ۱۶۵۲ ـ كسى كه مسّ ميّت كرده ـ يعنى جايى از بدن خود را به بدن ميّت رسانده ـ مى تواند بدون غسل مسّ ميّت روزه بگيرد ، و اگر در حال روزه هم ميّت را مس نمايد ، روزه او باطل نمى شود.

اماله كردن با چيز روان

مسأله ۱۶۵۳ ـ اماله كردن با چيز روان اگر چه از روى ناچارى و براى معالجه باشد ، روزه را باطل مى كند.

قی کردن روزه‏ دار عمداً يا سهواً

مسأله ۱۶۵۴ ـ هرگاه روزه دار عمداً قى كند ـ اگر چه به واسطه مرض و مانند آن ناچار باشد ـ روزه اش باطل مى شود ، ولى اگر سهواً يا بى اختيار قى كند اشكال ندارد.

خوردن چیزی كه مى‏داند به واسطه آن در روز بى اختيار قى مى‏كند

مسأله ۱۶۵۵ ـ اگر در شب چيزى بخورد كه مى داند به واسطه خوردن آن ، در روز بى اختيار قى مى كند ، روزه اش باطل نمى شود ، و احتياط مستحبّ آن است كه روزه آن روز را قضا نمايد.

روزه‏ داری که بتواند از قى كردن خوددارى كند

مسأله ۱۶۵۶ ـ اگر روزه دار بتواند از قى كردن خوددارى كند ، چنانچه براى او ضرر و مشقّت نداشته باشد ، بايد خوددارى نمايد.

رفتن مثلاً مگس در گلوى روزه‏دار

مسأله ۱۶۵۷ ـ اگر مثلا مگس در گلوى روزه دار برود ، چنانچه ممكن باشد بدون قى كردن آن را بيرون بياورد ، بايد بيرون آورد ، و روزه او صحيح است ، ولى اگر ممكن نباشد ، چنانچه طورى باشد كه به فرو دادنش خوردن صدق مى كند ، بايد بيرون آورد هر چند به واسطه قى كردن باشد و روزه اش باطل است ، و اگر خوردن صدق نمى كند ، بايد بيرون نياورد و روزه اش صحيح است.

روزه داری که سهواً چيزى را فرو ببرد و از حلق گذشته باشد

مسأله ۱۶۵۸ ـ اگر سهواً چيزى را فرو ببرد و از حلق گذشته باشد و پيش از رسيدن به معده يادش بيايد كه روزه است ، بيرون آوردن آن لازم نيست و روزه او صحيح است.

آروغ زدن که يقين داشته باشد چيزى از گلو بيرون مى‏ آيد

مسأله ۱۶۵۹ ـ اگر يقين داشته باشد كه به واسطه آروغ زدن ، چيزى از گلو بيرون مى آيد ، بنابر احتياط واجب نبايد عمداً آروغ بزند ، ولى اگر يقين نداشته باشد اشكال ندارد.

آروغ بزند و چيزى در دهانش بيايد

مسأله ۱۶۶۰ ـ اگر آروغ بزند و چيزى در دهانش بيايد ، بايد آن را بيرون بريزد ، و اگر بى اختيار فرو رود ، روزه اش صحيح است.

روزه دار عمداً كارى كند كه روزه را باطل مى‏ كند

مسأله ۱۶۶۱ ـ اگر انسان عمداً و از روى اختيار كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، روزه او باطل مى شود ، و چنانچه از روى عمد نباشد اشكال ندارد ، ولى جنب اگر بخوابد و به تفصيلى كه در مسأله «۱۶۳۶» گذشت تا اذان صبح غسل نكند ، روزه او باطل است.

روزه‏دار سهواً كارى كه روزه را باطل مى‏ كند انجام دهد

مسأله ۱۶۶۲ ـ اگر روزه دار سهواً يكى از كارهايى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد و به خيال اين كه روزه اش باطل شده عمداً دوباره يكى از آنها را به جا آورد ، روزه او باطل مى شود.

چيزى را به زور در گلوى روزه‏ دار بريزند یا با اكراه بخورد

مسأله ۱۶۶۳ ـ اگر چيزى به زور در گلوى روزه دار بريزند ، روزه او باطل نمى شود ، ولى اگر اكراهش كنند كه روزه خود را باطل كند ـ مثلا به او بگويند اگر غذا نخورى ضرر مالى يا جانى به تو مى زنيم ـ و خودش براى جلوگيرى از ضرر چيزى بخورد ، روزه او باطل مى شود.

جايى كه اطمينان دارد به زوردر گلویش می ریزد یا اكراهش مى‏ كنند

مسأله ۱۶۶۴ ـ روزه دار نبايد جايى برود كه مى داند يا اطمينان دارد چيزى در گلويش مى ريزند يا اكراهش مى كنند كه خودش روزه خود را باطل كند ، و اگر برود و چيزى در گلويش بريزند يا از روى ناچارى خودش كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، روزه او باطل مى شود ، بلكه اگر قصد رفتن كند اگر چه نرود ، روزه اش باطل است.

مكروهات روزه دار

مسأله ۱۶۶۵ ـ چند چيز براى روزه دار مكروه است و از آن جمله است:
۱ ـ دوا ريختن به چشم و سرمه كشيدن ، در صورتى كه مزه يا بوى آن به حلق برسد.
۲ ـ انجام دادن هر كارى ـ مانند خون گرفتن و حمام رفتن ـ كه باعث ضعف مى شود.
۳ ـ انفيه كشيدن اگر نداند كه به حلق مى رسد ، و اگر بداند به حلق مى رسد جايز نيست.
۴ ـ بو كردن گياهان معطّر.
۵ ـ نشستن زن در آب.
۶ ـ استعمال شياف.
۷ ـ تر كردن لباسى كه در بدن است.
۸ ـ كشيدن دندان و هر كارى كه به واسطه آن از دهان خون بيايد.
۹ ـ مسواك كردن با چوب تر.
۱۰ ـ بى جهت آب يا چيزى روان در دهان كردن ، و نيز مكروه است انسان بدون قصد بيرون آمدن منى زن خود را ببوسد ، يا كارى كند كه شهوت خود را به حركت آورد ، و اگر به قصد بيرون آمدن منى باشد روزه او باطل مى شود.

 

ارتکاب مبطل روزه عمداً وکار حرامی که نداند مبطل است

مسأله ۱۶۶۶ ـ اگر در روزه ماه رمضان در شب جنب شود و به تفصيلى كه در مسأله «۱۶۳۶» گذشت بيدار شود و دوباره بخوابد و تا اذان صبح بيدار نشود ، فقط بايد قضاى آن روزه را بگيرد ، ولى اگر كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند عمداً انجام دهد ، در صورتى كه مى دانسته آن كار روزه را باطل مى كند ، قضا و كفّاره بر او واجب مى شود ، و همچنين در صورتى كه مى دانسته آن كار حرام است ، اگر چه نمى دانسته كه روزه را باطل مى كند ، مانند به دروغ نسبت دادن به خدا و پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمّه معصومين (عليهم السلام).

مبطلى را به اعتقاد اينكه روزه را باطل نمى‏ كند انجام دهد

مسأله ۱۶۶۷ ـ اگر به واسطه ندانستن مسأله كارى كه روزه را باطل مى كند ، و به اعتقاد اين كه باطل نمى كند انجام دهد كفّاره بر او نيست.

كفاره افطار عمد روزه ماه رمضان

مسأله ۱۶۶۸ ـ كفّاره افطار روزه ماه رمضان اين است كه يك بنده آزاد كند ، يا به دستورى كه در مسأله بعد مى آيد دو ماه روزه بگيرد ، يا شصت فقير را سير كند ، يا به هر كدام يك مُد ـ كه تقريباً ده سير است ـ طعام ، يعنى گندم يا آرد يا نان يا خرما و مانند اينها بدهد ، و چنانچه اينها برايش ممكن نباشد بنابر احتياط واجب بين تصدّق به هر اندازه كه مى تواند و استغفار جمع نمايد ، و اگر امكان تصدّق نبود استغفار كند ، اگر چه يك مرتبه بگويد «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ» و احتياط واجب آن است كه هر وقت بتواند كفّاره را بدهد.

پی درپی بودن دو ماه كفاره روزه

مسأله ۱۶۶۹ ـ كسى كه مى خواهد دو ماه كفّاره روزه ماه رمضان را بگيرد ، بايد يك ماه تمام و يك روز آن را از ماه ديگر پى درپى بگيرد ، و اگر بقيّه آن پى درپى نباشد اشكال ندارد.

شروع دو ماه كفاره روزه

مسأله ۱۶۷۰ ـ كسى كه مى خواهد دو ماه كفّاره روزه ماه رمضان را بگيرد ، نبايد موقعى شروع كند كه مى داند در بين يك ماه و يك روز ، روزى است كه مانند عيد قربان روزه آن حرام است.

کسی که در بين دو ماه كفاره روزه يك روز روزه نگيرد

مسأله ۱۶۷۱ ـ كسى كه بايد پى درپى روزه بگيرد ، اگر در بين آن بدون عذر يك روز روزه نگيرد يا وقتى شروع كند كه بداند در بين آن به روزى مى رسد كه روزه آن واجب است ، مثلا به روزى مى رسد كه نذر كرده آن روز را روزه بگيرد ، بايد روزه ها را از سر بگيرد.

پیش آمدن عذر غیر اختیاری در بين دو ماه كفاره روزه

مسأله ۱۶۷۲ ـ اگر در بين روزهايى كه بايد پى درپى روزه بگيرد ، عذرى غير اختيارى مثل حيض يا نفاس يا مرضى براى او پيش آيد ، بعد از بر طرف شدن عذر واجب نيست روزه ها را از سر بگيرد ، بلكه بقيّه را بعد از بر طرف شدن عذر به جا آورد.

کفاره باطل کردن روزه به چيز حرامى

مسأله ۱۶۷۳ ـ اگر به چيز حرامى روزه خود را باطل كند ـ چه آن چيز اصلا حرام باشد مثل شراب و زنا ، يا به جهتى حرام شده باشد مثل نزديكى كردن با عيال خود در حال حيض ـ بنابر احتياط كفّاره جمع بر او واجب مى شود ، يعنى بايد يك بنده آزاد كند و دو ماه روزه بگيرد و شصت فقير را سير كند ، يا به هر كدام آنها يك مُد طعام بدهد ، و چنانچه هر سه برايش ممكن نباشد ، هر كدام آنها كه ممكن باشد واجب است انجام دهد ، و بنابر احتياط واجب استغفار هم بنمايد.

نسبت دادن دروغ به خدا و پيغمبر و ائمه معصومين

مسأله ۱۶۷۴ ـ اگر روزه دار دروغى را به خدا و پيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و ائمّه معصومين (عليهم السلام)عمداً نسبت دهد، بنابر احتياط كفّاره جمع ـ كه تفصيل آن در مسأله پيش گذشت ـ بر او واجب مى شود.

تکرار جماع یا استمناء در يك روز ماه رمضان

مسأله ۱۶۷۵ ـ اگر روزه دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه جماع يا استمناء كند ، بنابر احتياط براى هر دفعه يك كفّاره بر او واجب است ، و اگر جماع يا استمناء او حرام باشد ، بنابر احتياط براى هر دفعه يك كفّاره جمع بر او واجب مى شود.

تکرار در ارتکاب مبطل روزه در يك روز ماه رمضان

مسأله ۱۶۷۶ ـ اگر روزه دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه غير جماع و استمناء كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد، براى همه آنها يك كفّاره كافيست.

باطل کردن روزه با كارى غير از جماع و استمناء و بعد با جماع

مسأله ۱۶۷۷ ـ اگر روزه دار غير از جماع و استمناء كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد و بعد با حلال خود جماع يا استمناء نمايد ، براى آن كار يك كفّاره و براى جماع يا استمناء بنابر احتياط كفّاره ديگرى واجب مى شود.

باطل کردن روزه با كارى غير از جماع و استمناء و بعد با كار حرامى

مسأله ۱۶۷۸ ـ اگر روزه دار غير از جماع و استمناء كار ديگرى كه حلال است و روزه را باطل مى كند انجام دهد ـ مثلا آب بياشامدـ و بعد كار ديگرى كه حرام است و روزه را باطل مى كند ـ غير از جماع و استمناء ـ انجام دهد ، مثلا غذاى حرامى بخورد ، يك كفّاره كافيست.

روزه‏ دار با آروغ چيزى از غذا يا خون در دهانش بيايد و عمداً فرو برد

مسأله ۱۶۷۹ ـ اگر روزه دار آروغ بزند و چيزى از غذا در دهانش بيايد ، چنانچه عمداً آن را فرو ببرد ، روزه اش باطل و بنابر احتياط واجب كفّاره هم بدهد ، و همچنين است اگر آنچه در دهانش بيايد از صورت غذا بودن خارج شده باشد ، اگر چه در اين صورت احتياط مستحبّ اين است كه كفّاره جمع بدهد ، و اگر به آروغ زدن چيزى كه خوردنش حرام است ـ مثل خون ـ به دهان او بيايد و عمداً فرو ببرد ، روزه اش باطل و بايد قضاى آن روز را بگيرد ، و بنابر احتياط واجب كفّاره جمع بدهد.

باطل کردن روزه نذر معين

مسأله ۱۶۸۰ ـ اگر نذر كند كه روز معيّنى را روزه بگيرد ، چنانچه در آن روز عمداً روزه خود را باطل كند ، بايد كفّاره بدهد ، و كفّاره مخالفت نذر كفّاره مخالفت قسم است كه در مسأله «۲۷۳۴» خواهد آمد.

افطار کردن به گفته كسى كه قولش معتبر نيست يا با شك در مغرب

مسأله ۱۶۸۱ ـ اگر روزه دار به گفته كسى كه مى گويد مغرب شده و قول او شرعاً معتبر نيست ، افطار كند و بعد بفهمد مغرب نبوده است ، يا شكّ كند كه مغرب بوده است يا نه ، قضا و كفّاره بر او واجب مى شود.

مسافرت بعد از باطل کردن روزه خود

مسأله ۱۶۸۲ ـ كسى كه عمداً روزه خود را باطل كرده ، اگر بعد از ظهر مسافرت كند ، يا پيش از ظهر براى فرار از كفّاره سفر نمايد ، كفّاره از او ساقط نمى شود ، و همچنين است ـ بنابر اقوى ـ اگر مسافرت براى او قبل از ظهر پيش آمد كند.

كسى كه عمداً روزه خود را باطل كند و بعد عذرى براى او پيدا شود

مسأله ۱۶۸۳ ـ اگر عمداً روزه خود را باطل كند و بعد عذرى مانند حيض يا نفاس يا مرض براى او پيدا شود ، بنابر احتياط كفّاره بر او واجب است.

اول ماه رمضان روزه خود را باطل كند و بعد معلوم شود شعبان بوده

مسأله ۱۶۸۴ ـ اگر يقين يا اطمينان كند و يا بيّنه قائم شود كه روز اوّل ماه رمضان است و عمداً روزه خود را باطل كند ، و بعد معلوم شود كه آخر شعبان بوده ، كفّاره بر او واجب نيست.

آخر ماه رمضان روزه را باطل كند و بعد معلوم شود شوال بوده

مسأله ۱۶۸۵ ـ اگر انسان شكّ كند كه آخر ماه رمضان است يا اوّل شوّال و عمداً روزه خود را باطل كند ، بعد معلوم شود كه اوّل شوّال بوده كفّاره بر او واجب نيست.

جماع روزه ‏دار در ماه رمضان با زن روزه‏ دار خود

مسأله ۱۶۸۶ ـ اگر روزه دار در ماه رمضان با زن روزه دار خود جماع كند ، چنانچه زن را بر جماع اكراه كرده باشد ، كفّاره روزه خودش و بنابر احتياط كفّاره روزه زن را بايد بدهد ، و اگر زن به جماع راضى بوده بر هر كدام يك كفّاره واجب مى شود.

اکراه کردن زن شوهر روزه‏ دار خود را بر جماع

مسأله ۱۶۸۷ ـ اگر زنى شوهر روزه دار خود را بر جماع اكراه نمايد ، واجب نيست كفّاره روزه شوهر را بدهد.

اکراه کردن مرد روزه‏ دار زن خود را بر جماع

مسأله ۱۶۸۸ ـ اگر روزه دار در ماه رمضان زن خود را بر جماع اكراه كند و در بين جماع ، زن راضى شود ، بنابر احتياط واجب مرد دو كفّاره و زن يك كفّاره بدهد.

جماع روزه‏ دار با زن روزه ‏دار خود كه خواب است

مسأله ۱۶۸۹ ـ اگر روزه دار در ماه رمضان با زن روزه دار خود كه خواب است جماع نمايد ، يك كفّاره بر او واجب مى شود ، و روزه زن صحيح است و كفّاره هم بر او واجب نيست.

مرد زن خود را اكراه كند كه با غير جماع روزه را باطل كند و بالعکس

مسأله ۱۶۹۰ ـ اگر مرد زن خود را يا زن شوهر خود را اكراه كند كه غير از جماع كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، بر هيچ يك از آنها كفّاره واجب نيست.

مسافر يا مریضی که روزه نمى‏ گيرد و زن خود را بر جماع اكراه نمايد

مسأله ۱۶۹۱ ـ كسى كه به واسطه مسافرت يا مرض روزه نمى گيرد ، نمى تواند زن روزه دار خود را بر جماع اكراه نمايد ، ولى اگر او را اكراه كرد ، كفّاره بر مرد واجب نيست.

کوتاه کردن در به جا آوردن كفاره

مسأله ۱۶۹۲ ـ انسان نبايد در به جا آوردن كفّاره كوتاهى كند ، ولى لازم نيست فوراً آن را انجام دهد.

ندادن كفاره و گذشت چند سال

مسأله ۱۶۹۳ ـ اگر كفّاره بر انسان واجب شود و چند سال بگذرد و انجام ندهد ، چيزى بر آن اضافه نمى شود.

اداء كفاره يك روز به شصت فقير

مسأله ۱۶۹۴ ـ كسى كه بايد براى كفّاره يك روز ، شصت فقير را طعام بدهد ، نمى تواند يك نفر از آنها را دو مرتبه يا بيشتر سير كند ، يا به هر كدام از آنها بيشتر از يك مُد طعام بدهد و زيادى را از كفّاره حساب كند ، ولى مى تواند فقير را با عيال او ـ اگر چه صغير باشند و در صورتى كه از جهت سن به حدّى باشند كه در مورد آنها اطعام عرفاً صدق كند ـ سير نمايد ، يا به ولىّ صغير براى آن صغير يك مُد بدهد.

كسى كه قضاى روزه ماه رمضان را بعد از ظهر باطل كند

مسأله ۱۶۹۵ ـ كسى كه قضاى روزه ماه رمضان را گرفته ، اگر بعد از ظهر عمداً كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، بايد به ده فقير هر كدام يك مُد طعام بدهد ، و اگر نمى تواند بايد سه روز روزه بگيرد ، و احوط آن است كه پى درپى باشد.

موارد وجوب قضاى روزه بدون کفاره

مسأله ۱۶۹۶ ـ در چند صورت فقط قضاى روزه بر انسان واجب است و كفّاره واجب نيست:
(اوّل) آن كه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصيلى كه در مسأله «۱۶۳۸» گذشت تا اذان صبح از خواب دوم و سوم بيدار نشود.
(دوم) آن كه عملى كه روزه را باطل مى كند انجام ندهد ، ولى نيّت روزه نكند ، يا ريا كند ، يا قصد كند كه روزه نباشد ، يا قصد كند كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد.
(سوم) آن كه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و با حال جنابت يك روز يا چند روز روزه بگيرد.
(چهارم) آن كه در ماه رمضان بدون اين كه خودش تحقيق كند صبح شده يا نه ، كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، و بعد معلوم شود صبح بوده ، و نيز اگر بعد از تحقيق گمان داشته باشد كه صبح شده ، يا شكّ كند كه صبح شده يا نه ، و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، و بعد معلوم شود صبح بوده ، قضاى آن روزه بر او واجب است.
(پنجم) آن كه كسى بگويد صبح نشده و انسان به گفته او كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، و بعد معلوم شود صبح بوده است.
(ششم) آن كه كسى بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نكند يا خيال كند شوخى مى كند و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، و بعد معلوم شود صبح بوده است.
(هفتم) آن كه كور و مانند او به گفته كسى ديگر افطار كند ، و بعد معلوم شود مغرب نبوده است.
(هشتم) آن كه در هواى صاف به واسطه تاريكى يقين كند كه مغرب شده و افطار كند ، و بعد معلوم شود مغرب نبوده است ، ولى اگر در هواى ابرى به گمان اين كه مغرب شده افطار كند ، و بعد معلوم شود مغرب نبوده قضا لازم نيست.
(نهم) آن كه براى خنك شدن يا بى جهت مضمضه كند ـ يعنى آب در دهان بگرداند ـ و بى اختيار فرو رود ، ولى اگر فراموش كند كه روزه است و آب را فرو دهد ، يا براى وضوى نماز واجب مضمضه كند و بى اختيار فرو رود ، قضا بر او واجب نيست.
(دهم) آن كه كسى از جهت اكراه يا اضطرار يا تقيّه افطار كند.

بى اختيار فرو رفتن از دهان یا بینی

مسأله ۱۶۹۷ ـ اگر غير آب چيز ديگرى را در دهان ببرد و بى اختيار فرو رود ، يا آب داخل بينى كند و بى اختيار فرو رود ، قضا بر او واجب نيست.

استنشاق و مضمضه براى روزه‏ دار

مسأله ۱۶۹۸ ـ استنشاق و مضمضه زياد براى روزه دار مكروه است ، و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد ، بهتر آن است كه سه مرتبه آب دهان را بيرون بريزد.

مضمضه يا استنشاق با اینکه می داند بی اختیار فرو می رود

مسأله ۱۶۹۹ ـ اگر انسان بداند كه به واسطه مضمضه يا استنشاق بى اختيار يا از روى فراموشى آب وارد گلويش مى شود ، نبايد مضمضه يا استنشاق كند.

ارتکاب مبطل روزه در ماه رمضان بعد از يقين به اینكه صبح نشده

مسأله ۱۷۰۰ ـ اگر در ماه رمضان بعد از تحقيق يقين كند كه صبح نشده ، و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، و بعد معلوم شود صبح بوده ، قضا لازم نيست.

شك در اینكه مغرب يا صبح شده يا نه(بنگرید مسأله ۱۶۹۶چهارم)

مسأله ۱۷۰۱ ـ اگر انسان شكّ كند كه مغرب شده يا نه ، نمى تواند افطار كند ، ولى اگر شكّ كند كه صبح شده يا نه ، پيش از تحقيق هم مى تواند كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد.

قضاى روزه‏ هاى ديوانه ای که عاقل شود

مسأله ۱۷۰۲ ـ اگر ديوانه عاقل شود ، واجب نيست روزه هاى وقتى را كه ديوانه بوده قضا نمايد.

قضاى كافری که مسلمان شود، يا مسلمانی که كافر شود

مسأله ۱۷۰۳ ـ اگر كافر مسلمان شود ، واجب نيست روزه هاى وقتى را كه كافر بوده قضا نمايد ، ولى اگر مسلمانى كافر شود ، روزه هايى را كه در زمان كفر از او فوت شده بايد قضا نمايد ، و اگر مسلمان شود به اسلام از او ساقط نمى شود.

روزه‏ هايى كه به واسطه مستى فوت شده

مسأله ۱۷۰۴ ـ روزه اى كه از انسان به واسطه مستى فوت شده بايد قضا نمايد ، اگر چه چيزى را كه به واسطه آن مست شده براى معالجه خورده باشد.

شك معذور در اینكه بايد چند روز قضا كند

مسأله ۱۷۰۵ ـ اگر براى عذرى چند روز روزه نگيرد ، و بعد شكّ كند كه چه وقت عذر او بر طرف شده ، بنابر احتياط واجب مقدار بيشترى را كه احتمال مى دهد روزه نگرفته قضا نمايد ، مثلا كسى كه پيش از ماه رمضان مسافرت كرده و نمى داند پنجم ماه از سفر برگشته يا ششم ، بنابر احتياط واجب شش روز روزه بگيرد ، ولى كسى كه نمى داند چه وقت عذر برايش پيدا شده ، مى تواند مقدار كمتر را قضا نمايد ، مثلا اگر در آخر ماه رمضان مسافرت كرده و بعد از ماه رمضان برگشته و نمى داند كه بيست و پنجم ماه رمضان مسافرت كرده يا بيست و ششم ، مى تواند مقدار كمتر يعنى پنج روز را قضا كند ، اگر چه احتياط مستحبّ اين است كه مقدار بيشتر را قضا نمايد.

ترتیب در قضای چند ماه رمضان

مسأله ۱۷۰۶ ـ اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد ، قضاى هر كدام را كه اوّل بگيرد مانعى ندارد ، ولى اگر وقت قضاى ماه رمضان آخر تنگ باشد ، مثلا پنج روز از ماه رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به ماه رمضان مانده باشد ، بنابر احتياط واجب اوّل قضاى ماه رمضان آخر را بگيرد.

معین کردن قضا در نیّت از چند ماه رمضان

مسأله ۱۷۰۷ ـ اگر قضاى روزه چند ماه رمضان بر او واجب باشد ، واجب نيست معيّن كند روزه اى را كه مى گيرد قضاى كدام ماه رمضان است ، مگر اينكه بين آن دو در اثر اختلاف باشد.

باطل كردن قضاى روزه ماه رمضان پيش از ظهر

مسأله ۱۷۰۸ ـ در قضاى روزه ماه رمضان مى تواند پيش از ظهر روزه خود را باطل نمايد ، ولى اگر وقت قضا تنگ باشد ـ بنابر احتياط واجب ـ نمى تواند باطل نمايد.

باطل كردن قضاى روزه ميت بعد از ظهر

مسأله ۱۷۰۹ ـ اگر قضاى روزه ميّتى را گرفته باشد ، احتياط مستحبّ اين است كه بعد از ظهر روزه را باطل نكند.

كسى كه قبل از تمكن از قضاء روزه بميرد

مسأله ۱۷۱۰ ـ اگر به واسطه مرض يا حيض يا نفاس روزه ماه رمضان را نگيرد ، و پيش از تمام شدن ماه رمضان يا بعد از تمام شدن ماه و قبل از تمكّن از قضا بميرد ، روزه هايى را كه نگرفته قضا ندارد.

عذری که تا ماه رمضان سال بعد طول بكشد

مسأله ۱۷۱۱ ـ اگر به واسطه مرضى روزه ماه رمضان را نگيرد ، و مرض او تا ماه رمضان سال بعد طول بكشد ، قضاى روزه هايى را كه نگرفته بر او واجب نيست ، و بايد براى هر روز يك مُد طعام به فقير بدهد ، ولى اگر به واسطه عذر ديگرى ـ مثلا براى مسافرت ـ روزه نگرفته باشد ، و عذر او تا ماه رمضان بعد باقى بماند ، روزه هايى را كه نگرفته بايد قضا كند ، و احتياط واجب اين است كه براى هر روز يك مُد طعام هم به فقير بدهد.

كسى كه تا سال بعد نتواند قضا كند

مسأله ۱۷۱۲ ـ اگر به واسطه مرضى روزه ماه رمضان را نگيرد ، و بعد از ماه رمضان مرض او بر طرف شود ، ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا ماه رمضان بعد قضاى روزه را بگيرد ، بايد روزه هايى را كه نگرفته قضا نمايد ، و نيز اگر در ماه رمضان غير از مرض عذر ديگرى داشته باشد ، و بعد از ماه رمضان آن عذر بر طرف شود و تا ماه رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد ، روزه هايى را كه نگرفته بايد قضا كند ، و در هر دو صورت احتياط واجب اين است كه براى هر روز نيز يك مُد طعام به فقير بدهد.

كسى كه تا ماه رمضان آينده عمداً قضا نكند

مسأله ۱۷۱۳ ـ اگر در ماه رمضان به واسطه عذرى روزه نگيرد ، و بعد از ماه رمضان عذر او بر طرف شود ، و تا ماه رمضان آينده عمداً قضاى روزه را نگيرد ، بايد روزه را قضا كند ، و براى هر روز يك مُد طعام به فقير بدهد.

كسى كه در تنگى وقت عذر پيدا كند

مسأله ۱۷۱۴ ـ اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود ، و در تنگى وقت عذر پيدا كند ، بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مُد طعام به فقير بدهد ، و همچنين اگر موقعى كه عذر دارد تصميم داشته باشد كه بعد از بر طرف شدن عذر ، روزه هاى خود را قضا كند ، ولى پيش از آن كه قضا نمايد در تنگى وقت عذر پيدا كند ، بايد روزه ها را قضا كند ، و براى هر روز هم ـ بنابر احتياط واجب ـ يك مُدطعام بدهد.

مرضی که چند سال طول بكشد

مسأله ۱۷۱۵ ـ اگر مرض انسان چند سال طول بكشد ، بعد از آن كه خوب شد ، بايد قضاى ماه رمضان آخر را بگيرد ، و براى هر روز از سالهاى پيش يك مُدّ طعام به فقير بدهد.

پرداخت چند روز کفاره به يك فقير

مسأله ۱۷۱۶ ـ كسى كه بايد براى هر روز يك مُدّ طعام به فقير بدهد ، مى تواند كفّاره چند روز را به يك فقير بدهد.

تأخیر انداختن روزه ماه رمضان را چند سال

مسأله ۱۷۱۷ ـ اگر قضاى روزه ماه رمضان را چند سال تأخير بيندازد بايد قضا را بگيرد و از جهت تأخير در سال اوّل براى هر روز يك مُدّ طعام به فقير بدهد ، و امّا از جهت تأخير سال بعدى چيزى بر او واجب نيست.

قضا و كفاره عمد و تأخير

مسأله ۱۷۱۸ ـ اگر روزه ماه رمضان را عمداً نگيرد ، بايد قضاى آن را به جا آورد و براى هر روز يك بنده آزاد كند ، يا شصت فقير را طعام بدهد ، يا دو ماه روزه بگيرد ، و چنانچه تا ماه رمضان آينده قضاى آن روزه را به جا نياورد ، بايد براى هر روز يك مُدّ طعام به فقير بدهد.

مکرّر شدن كفاره كسى كه روزه ماه رمضان را عمداً نگيرد

مسأله ۱۷۱۹ ـ اگر روزه ماه رمضان را عمداً نگيرد ، و در روز مكرّر جماع يا استمناء كند ، بنابر احتياط واجب كفّاره هم مكرّر مى شود ، ولى اگر چند مرتبه كار ديگرى از مفطرات روزه را انجام دهد ـ مثلا چند مرتبه غذا بخورد ـ يك كفّاره كافيست.

روزه ‏هاى پدر بر پسر بزرگتر

مسأله ۱۷۲۰ ـ بعد از مرگ پدر ، پسر بزرگتر بايد قضاى روزه او را به تفصيلى كه در مسأله «۱۳۹۸» گذشت به جا آورد.

روزه های واجب ديگر پدر بر پسر بزرگتر

مسأله ۱۷۲۱ ـ اگر پدر غير از روزه ماه رمضان ، روزه واجب ديگرى را مانند روزه نذر نگرفته باشد ، واجب است كه پسر بزرگتر قضا نمايد ، ولى اگر براى روزه اجير شده و نگرفته باشد قضاى آن بر پسر بزرگ لازم نيست.

روزه مسافر

مسأله ۱۷۲۲ ـ مسافرى كه بايد نمازهاى چهار ركعتى را در سفر دو ركعت بخواند ، نبايد روزه بگيرد ، و مسافرى كه نمازش را تمام مى خواند ـ مثل كسى كه شغلش مسافرت يا سفر او سفر معصيت است ـ بايد در سفر روزه بگيرد.

مسافرت در ماه رمضان

مسأله ۱۷۲۳ ـ مسافرت در ماه رمضان اشكال ندارد ، ولى مكروه است ، هر چند براى فرار از روزه نباشد ، مگر اين كه سفر به جهت ضرورتى باشد ، و يا ـ به مقتضاى بعضى از روايات ـ براى حجّ يا عمره باشد.

مسافرت در روزه واجب معيّن به اجاره و به نذر و غير نذر

مسأله ۱۷۲۴ ـ اگر غير روزه ماه رمضان روزه معيّن ديگرى بر انسان واجب باشد ، اگر آن وجوب از جهت حقّ الناس باشد ـ مثل اين كه اجير شده باشد كه روز معيّنى را روزه بگيرد ـ نمى تواند در آن روز مسافرت كند ، و همچنين است ـ بنابر احتياط واجب ـ روزه واجب معيّن به غير نذر ، مانند روز سوم اعتكاف ، و امّا در صورتى كه به سبب نذر معيّن شده باشد ، اقوى اين است كه مى تواند سفر كند ، و روز ديگرى را به جاى آن روز روزه بگيرد.

روزه گرفتن مسافرى كه نذر كرده روزه بگيرد

مسأله ۱۷۲۵ ـ اگر نذر كند روزه بگيرد و روز آن را معيّن نكند ، نمى تواند آن را در سفر به جا آورد ، ولى چنانچه نذر كند كه روز معيّنى را در سفر روزه بگيرد ، بايد آن را در سفر به جا آورد ، و نيز اگر نذر كند روز معيّنى را چه مسافر باشد يا نباشد روزه بگيرد ، بايد آن روز را اگر چه مسافر باشد روزه بگيرد.

سه روز روزه براى خواستن حاجت در مدينه طيبه

مسأله ۱۷۲۶ ـ مسافر مى تواند براى خواستن حاجت ، سه روز در مدينه طيّبه روزه مستحبّى بگيرد ، و احتياط واجب اين است كه آن سه روز ، روزهاى چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه باشد.

روزه كسى كه نمى ‏داند روزه مسافر باطل است

مسأله ۱۷۲۷ ـ كسى كه نمى داند روزه مسافر باطل است ، اگر در سفر روزه بگيرد و در بين روز مسأله را بفهمد ، روزه اش باطل مى شود ، و اگر تا مغرب نفهمد روزه اش صحيح است.

فراموش کردن سفر و اینکه روزه مسافر باطل است

مسأله ۱۷۲۸ ـ اگر فراموش كند كه مسافر است ، يا فراموش كند كه روزه مسافر باطل مى باشد و در سفر روزه بگيرد ، روزه او باطل است.

روزه ‏دار بعد از ظهر يا پيش از ظهر

مسأله ۱۷۲۹ ـ اگر روزه دار بعد از ظهر مسافرت نمايد ، بايد روزه خود را تمام كند ، و اگر پيش از ظهر مسافرت كند ، وقتى به حدّ ترخّص برسد روزه اش باطل مى شود ، و اگر پيش از آن مفطرى انجام دهد كفّاره بر او واجب است.

مسافر در ماه رمضان پيش از ظهر به وطنش يا محلى اقامتش برسد

مسأله ۱۷۳۰ ـ اگر مسافر در ماه رمضان ـ چه آن كه قبل از فجر در سفر بوده و چه آن كه روزه بوده و سفر نمايد ـ پيش از ظهر به وطنش برسد ، يا به جايى كه مى خواهد ده روز در آن جا بماند ، و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده باشد ، بايد آن روز را روزه بگيرد ، و اگر انجام داده ، روزه آن روز باطل است.

مسافر بعد از ظهر به وطنش يا محل اقامتش برسد

مسأله ۱۷۳۱ ـ اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش يا به جايى كه مى خواهد ده روز در آن جا بماند برسد ، روزه آن روزش صحيح نيست.

مكروهات مسافر و كسى كه از روزه گرفتن عذر دارد

مسأله ۱۷۳۲ ـ مسافر و كسى كه از روزه گرفتن عذر دارد ، مكروه است در روز ماه رمضان جماع نمايد ، و بيشتر از قُوت بخورد و خود را كاملا سيراب كند.

پيرى که نمى ‏تواند يا مشقت دارد روزه بگيرد

مسأله ۱۷۳۳ ـ كسى كه به واسطه پيرى نمى تواند روزه بگيرد ، يا براى او مشقّت دارد ، روزه از او برداشته شده و در صورت دوم بايد براى هر روز فديه بدهد ، و فديه يك مُد طعام است ، و احتياط مستحبّ اين است كه خصوص گندم را بدهد.

قضاى روزهاى كسى كه به واسطه پيرى روزه نگرفته

مسأله ۱۷۳۴ ـ كسى كه به واسطه پيرى روزه نگرفته ، اگر بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگيرد ، روزه هايى را كه نگرفته قضا ندارد.

مریضى كه زياد تشنه مى ‏شود

مسأله ۱۷۳۵ ـ اگر انسان مرضى دارد كه زياد تشنه مى شود ، و نمى تواند تشنگى را تحمّل كند ، يا براى او مشقّت دارد ، روزه از او برداشته شده ، ولى در صورت دوم بايد براى هر روز يك مُد طعام به فقير بدهد ، و احتياط مستحبّ اين است كه بيشتر از مقدارى كه ناچار است آب نياشامد ، و چنانچه بعد از ماه رمضان بتواند روزه بگيرد ، روزه هايى را كه نگرفته قضا ندارد.

زنى كه روزه براى حملش يا خودش ضرر دارد

مسأله ۱۷۳۶ ـ زنى كه زاييدن او نزديك است و روزه براى حملش يا خودش ضرر دارد ، روزه او صحيح نيست ، و در صورت اوّل بايد براى هر روز يك مُد طعام به فقير بدهد ، و همچنين بنابر احتياط مستحبّ در صورت دوم ، و روزه هايى را كه نگرفته بايد قضا نمايد.

زنى كه شير او كم است و روزه براى بچه یا خود او ضرر دارد

مسأله ۱۷۳۷ ـ زنى كه بچّه شير مى دهد و شير او كم است ، چه مادر بچّه باشد يا غير مادر ، با اجرت شير بدهد يا بدون اجرت ، اگر روزه براى بچّه اى كه شير مى دهد يا خود او ضرر دارد ، روزه او صحيح نيست ، و در صورت اوّل بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد ، و همچنين بنابر احتياط مستحبّ در صورت دوم ، و روزه هائى را كه نگرفته بايد قضا نمايد ، و اين حكم در صورتى است كه شير خوردن اين بچّه از راه ديگرى ميسّر نباشد ، و اگر ميسّر باشد واجب است آن زن روزه بگيرد.

راه ثابت شدن اول ماه

مسأله ۱۷۳۸ ـ اوّل ماه به چند چيز ثابت مى شود:
(اوّل) آن كه خود انسان ماه را ببيند.
(دوم) عدّه اى كه از گفته آنان يقين يا اطمينان پيدا مى شود بگويند ماه را ديده ايم ، و همچنين است هر چيزى كه به واسطه آن يقين يا اطمينان پيدا شود.
(سوم) دو مرد عادل بگويند كه در يك شب ماه را ديده ايم ، ولى اگر صفت ماه را بر خلاف يكديگر بگويند ، اوّل ماه ثابت نمى شود ، و همچنين اگر قابل تصديق نباشند ، مثل اين كه آسمان صاف باشد و عدّه استهلال كنندگان زياد باشند و غير از اين دو ديگران هر چه دقت كنند نبينند.
(چهارم) سى روز از اوّل ماه شعبان بگذرد كه به واسطه آن اوّل ماه رمضان ثابت مى شود ، و سى روز از اوّل ماه رمضان بگذرد كه به واسطه آن اوّل ماه شوّال ثابت مى شود.

ثبوت اول ماه به حكم حاكم شرع

مسأله ۱۷۳۹ ـ ثبوت اوّل ماه به حكم حاكم شرع محلّ اشكال است.

ثبوت اول ماه به قول منجّمين

مسأله ۱۷۴۰ ـ اوّل ماه به قول منجّمين ثابت نمى شود ، ولى اگر انسان از گفته آنان يقين يا اطمينان پيدا كند ، بايد به آن عمل نمايد.

بلند بودن و دیر غروب كردن و پيش از ظهر ديدن و طوق داشتن ماه

مسأله ۱۷۴۱ ـ بلند بودن ماه و دير غروب كردن آن ، دليل نمى شود كه شب پيش ، شب اوّل ماه بوده است ، ولى اگر پيش از ظهر ماه ديده شود آن روز اوّل ماه محسوب مى شود ، و ثبوت اوّل ماه به طوق داشتن ماه محلّ اشكال است.

چنانچه بعد ثابت شود که شب پیش اول ماه بود

مسأله ۱۷۴۲ ـ اگر اوّل ماه رمضان براى كسى ثابت نشود و روزه نگيرد ، چنانچه بعد ثابت شود كه شب پيش اوّل ماه بوده ، بايد روزه آن روز را قضا نمايد.

ثابت شدن اول ماه در شهرى یا شهرهای هم افق با آن

مسأله ۱۷۴۳ ـ اگر در شهرى اوّل ماه ثابت شود ، در شهرهاى ديگر ـ چه دور باشند چه نزديك ، چه در افق متّحد باشند يا نه ـ در صورتى كه در بیشتر از شب مشترک باشند ثابت می شود ، و در غیر این صورت ثبوت اول ماه در آنجا محل اشکال است.

ثبوت اول ماه به تلگراف

مسأله ۱۷۴۴ ـ اوّل ماه به تلگراف ثابت نمى شود ، مگر انسان بداند كه تلگراف بر اساس حجّت شرعيّه بوده است.

روزى را كه نمى ‏داند آخر ماه رمضان است یا اول شوال

مسأله ۱۷۴۵ ـ روزى را كه انسان نمى داند آخر ماه رمضان است يا اوّل شوّال ، بايد روزه بگيرد ، ولى اگر پيش از مغرب بفهمد كه اوّل شوّال است بايد افطار كند.

زندانى که راهى براى ثبوت ماه رمضان نداشته باشد

مسأله ۱۷۴۶ ـ اگر زندانى راهى براى ثبوت ماه رمضان نداشته باشد ، بايد به گمان از هر طريقى كه ميسّر است عمل نمايد ، و اگر آن هم ممكن نباشد هر ماهى را كه احتمال مى دهد ماه رمضان است روزه بگيرد صحيح است ، ولى بايد بعد از گذشتن يازده ماه از ماهى كه روزه گرفته ، دوباره يك ماه روزه بگيرد ، و اگر بعد از آن روشن شود كه آنچه را كه گمان كرده يا اختيار كرده ماه رمضان نبوده ، چنانچه معلوم شود ماه رمضان قبل از آن ماه بوده ، كفايت مى كند ، و اگر معلوم شود بعد از آن بوده بايد قضا نمايد.

روزه عيد فطر و قربان و يوم الشك به نيت اول ماه رمضان

مسأله ۱۷۴۷ ـ روزه عيد فطر و قربان حرام است ، و نيز روزى را كه انسان نمى داند آخر شعبان است يا اوّل ماه رمضان اگر به نيّت اوّل ماه رمضان روزه بگيرد حرام است.

روزه گرفتن زن بدون اجازه شوهر

مسأله ۱۷۴۸ ـ اگر زن به واسطه گرفتن روزه مستحبّى حقّ شوهرش از بين برود ، نبايد روزه بگيرد ، و بنابر احتياط مستحبّ اگر حقّ شوهر هم از بين نرود ، بدون اجازه او روزه مستحبّى نگيرد.

روزه مستحبى اولاد

مسأله ۱۷۴۹ ـ روزه مستحبّى اولاد ، اگر موجب اذيّت پدر و مادر شود حرام است.

نهی کردن پدر يا مادر فرزند خود را در بین روز از روزه مستحبى

مسأله ۱۷۵۰ ـ اگر فرزند بدون اجازه پدر روزه مستحبّى بگيرد و در بين روز پدر او را نهى كند ، چنانچه مخالفت او موجب اذيّتش باشد بايد افطار نمايد ، و همچنين اگر مادر او را نهى كند و مخالفت او موجب اذيتش باشد.

گفته طبیب با اینكه مى ‏داند روزه براى او ضرر ندارد يا دارد

مسأله ۱۷۵۱ ـ كسى كه مى داند روزه براى او ضرر ندارد ، اگر چه طبيب بگويد ضرر دارد ، بايد روزه بگيرد ، و كسى كه يقين يا گمان به ضرر مورد اعتنا يا ترس آن را كه منشأ عقلايى داشته باشد دارد ، اگر چه طبيب بگويد ضرر ندارد ، بايد روزه نگيرد ، و اگر روزه بگيرد صحيح نيست ، مگر اين كه روزه براى او ضرر نداشته و قصد قربت كرده باشد ، كه در اين صورت روزه اش صحيح است.

احتمال اینكه روزه برايش ضرر قابل اعتنا دارد

مسأله ۱۷۵۲ ـ اگر انسان احتمال بدهد كه روزه برايش ضرر قابل اعتنا دارد و از آن احتمال ترس براى او پيدا شود ، چنانچه احتمال او عقلايى باشد ، نبايد روزه بگيرد ، و اگر روزه بگيرد باطل است ، مگر در صورتى كه ضرر نداشته و قصد قربت كرده باشد.

كسى كه بعد از مغرب روزه براى او ضرر قابل اعتنا داشته

مسأله ۱۷۵۳ ـ كسى كه عقيده اش اين است كه روزه براى او ضرر قابل اعتنا ندارد ، اگر روزه بگيرد و بعداز مغرب بفهمد روزه براى او ضرر قابل اعتنا داشته، بايد قضاى آن را به جا آورد.

روزه های حرام غير از روزه‏ هايى كه ذكر شد

مسأله ۱۷۵۴ ـ غير از روزه هايى كه ذكر شد ، روزه هاى حرام ديگرى هم هست كه در كتابهاى مفصّل ذكر شده است.

روزه روز عاشورا و روزه يوم الشك بين عرفه و عيد قربان

مسأله ۱۷۵۵ ـ روزه روز عاشورا بنابر احتياط واجب جايز نيست ، و روزه روزى كه انسان شكّ دارد كه روز عرفه است يا عيد قربان مكروه است.

روزه ‏هاى مستحب افطار آن به دعوت مؤمن

مسأله ۱۷۵۶ ـ روزه تمام روزهاى سال ـ غير از روزه هاى حرام و مكروه كه ذكر شد ـ مستحبّ است ، و براى بعضى از روزها بيشتر سفارش شده است كه از آن جمله است :
۱ ـ پنجشنبه اوّل و پنجشنبه آخر هر ماه ، و چهارشنبه اوّلى كه بعد از روز دهم ماه است ، و اگر كسى آنها را به جا نياورد مستحبّ است قضا نمايد ، و چنانچه اصلا نتواند روزه بگيرد ، مستحبّ است براى هر روز يك مُد طعام يا (۶/۱۲) نخود نقره سكه دار به فقير دهد.
۲ ـ سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه.
۳ ـ تمام ماه رجب و شعبان ، و بعضى از اين دو ماه اگر چه يك روز باشد.
۴ ـ روز عيد نوروز.
۵ ـ روز چهارم تا نهم شوّال.
۶ ـ روز بيست و پنجم و بيست و نهم ذى قعده.
۷ ـ روز اوّل تا روز نهم ذى حجّه (روز عرفه) ، ولى اگر به واسطه ضعف روزه نتواند دعاهاى روز عرفه را بخواند روزه آن روز مكروه است.
۸ ـ روز عيد سعيد غدير (۱۸ ذى حجّه).
۹ ـ روز مباهله (۲۴ ذى حجه).
۱۰ ـ روز اوّل و سوم و هفتم محرّم.
۱۱ ـ روز ميلاد مسعود پيغمبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) (۱۷ ربيع الاوّل).
۱۲ ـ روز پانزدهم جمادى الاولى.
۱۳ ـ روز مبعث حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) (۲۷ رجب).
و اگر كسى روزه مستحبّى بگيرد واجب نيست آن را به آخر برساند ، بلكه اگر برادر مؤمنش او را به غذا دعوت كند ، مستحبّ است دعوت او را قبول كند ، و در بين روز اگر چه بعد از ظهر باشد افطار نمايد.

کسانی که روزه نيستندولی مستحب است از مبطلات خوددارى كنند

مسأله ۱۷۵۷ ـ براى چند نفر مستحبّ است در ماه رمضان ـ اگر چه روزه نيستند ـ از كارى كه روزه را باطل مى كند خوددارى نمايند:
(اوّل) مسافرى كه در سفر كارى كه روزه را باطل مى كند انجام داده باشد ، و پيش از ظهر به وطنش يا به جايى كه مى خواهد ده روز بماند برسد.
(دوم) مسافرى كه بعد از ظهر به وطنش يا به جايى كه مى خواهد ده روز در آن جا بماند برسد.
(سوم) مريضى كه بعد از ظهر خوب شود ، و همچنين است اگر پيش از ظهر خوب شود ، و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام داده باشد.
(چهارم) زنى كه در بين روز از خون حيض يا نفاس پاك شود.

نماز مغرب و عشاء را پيش از افطار خواندن يا در وقت فضيلت

مسأله ۱۷۵۸ ـ مستحبّ است روزه دار نماز مغرب و عشاء را پيش از افطار كردن بخواند ، ولى اگر كسى منتظر اوست يا ميل زيادى به غذا دارد كه نمى تواند با حضور قلب نماز بخواند ، بهتر است اوّل افطار كند ، ولى به قدرى كه ممكن است نماز را در وقت فضيلت آن به جا آورد.

منبع: سایت پاسخ سوالات شرعی برگرفته از استفتائات آیت الله العظمی وحید خراسانی.

 

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

نماهنگ خدا با ماست/ راهكار مواجهه کشور با مشکلات در بیان رهبر | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

من به شما عرض بکنم «إِنَّ مَعِىَ رَبِّى»، بدانید خدا با ما است؛ اگر ما خودمان، انگیزه‌مان، ایمان و عزم راسخمان را حفظ کنیم، عقلمان را به کار بیندازیم، تدبیر درست بکنیم، ما بر تمام این ترفندهایی که دشمنان از جبهه‌های مختلف و از جهت‌های مختلف به کار میبرند و حملاتی که میکنند -که بعضی خیال میکنند ما محاصره شدیم-، بر همه‌ی اینها فایق خواهیم شد

 

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: موسی به قوم خودش گفت که: «اِسْتَعِینُوا بِاللهِ وَاصْبِرُوا»(۱)؛ «فَلَمَّا تَرَٰءَا ٱلْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَٰبُ مُوسَىٰٓ إِنَّا لَمُدْرَکُونَ»(۲) وقتی که [قوم موسی] داشتند میرفتند، از دور، مجموعه‌ی فرعونی هم دیده شدند که دارند می‌آیند [به سمت اینها]، اصحاب موسی (علیه‌السلام) گفتند «إِنَّا لَمُدْرَکُونَ»، ما گیر افتادیم؛

«قَالَ کَلَّآ»(۳)

حضرت موسی فرمود ابدا، «کَلّآ»؛ «کَلَّآ إِنَّ مَعِىَ رَبِّى سَیَهْدِینِ»(۴) او هدایت میکند، میگوید چه‌کار کنید، کجا بروید.

 

من به شما عرض بکنم «إِنَّ مَعِىَ رَبِّى»، بدانید خدا با ما است؛ اگر ما خودمان، انگیزه‌مان، ایمان و عزم راسخمان را حفظ کنیم، عقلمان را به کار بیندازیم، تدبیر درست بکنیم، ما بر تمام این ترفندهایی که دشمنان از جبهه‌های مختلف و از جهت‌های مختلف به کار میبرند و حملاتی که میکنند -که بعضی خیال میکنند ما محاصره شدیم-، بر همه‌ی اینها فایق خواهیم شد و همه را ان‌شاءالله به خاک خواهیم نشاند.

 

۱) بخشی از آیه‌ی ۱۲۸ سوره‌ی مبارکه‌ی اعراف
۲) آیه‌ی ۶۱ سوره‌ی مبارکه‌ی شعرا
۳) بخشی از آیه‌ی ۶۲ سوره‌ی مبارکه‌ی شعرا
۴) همان

 

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

حکم دوستی با افراد لاابالی و سست ایمان | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

 

آيت الله شبيري زنجاني
آيت الله شبيري زنجاني

معاشرت با افراد سست ایمان

۹۶۹ – دوستى با افرادى که اهل تقیّد به احکام شرع نیستند و ایمانشان ضعیف است، چگونه است؟

پاسخ
اگر خوف تأثیر این دوستی در تضعیف عقیده انسان یا ترک واجبات یا مفسده دیگر گردد، جایز نیست، در غیر این صورت نیز انسان مؤمن شایسته است با کسانی دوستی کند که موجب تقویت ایمان وی می شوند، مگر اینکه احتمال عقلایی بدهد که دوستی با وی در جذب او به دین، مؤثر باشد.

 

منبع: سایت پاسخ سوالات شرعی برگرفته از استفتائات آیت الله العظمی شبیری زنجانی

 

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

اگر دین نداری آزاده باش | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

 بیان امام بیانگر این است که مردم کوفه چنان در ورطه بی دینی غوطه ور شده بودند که امام از آنها توقع رفتار دین مدار نداشت؛ بلکه از آنها می خواست به حداقل اقتضائات انسانی عمل کنند. این کلام امام(ع) زنگ خطر و مایه عبرت برای مسلمانان عصر حاضر است که از سرنوشت مردم کوفه درس گرفته و با اجتناب از اعمال و رفتاری که بوی تبعیت از هوا و هوس می دهد و یا برگرفته از جهل و نادانی و تعصب و جمود است دین خود را مستحکم نموده، خود را برای دفاع از قیام آخر الزمان و همراهی موعود جهانی آماده و مهیا سازند.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی
حضرت آیت الله مکارم شیرازی

اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید!

پرسش : چرا امام حسین(علیه السلام) در روز عاشوراخطاب به دشمنان فرمود: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید»؟

پاسخ تفصیلی: یکی از مشهور ترین سخنان امام حسین(علیه السلام) که منابع مختلف ـ با تفاوت هایی در جزییات ـ آن را نقل کرده اند، این کلام است که فرمود:

 «یا شیعه آل سفیان ان لَم یَکُن لَکُم دینٌ و کُنتُم لاتَخافونَ المَعادَ فَکونوا اَحراراً فِی دُنیاکُم»(۱)؛ (ای پیروان آل سفیان! اگر شما دین ندارید و از روز قیامتنمی ترسید، پس [لااقل] در زندگی خود آزاده باشید).

این سخن هم در منابع تاریخی شیعه و هم در منابع اهل سنّت ذکر شده است که مرحوم مجلسی در جلد چهل و پنجم «بحارالانوار»(۲) به بخشی از این منابع اشاره کرده است. بر این اساس شهرت روایی آن به حدّی است که می توان اطمینان داشت این جمله، کلام امام حسین(علیه السلام) است و ساخته و پرداخته تاریخ نویسان نیست.

معنای سخن امام(علیه السلام) این است که ای مردم اگر بندگی خدارا نپذیرفته اید و جهان پس از مرگ برای شما باور پذیر نیست و زندگی را در همین چند صباح دنیا تعریف می کنید، لااقل ارزش های انسانی را زیر پا نگذارید و به حجت های باطنی که از عقل و فطرت سرچشمه می گیرد پایبند باشید.

مورخین می گویند: این کلام ایشان در روز عاشوراو پس از آنکه همه یاران و اصحاب و فرزندان ایشان به شهادت رسیدند، در شرایطی از دو لب مبارکشان صادر شد که به تنهایی مشغول نبرد بودند و تیرها و نیزه‌ها از هر سو بدن مبارک ایشان را آماج خود قرار داده بود و امام آخرین رمق های خود را برای ادامه مبارزه و جهادبکار بسته بودند که ناگهان نگاهشان به لشکر انبوهی می افتد که به فرماندهی شمربن ذی الجوشن(لعنه الله علیه)، بین امام و خیمه‌های آن‌ حضرت فاصله شده و قصد حمله به خیمه‌های امام را داشتند. ایشان با دیدن این صحنه رو به آنها کرده و فرمودند: «ای پیروان آل ابی سفیان! اگر دین ندارید و از قیامت نمی‌هراسید، در دنیایتان آزاده باشید و… شمرگفت: حسین! چه می گویی!؟

امام فرمود: من با شما می جنگم و شما با من نبرد می کنید، این زنان گناهی ندارند؛ پس تا من زنده هستم از تعرض یاغیانتان به خانواده من جلوگیری نمایید و به خیمه‌ها حمله نکنید».

شاید این مطالب را هم بپسندید:

این بیان نورانی در آن لحظات حساس بیانگر این است که مردم کوفه چنان در ورطه بی دینی غوطه ور شده بودند که گویا امام(علیه السلام) دیگر از آنان توقع رفتاری مبتنی بر اصول و ملاک های دینی نداشت بلکه به حداقل اقتضائات و شاخصه های انسانی اکتفا نموده از آنها می خواست لااقل به محدوده حیوانیت تنزل نکنند؛ چراکه بالاخره حتی اگر انسان دینی اختیار نکرده باشد، اگر به درون خود و به عقل و فطرتش بنگرد و الزامات انسان بودن خویش را درک نماید، از بسیاری اعمال زشت اجتناب می نماید.

 

به راستی دلیل این رفتارهای جنون آمیز مردم چه بود و چه می شود که یک مسلمان آن چنان دچار ضعف دین می گردد که حتی با اصل دین و اولیای دین به جنگ بر می خیزد؟ آری قومی که شهوات دنیا و رسیدن به هوا و هوس و پیروی از ائمه طاغوت و حاکمان زر و زرو و تزویر را بر تقواو پاک دامنی و دینداری ترجیح دهند، نه تنها دین و مسلمانی که حتی اولیات و ابتدایی ترین اصول و شاخصه های انسانی را نیز از دست می دهند و همین تهی شدن سبب می شود که این طور در مقابل امام به حق خود بایستند و برای کشتنش از هر راهی و به هر شکلی و هر جنایتی دست بزنند که نمونه کوچک آن حمله به خیام حرم و اذیت و آزار یک مشت زن و بچه بیگناهبود.

آری این ارتکاب محرمات و انجام گناهاست که پایه های دین را در انسان متزلزل می کند؛ به عنوان نمونه یکی از گناهانی که انسان را از دایره دین مداری خارج می سازد و امام در روز عاشورابر روی آن انگشت گذاشته و آن را یکی از دلایل این وضعیت کوفیان معرفی می کند حرامخواری و لقمه حرام است.

مورخین می گویند: امام حسین(علیه السلام) در روز عاشوراطی سخنان متعدد و طولانی خطاب به لشگر عمر سعد آنها را به پیروی از خود فرا خواند اما نه تنها پاسخ مثبتی از جانب آنان دریافت نکرد حتی با بی توجهی و جسارت آنها مواجه شد و لذا با سوز و گداز فرمود: «فَقَدْ مُلِئَتْ‏ بُطُونُکُمْ‏ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَى قُلُوبِکُمْ وَیْلَکُمْ اَ لَا تُنْصِتُونَ اَ لَا تَسْمَعُونَ فَتَلَاوَمَ اَصْحَابُ عُمَرَ بْنِ سَعْدٍ بَیْنَهُمْ وَ قَالُوا اَنْصِتُوا لَهُ»(۳)؛ (آری در اثر غذاهای حرامکه شکم های شما از آنها انباشته شده، خداوند این چنین بر دلهای شما مهر زده است وای بر شما! چرا ساکت نمی شوید؟! چرا به سخنانم گوش فرا نمی دهید؟!).

امام(علیه السلام) در هنگام ورود به سرزمین کربلا نیز فرمود: «اِنَّ النَّاسَ عَبِیدُ الدُّنْیَا، وَالدِّینُ لَعْقٌ عَلَى اَلْسِنَتِهِمْ‏ یَحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایِشُهُمْ فَاِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیَّانُونَ”»(۴)؛ ( این مردمان بندگان دنیایند و دین مانند امری لیسیدنی بر زبان آن‌ها افتاده است تا هنگامی به دنبال دین می‌روند که معیشت آن‌ها برقرار باشد، اما هنگامی‌که در امتحان افتند، دین‌داران اندک خواهند بود) خود دلیل روشن و شاهد صادقی بر ضعف دین و صوری بودن و ظاهری بودن مسلمانی این مردم است و همین بی دینی کار آنها را به مقابله با امام زمانشان کشانید و امام با این کلام دقیقا بر همین نقطه ضعف آنان انگشت گذاشت.
براستی! اگر مسلمانان در پی هوا و هوس های خود باشند و رسیدن به شهوات و امیال نفسانی را بر حق مداری و حقیقت جویی برگزینند و آموزه های دینی و شاخصه های الهی را از سرچشمه های اصلی آن دریافت نکنند، ممکن است به سرنوشت مسلمانان کوفه و لشگریان عمر سعد(لعنه الله علیه) گرفتار شوند.

اتفاقی که در عصر ما نیز نشانه های آن وجود دارد و مسلمانانی را می بینیم که با وجود تظاهر به دین داری، حتی از مدار انسانیت خارج شده، و از حیوان پست تر می شوند. نظیر اقداماتی که برخی جریانات افراطی همچون وهابیت، داعش و القاعده و… در اوج رذالت و پستی انجام می دهند و روح و قلب هر انسان آزاده ای را متاثر نموده و به درد می آورند.

بله ما نیز با شنیدن این کلام امام(علیهم السلام) باید به فکر فرو رفته از عاقبت خود بیمناک باشیم و با تلاش و کوشش از خود مراقبت نماییم که مبادا با دنیا پرستی و شهوت رانی به جایی برسیم که نه تنها از آموزه های دینی بلکه از عقل و فطرت و وجدان فاصله گرفته و مرزهای حیوانیت و وحشی گری را در نوردیم. کما اینکه در روایات معصومین(علیهم السلام) راجع به آخر الزمان و نصوص وارده پیرامون قیام مهدی(عجل الله فرجه الشریف) این مطلب بصورت روشن و واضح به چشم می آید که مهمترین دشمنان و مقابله کنندگان با مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه) نیز همین منحرفین از دین و آموزه های اصیل دین هستند که دنیا پرستی و شهوت رانی آنها را ازاصلدین دور نموده و تنها ظاهری از دین برایشان باقی نهاده است.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) در احوال مردم آخر الزمان فرمودند: (زمانی بر مردم بیاید که شکم هاشان خدایان آنها شود، و زنانشان قبله گاهشان و پولشان همان دینشان شود و کالاهای دنیوی را مایه شرف و اعتبار و ارزش خویش دانند. از ایمان جز نامی و از اسلامجز آثاری و از قرآن جز درس نماند. ساختمان های مسجدهایشان آباد باشد ولی دلهایشان از جهت هدایت خداخراب شود …)؛ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی اللهعلیه و اله) یَاْتِی‏ عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ‏ بُطُونُهُمْ آلِهَتُهُمْ وَ نِسَاوُهُمْ قِبْلَتُهُمْ وَ دَنَانِیرُهُمْ دِینُهُمْ وَ شَرَفُهُمْ مَتَاعُهُمْ لَا یَبْقَى مِنَ الْاِیمَانِ‏ اِلَّا اسْمُهُ وَ لَا مِنَ الْاِسْلَامِ اِلَّا رَسْمُهُ وَ لَا مِنَ الْقُرْآنِ اِلَّا دَرْسُهُ مَسَاجِدُهُمْ مَعْمُورَهٌ مِنَ الْبِنَاءِ وَ قُلُوبُهُمْ خَرَابٌ عَنِ الْهُدَى …».(۵)

این کلام زنگ خطر و مایه ترس و وحشت برای ماست که از سرنوشت مردم کوفه درس گرفته و با اجتناب از اعمال و رفتاری که بوی تبعیت از هوا و هوس می دهد و یا برگرفته از جهل و نادانی و تعصب و جمود است خود را از بی ایمانی و ضعف دینداری در امان نگه داریم. امید است که برای دفاع از قیام آخر الزمانو همراهی موعود جهانی آماده و مهیا باشیم.

پی نوشت:

(۱). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، محقق / مصحح جمعى از محققان‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق، ج ۴۵، ص ۵۱.(۲). همان.
(۳). بحار الأنوار، همان، ج ‏۴۵، ص ۸.
(۴). موسوعه کلمات الامام الحسین(ع)، محمود شریفی و دیگران، چاپ اول: قم، معهد تحقیقات باقرالعلوم، ۱۴۱۵ ق، ص ۳۷۳.
(۵). بحار الأنوار، همان، ج ۲۲، ص ۴۵۳.

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

فلسفه قصاص چیست | پاسخ سوالات شرعی | سوالات شرعی و احکام

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام

 

قصاص حکم مترقی اسلام

دین الهی از سه لایه‌ نظام باورمندی (جهان‌بینی)، نظام ارزشی (اخلاق) و نظام عملی (شریعت یا فقه) تشکیل شده است. نظام باورمندی، مجموعه‌ای منسجم از شناخت‌های به باورنشسته از حقایق تودرتوی عالم وجود است. تصویر روشنی از فرایند آفرینش هستی و انسان تا نقطه‌ تکامل آن. نظام ارزشی به مجموعه‌ای از مفاهیم نظر دارد که تحقق آن یا هدف اصلی از آفرینش انسان است و یا به مثابه‌ اهدافی میانی و ابزارهایی ضروری، هدف غایی آفرینش او را محقق می‌کند.

 

منظور از نظام عملی یا شریعت، مجموعه‌ای از الگوهای رفتاری فردی و اجتماعی، عبادی و غیر عبادی است که فرد مسلمان و جامعه‌ اسلامی را در تحقق ارزش‌های اصیل الهی و رسیدن به نقطه‌ اوج کمال و سعادت حقیقی یاری می‌کند. این سه مجموعه، کاملا مرتبط، منسجم و در هم تنیده است و تغییر در هرکدام به دگرگونی در دیگری منتهی می‌شود. همچنانکه در یافتن جهان‌بینی روشن و درست، به عقل و وحی نیازمندیم؛ در فهم نظام ارزشی و عملی نیز به هردو محتاج هستیم. با ورود تفکرات غربی پس از رنسانس به جوامع مسلمان و پدیدآمدن تعارض‌ها و تضادهای فکری در ذهن دسته‌ای از تحصیلکرده‌های غرب‌دیده یا غریب‌زده، موج تردید در باورها، ارزش‌ها و آموزه‌های عملی دینی به جوامع اسلامی هم سرایت کرد.

 

بسیاری از روشنفکران خودباخته و مرعوب پیشرفت‌های فن‌آورانه‌ غرب، با مسلم انگاشتن عقلانیت غربی و اتکا به نظریه‌های جدید اندیشمندان آن سامان، در توصیف و تبیین واقعیت‌های جهان غرب و انسان غربی و ارائه‌ الگوی عملی برای درمان ‌دردها و ارتقاء مادی و اجتماعی او، کوشش کردند تا این مسائل را بر جوامع مسلمان هم تحمیل کرده و همان مفاهیم نظری و مدل‌های عملی را برای جوامع خود تجویز کنند. از این رو دست به کار شده و همه‌ مفاهیم دینی و برنامه‌ها و مدل‌های عملی تشریعی را که با عقلانیت غربی ناسازگار به نظر می‌رسید به تیغ اصلاحات توهمی خود سپردند. حوزه‌ احکام حقوقی و جزایی اسلام یکی از مهم‌ترین حوزه‌هایی است که مورد دستبرد روشنفکران قرار گرفته و تلاش مستمری را برای دگرگونی آن به سمت غربی و عرفی‌شدن به کار گرفته‌اند. در نوشتار حاضر یکی از شبهات مربوط به قانون قصاص و نیز نگاه اسلام به برده داری مورد بررسی و نقد قرار گرفته است.
***

چکیده شبهه

رسم اجتماعی برده‌داری یکی از احکام امضایی اسلام است. پیامبر اسلام به علت شرایط خاص اجتماعی و تنگناهایی که در براندازی این رسم زشت و غیر انسانی وجود داشت، ناچار شد آن را بپذیرد؛ اما همواره به دنبال آن بود که آن را به کلی برانداخته حکم جواز آن را به حکم حرمت اصلاح کند. از این رو پیامبر با وضع مقرراتی تلاش کرد تا آن را تعدیل کرده و شدت آن را بکاهد. این روند همچنان ادامه داشت تا جایی که کم کم حکم جواز آن نفی شده و همگان امروزه برده‌داری را رفتاری غیرانسانی و غیراسلامی می‌دانیم. آموزه‌ قصاص هم مانند برده‌داری از احکام امضایی اسلام به شمار می‌رود. از آنجا که مسلمانان، حکم امضایی برده‌داری را به علت اینکه اخلاقاً ناموجه و نقض حقوق بشر است، کنار گذاشتند، پس می‌توانند حکم امضایی قصاص را هم به همین علت کنار بگذارند. نه برده‌داری و نه قصاص، هیچ یک، اسلامی و الهی نیستند!

 

مقدمه

قصاص یکی از احکام مهم کیفری در نظام حقوقی اسلام است و قرآن کریم قصاص را مایه حیات جامعه می‌داند. تشریع حکم قصاص حکمت‌های گوناگونی دارد: حرمت نهادن به جان و سلامت بدنی انسان‌ها، پیشگیری از روی دادن انتقام‌های کور و به دور از عدالت و جلوگیری از جرأت‌یافتن جنایتکاران در کشتن، ناقص‌کردن و زخمی‌کردن دیگر افراد جامعه. حیات سالم اجتماعی در گرو وجود امنیت و آسایش عمومی و رعایت حقوق و تکالیف متقابل است و آسایش عمومی هم بر حفظ اصول و ارکان حیات اجتماعی تکیه دارد. با نگاهی استقرایی و بدون تأکید بر انحصار، مؤلفه‌های اصلی حیات اجتماعی عبارتند از: دین، جان، مال، امنیت و خرد انسانی. اصول نامبرده زیربنای جامعه سالم را تشکیل می‌دهد و هرکدام با اجزا و فروعات خود، همه مصالح مهم و ارزشمند جامعه را فرا می‌گیرد.

 

احکام شریعت اسلامی (والبته با کمی تفاوت، همه نظام‌های حقوقی) برای صیانت و مراقبت از این ۵ عنصر مهم تشکیل شده و می‌شود. نظام حقوقی اسلام، بمانند دیگر نظام‌های فکری و عملی آن، بر پایه‌ فطرت انسانی بنا شده است و هرگز نمی‌تواند خاستگاه فطری خود را در جعل احکام و حقوق نادیده بگیرد. از این رو هرگونه تبدیل و تبدل در احکام دین، چه فردی و چه اجتماعی، چه حقوقی و چه کیفری، تا زمانی موجه و مقبول است که برپایه‌ امر فطرت صورت گیرد. تنافی با پسندهای زمانه و تعارض با حقوق مدرن و بهانه‌های واهی دیگر دلیل درست و قانع‌کننده‌ای برای دست برداشتن از آموزه‌ها و احکام دینی نیست و با منطق تفکر و عمل انسانی ناسازگار است.

 

شاید این مطالب را هم بپسندید:

احکام امضایی
و احکام تاسیسی در اسلام
شریعت اسلامی در برخورد با زندگى انسان‌ها و شيوه‌هاى متداول در میان آنها، يكسره از موضع نفى يا اثبات برخورد نكرده است؛ بلكه گاهی كاملا آن‌ شیوه‌ها را پذيرفته و تأييد كرده، گاهی با اعمال اصلاحات و حذف و اضافه‌هایی به آن رسمیت بخشیده و گاهی آن را باطل و ناروا معرفی کرده است. اگر وجود سيره‌ها و روش‌های عقلایی در میان مردم برای حفظ نظم اجتماعى و تسهيل معيشت آنها هدف‌گذاری شده باشد و مصلحتى مقبول و توجیه‌پذیر آن را همراهی کند، از سوی شریعت به رسمیت شناخته می‌شود. نظير اكثر احكام و مقررات راجع به قراردادها. گاهی رويه‌های جاری ، مفيد و دارای مصلحت است اما به عللی نيازمند اصلاح و بازنگرى است؛ در اين گونه موارد، شارع با افزودن برخى قيود و شروط، بناى عقلا را می‌پذیرد.

 

از این رو آن دسته از اين قواعد، مقرّرات و مراسم، كه شارع آن‌ را هرچند با سكوت رضایت‌آمیز پذیرفته و به طور كامل يا إعمال اصلاحات جزئى يا كلّى تأييد و امضا كرده است، احكام امضايى ناميده مى‌شود. در مقابل این دسته، دسته احكام تأسيسى قرار دارد.(۱) حكم تأسيسى به حکمی می‌گویند كه شارع مقدس آن را براى نخستين بار، بدون هيچ پيشينه‌اى نزد عرف و عقلا، تشريع كرده است؛ مانند بسيارى از احكام پنج‌گانۀ تكليفى همچون نماز، روزه و ارث و پاره‌ای از احكام كيفرى، مانند قطع انگشتان دست دزد،….(۲) مهم‌ترین وجه تمايز احكام تأسيسى از احكام امضايى اين است كه در حكم تأسيسى، شرايط، قلمرو و مفاد حكم، مستخرج از ادلۀ شرعى است؛ در حالى كه در احكام امضايى، با رجوع به عرف و سيرۀ عقلا، نوع و نحوۀ اجراى حكم توسط آنان در زمان امضای حکم از سوی شارع، به مفاد و شرايط حكم دست می‌يابیم.(۳)

 

احکام امضایی، پویایی و عقلانیت

همواره چنين نيست كه احكام امضايى به علت پسنديده‌بودن، مورد امضا و تأييد شارع قرار گرفته باشند؛ بلكه اين گونه احكام بر دو قسمند: یکم: «احكام امضايى مطلوب» و دوم: «احكام امضايى تحميلى».
احکام امضایی تحمیلی احکامی هستند كه نه به سبب موجه و مطلوب‌بودن، بلكه به سبب رواج در میان عرف و وجود محذورات اجتماعى در مخالفت با آنها، موقتا مورد امضا قرار گرفته‌اند. در حقيقت، پذيرش اين دسته از احكام، بر شريعت تحميل شده است؛ در حالى كه احکام امضایی مطلوب این گونه نيست و به سبب عقلايى، منطقى و موجه‌بودن از منظر نظام حقوقی اسلام، مورد تأييد شرع قرار گرفته‌ است. براى مثال در زمان بعثت حضرت ختمى مرتبت (صلی الله علیه و آله) موضوع برده‌داری، امری معمول و رايج ميان عرف بود؛ به گونه‌اى كه برده‌داری دست کم، يكى از منابع اصلى مالكيت به شمار می‌رفت. اگر شريعت اسلام آن را نمى‌پذيرفت و آن را باطل اعلام می‌کرد، در واقع اصلى‌ترين منبع ثروت مردم را كأن لم يكن اعلام می‌کرد.

 

به خوبی روشن است که از میان برداشتن چنین مناسبات ریشه‌داری در میان مردم، بدون مقدمات لازم اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، می‌تواند پیامدهای بسیار ویرانگری برای جامعه ایجاد کند و از سوی دیگر بسیاری از مردم را بر علیه دین تهییج و تحریک کرده و دشمنی‌ها را بدون حکمت افزایش دهد. از این رو آن را به نحو تحميلى پذيرفت، اما سياستى اتخاذ كرد كه برده‌دارى به تدريج ملغى و منسوخ شود. هرچند برده‌گیری و برده‌داری از طریق جنگ را پذیرفت و آن را ‌ ملغی نکرد؛ زیرا در این امر حکمت‌هایی وجود دارد که در جای خود از آنها بحث شده است.(۴)

 

اما احكام امضايى مطلوب، به سبب برخورداری از مبنایی عقلایی، داشتن قابلیت بقا، نقش تسهیل‌کننده و سامان‌دهنده در امور اجتماعی، پذیرفته و امضا می‌شود؛ هرچند ممکن است اصلاحات و تغییراتی در آن اصورت گیرد. از این رو هیچگونه ملازمه‌ای میان امضایی‌بودن حکم و عدم ثبات و دوام آن وجود ندارد؛ بلکه حکم امضاشده نیز مانند احکام تأسیسی، مشمول حدیث امام صادق(ع) قرار دارد که فرمود: «حلال محمد تا روز قیامت حلال و حرام او تا روز قیامت حرام است»!(۵)احکام امضایی مطلوب یا ریشه در عقلانیت انسان‌ها دارد و یا از شریعت‌های گذشته بر جای مانده است و از این رو مورد تأیید شریعت اسلامی قرار گرفته است. بنابر این ادعای اینکه اسلام بر مبنای جبر اجتماعی به پاره‌ای از احکام رایج در میان مردم زمانه نزول تن داده است و امروزه که چنان جبری وجود ندارد باید در تغییر و اصلاح آن احکام اقدام کرد، ادعایی باطل و نارواست. اگر به تاریخ نزول قرآن و تشریع احکام عملی بنگریم، خواهیم دید که رفتارها و احکام فراوان دیگری وجود داشت که اتفاقا از منظر فرهنگ عامیانه، مهم‌تر و ریشه‌دارتر بود ولی به سبب آنکه آموزه‌هایی غیرانسانی، ملحدانه و نامعقول بود، اسلام با آن به ستیز برخاست و آن را برانداخت. رسم میخوارگی، انواع ازدواج‌های باطل و روابط نامشروع، شرک و بت‌پرستی، زنده در گور کردن دختران و ده‌ها رسم و عادت غلط و نامعقول و غیراخلاقی دیگر با شدت و صراحت باطل و انکار شد.

 

آموزه‌ قصاص
حقی انسانی و تأثیرگذار

آموزه‌ قصاص در میان جوامع انسانی بی‌سابقه نبوده است؛ حتی در کهن‌ترین قوانین برجای مانده از ادیان و تمدن‌های گذشته نمونه‌هایی از “مقابله به مثل” وجود دارد؛ باور به حق قصاص برای فردی که موردتجاوز قرار گرفته، باوری است که ریشه در وجدان و فطرت انسانی دارد. انسان‌ها با وجدان و فطرت خویش به خوبی درک می‌کنند که اگر کسی عامدانه و با قصد قبلی به ضرب، جرح یا قتل دیگری اقدام کرد و یکی از امکانات حیاتی او را مورد هجوم و نابودی قرار داد، فرد تجاوزشده، حق دارد مثل همان رفتار را با فرد جانی و تجاوزگر انجام دهد. از آنجا که اسلام نظام باورمندی و ارزشی و عملی خود را بر مبنای فطرت قرار داده است آموزه‌ قصاص را پیشنهاد کرده و آن را حق مجنی‌علیه دانسته است. در نظام حقوقی و کیفری اسلام هم قصاص، از نظر مفهومی، همان مقابله به مثل است، اما با توجه به ویژگی‌ها و شرایطی که برای آن مقرر شده، می‌توان ادعا کرد که قصاص، نهادی جدید و کاملا متفاوت با چیزی است که در گذشته وجود داشته است. بنابراین وجود سابقه تاریخی برای قصاص، خصوصا در ادیان گذشته، دلیلی بر امضایی بودن آن نیست.(۶) البته در مواردی که قصاص رواست، دو راه پیشنهادی دیگر هم وجود دارد که مجنی‌علیه بر اساس مصالح و مقاصد خود می‌تواند هرکدام را انتخاب کند؛ آن دو راه یکی گرفتن خسارت مالی و دیگری بخشش است.

 

نکته مهم در تشریع قصاص از یک سو و تشویق به بخشش از سوی دیگر این است که مجنی علیه یا خانواده او نخست حق اعمال مقابله به مثل و فرونشاندن خشم خود از جنایت و جانی را داشته باشند ولی با ایجاد انگیزهای درونزا و برون‌زا به بخشش رو آورند. اگر شارع مقدس از ابتدا راه قصاص را بر مظلوم و خانواده او می‌بست و آنها را بر اموری که اکراه دارند، اجبار می‌کرد، خشم‌ها و کینه‌ها همچنان در سینه‌ها متراکم می‌شد و فاجعه‌هایی به مراتب سهمگین‌تر روی می‌داد!

 

نتیجه‌ سخن آنکه:
۱. امضایی بودن برخی از احکام اسلامی، به معنی موقتی‌بودن آن و برنامه‌ریزی اسلام برای حذف کامل آن نیست.
۲. مقایسه رسم برده‌داری با آموزه‌ قصاص، از آن جهت که هر دو احکامی امضایی‌اند و از این رو باید نفی و محو شوند، نتیجه‌ای باطل و ناموجه است؛ زیرا هرکدام از این دو رفتار دلیل خاص خود را داشته و حکمت متفاوتی دارند. علاوه‌بر این با بررسی تاریخ احکام فقهی و کتابها‌ در می‌یابیم که آموزه‌ قصاص از احکام امضایی نیست!

 

۳. از منظر نظام حقوقی و کیفری اسلام، فلسفه‌ قصاص، جلوگیری از انتقام‌های کور، حفظ امنیت جامعه، پاسداشت سلامت جسم و روان انسان‌ها، تنبیه مجرم و اعمال حق مقابله به مثل برای فرد مورد جنایت قرار گرفته است و از این جهت، کاملا با موضوع برده‌داری متفاوت است.

۴. به فرض منتفی‌شدن برخی از احکام امضایی یا موضوعات آنها، چنین امری هرگز دلیل امکان یا الزام دیگر احکام امضایی نیست؛ بخصوص در مواردی که هنوز مصلحت و فلسفه آن حکم باقی باشد.

۵. کارکرد اصلى قصاص در بازدارندگى و پیشگیرى از وقوع جرایم است و تنها با وجود مجازات قصاص، جرایم علیه‌اشخاص را مى‌توان به حداقل ممکن رساند و چنین هدفى با هیچ مجازات دیگرى تأمین نخواهد شد.

* مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهاتحوزه علمیه قم،
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. مبسوط در ترمينولوژى حقوق، ج ۱؛ ص ۱۸۷ و جامع الشتات ص ۱۷۶.
۲. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع)، ج‌۳، ص: ۳۵۰
۳. الشروط او الالتزامات التبعيهًْ فى العقود، ج ۱؛ ص۹۸- ۹۹.
۴. محقق داماد، قواعد فقه ، ج‌۱، ص: ۷
۵.کافی ، ج ۱ ، ص ۵۸
۶.خسروشاهی، قدرت الله؛ فلسفه قصاص از دیدگاه اسلام؛ قم ، بوستان کتاب قم، چاپ اول ۱۳۸۰، ص ۷۳

بهترین سایت پاسخ به سوالات شرعی و احکام